روش تجربی در قدیمیترین و رایجترین الگوی خود، روشی است که بر پایۀ مشاهدات حسی به نظریه میرسد، هرچند تقریرها و تحلیل¬های مختلفی از این روش در میان فیلسوفان علم مطرح شده است. این روش صرفاً در مسائل طبیعی کارآیی دارد و از اثبات یا انکار امور ماوراءطبیعی ناتوان است. در عین حال، دستاوردهای روش تجربی برای اثبات یا انکار آموزههای دینی ـ به ویژه آموزه¬های اعتقادی ـ بسیار کارآمدند و موافقان و مخالفان دینباوری از آن دستاوردها به نفع خود بهره می¬برند.. این نوشتار، با روش تحلیلی به بررسی نقش روش تجربی در پذیرش مبناییترین آموزۀ دینی یعنی «وجود خدا» در آثار اندیشمندان دینی پرداخته است. با توجه به تحقیق در ادلۀ اثبات وجود خدا، این نتیجه به دست میآید که عالمان دینی ـ خواه مسلمان و خواه غیرمسلمان ـ با بهرهگیری از روش تجربی به تقریر سه برهان مهم نظم، حدوث و حرکت پرداخته¬اند و وجود خدا را اثبات کرده¬اند.