<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle></JournalTitle>
                <Issn></Issn>
                <Volume></Volume>
                <Issue></Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>26</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>تحلیل تبیینی خاستگاه فطری احکام از دو بعد هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">5000786</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>فاطمه</FirstName>
            <LastName>فاطمی</LastName>
            <Affiliation>دانشجوی دکتری - باقرالعلوم ع</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0002-9901-5442</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2024</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>01</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">فرضیه¬پردازان کلام جدید و فلسفه دین در زمینه‌ی فطری بودن دین و نیز تطبیق اصول دین با فطرت، بسیار نگاشته‌اند. اما فروع دین نیز دارای خاستگاهی فطری است و فقه اسلامی هماهنگ و مبتنی بر ساحت اصیل انسانی(فطرت) در راستای کمال بشری پویا و جاودانه است. با تبیین خاستگاه فطری احکام انگیزه‌ی بیشتر و بهتری در فهم و عمل به دستورات فقهی پدید می‌آید. 
از این رو نوشتار حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که؛ آیا احکام فقهی(فروع دین) نیز خاستگاهی فطری دارند؟ چه دلایل و شواهدی بر اثبات این مدعا از دو بعد هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی وجود دارد؟ یافته های حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که؛ اثبات فطری بودن دین، بیان ویژگیهای وجودی مشترک احکام و فطرت، تناسب احکام با فطرت بر پایه‌ی عقاید، رابطه‌ی احکام با فطریات احساسی و تطبیق آن بر فطریات ادراکی، به وسیله بیان حسن و قبح عقلی، ارتباط مصالح و مفاسد و ... از شواهدی هستند که در تبیین تحلیلی فطری‌بودن احکام از دو بعد هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی می‌توان از آنان بهره جست.
</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فطرت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">دین</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">احکام</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فطریات احساسی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فطریات ادراکی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
