TY - JOUR ID - 5003871 TI - واقع‌گرایی از منظر جورج وارنوک و جورج ادوارد مور در پرتو رابطه باید و هست JO - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) JA - 14 LA - fa SN - 2008-8876 AU - Goudarzi, Hamid Reza AD - دکتری تخصصی AU - Qarehbaghi, Hassan AD - دکتری - فلسفه دین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) Y1 - 2026 PY - 2026 VL - 17 IS - 1 SP - EP - KW - رابطه‌ی بین باید و هست KW - جورج ادوارد مور KW - جورج وارناک KW - مغالطه‌ی طبیعت‌گرایانه KW - واقع‌گرایی اخلاقی DO - 10.22034/kalami.2026.5003871 AB - نسبت میان واقع‌گرایی اخلاقی و رابطه «باید و هست» از مسائل بنیادین فرااخلاق است. در این میان، خوانش رایج از جورج ادوارد مور او را منکر استنتاج باید از هست معرفی می‌کند. جورج وارنوک در نقد مور وی را قائل به عدم ارتباط باید و هست می‌داند و خود به دنبال اثبات این رابطه است. هدف این پژوهش بازخوانی تطبیقی دیدگاه وارنوک و مور جهت روشن‌سازی موضع واقع‌گرایانه آن‌ها در قبال رابطه باید و هست در ضمن نقد تفسیر رایج از مغالطه طبیعت‌گرایانه مور است. روش پژوهش به صورت توصیفی‑تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و تحلیل محتوای آثار اصلی است. وارنوک با تأکید بر معیارهای عقلانی و مبتنی بر رفاه عمومی، پیوند ضروری میان واقعیت‌ها و ارزش‌ها را اثبات می‌کند. برخلاف برداشت رایج، این نوشتار نشان می‌دهد مور ضمن تفکیک «خوب و بد» از «باید و نباید»، مفهوم «باید» را به دو قضیه از سنخ «هست» یعنی قضیه علی‑معلولی و قضیه خوبی ذاتی تحویل می‌برد و در نتیجه استنتاج باید از هست را می‌پذیرد. لذا هر دو فیلسوف در چارچوب واقع‌گرایی اخلاقی، رابطه منطقی میان باید و هست را تأیید می‌کنند و تفسیر از مور به عنوان بنیان‌گذار «مغالطه باید و هست» نادرست است. UR - https://kalami.nashriyat.ir/node/5003871 L1 - ER -