@article { author = {Hashemi, Seyed hashem}, title = {نقش معتزله در تخریب شخصیت هشام ابن حکم و نسبت دادن تجسیم به او و تأثیرآن بر محدثان شیعی}, journal = {معرفت کلامی 10، بهار و تابستان 1392}, volume = {4}, number = {1}, pages = {7-30}, year = {2013}, publisher = {Imam Khomeini Educational and Research Institute}, issn = {2008-8876}, eissn = {2980-8316}, doi = {}, abstract = { Corporealization which means attributing corporeality to God as the creator of the universe is one of the contentious and most-debated concepts in Islamic theology. It should be said about the historical background of corporealization and penetration of these types of thought that there has been more room for corporealization to be manifested in the views of other sects. However, early Mu'tazilites have attributed the belief in the corporality of God to Hisham Ibn Hakam, the great theologian of the time when Infallible Imams were present. This attribution has been taken into consideration by Non-Shia historiographers of sects and some Shia traditionists and mentioned in their works. Taking into consideration previous theological works, Mu'tazilites can be regarded as the first scholars who have proposed this attribution. With regard to the reasons of this attribution, some researchers have referred to Mu'tazilites' motives, competition and revenge-seeking. Mu'tazilites have exerted influence on both non-Shia and Shia works and sources. Such an attribution has certainly led to Hisham's ambiguous personality. For instance, there are at least five hadiths is Usool Kafi (the Book of sufficient principles) and some others in Sheikh Sadooq's book, Towhid and Kashi's book, Rejal (authorities of hadith), about the attribution of corporealization to Hisham. There are very few articles and research on Hisham, in which this idea is not affirmed or rejected}, keywords = {Hisham Ibn Hakam, corporealization, criticism, Hadith, Rejal, Mu'tazilites, }, title_fa = {نقش معتزله در تخریب شخصیت هشام ابن حکم و نسبت دادن تجسیم به او و تأثیرآن بر محدثان شیعی}, abstract_fa ={تجسیم به معنای اطلاق جسم بر خالق هستی، یکی از مفاهیم جنجالی کلام اسلامی است. در باب پیشینه‌ی تاریخی تجسیم و نفوذ اندیشه هایی از این دست باید گفت تجسیم در اندیشه‌ی فرق دیگر مجال بروز و ظهور بیشتری داشته است، اما معتزلیان نخستین به هشام بن حکم، متکلم بزرگ عصر امامت نسبت تجسیم داده اند. این نسبت کانون توجه فرق نگاران غیرشیعی و نیز برخی محدثان شیعی قرار گرفته و آن را در آثار خود آورده اند. باتوجه به نوشته ها و آثار و مباحثات پیشین کلامی، باید معتزله را نخستین نسبت دهندگان دانست. در علل و چرایی این نسبت، برخی محققان به انگیزه ها و رقابت و کینه جویی معتزله اشاره کرده اند. ادعای معتزله علاوه بر منابع غیرشیعی، بر آثار شیعی نیز اثر گذاشته است. پیامد این نسبت را می باید ابهام در شخصیت هشام شمرد. برای نمونه دست کم بیش از پنج روایت در اصول کافی و روایاتی در توحید صدوق و رجال کشی، در زمینه‌ی نسبت تجسیم به هشام وارد شده است. درباره‌ی هشام کمتر نوشته و یا پژوهشی را می توان یافت که به اثبات و یا نفی این موضوع نپردازد.}, keywords_fa = {هشام‌بن حكم، تجسيم، نقد، روايت، رجال، معتزله، شيعه ,}, url = {https://kalami.nashriyat.ir/node/671}, eprint = {https://kalami.nashriyat.ir/sites/kalami.nashriyat.ir/files/article-files/1_4.pdf} }