Thinkers have different opinions about the reality of man. Some of them consider that the reality of man is his apparent body, and some others believe that there is another reality in addition to the apparent body. There is a wide disagreement among scientists on the quiddity of this other reality. Some consider it as a kind of material thing inside the body, and others regard it as non-material and abstract. This paper presents evidence based on transmitted science and intellectual reasoning to prove that the soul has an abstract nature. Using a method based on transmitted sciences, this paper cites several famous verses as an evidence. There are also some other verses that can be referred to in this regard. Making enquiry into the Qur'anic verses and taking into account the view of the Qur'an about the characteristic features of human beings, this research tries to prove the non- material rational domain exists in at least some people. The paper also presents evidence and reasons to which not much attention is given
Title :دلایل و شواهد قرآنی بر تجرد عقلی روح در قرآن
Abstract:
متفکران آرای مختلفی دربارهی حقیقت انسان دارند. برخی از آنان حقیقت انسان را جسم ظاهری او دانسته اند و برخی دیگر علاوه بر بدن ظاهری، به حقیقت دیگری باور داشته اند. در اینکه این حقیقت دیگر چیست، در میان دانشمندان اختلاف نظر وسیعی دیده می شود. برخی این حقیقت دوم را نیز امری مادی و در داخل بدن دانسته اند و برخی دیگر آن را امری مجرد از ماده انگاشته اند. برای اثبات تجرد روح هم از روش عقلی و هم از روش نقلی استفاده شده است. در روش نقلی چند آیهی معروف مورد استناد قرار گرفته است. به نظر می رسد می توان برای این منظور از آیات دیگری نیز بهره برد. در این پژوهش، تلاش ما این بوده است که با مراجعه به آیات قرآن و با توجه به ویژگی هایی که قرآن برای انسان ذکر کرده است، وجود ساحت عقلی مجرد از ماده را دست کم برای برخی از انسان ها اثبات کنیم. در این راستا به شواهد و ادله ای پرداخته ایم که از این منظر کمتر مورد توجه بوده اند.
ركنالدين بن الملاحمي الخوارزمي، محمودبن محمد، ۱۳۸۷، تحفة المتکلمين في الرد علي الفلاسفة، تحقيق حسن انصاري، ويلفرد مادلونگ، تهران، مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفة ايران، برلين، موسسه مطالعات اسلامي دانشگاه آزاد اسلامي برلين.
سيف الدين، 1423ق، أبكار الأفكار في أصولالدين، قاهره، دارالكتب.
شريف مرتضي علم الهدي، عليبن الحسين الموسوي البغدادي، 1387 ق، جمل العلم و العمل، نجف اشرف، مطبعة الآداب.
ـــــ ، 1411ق، الذخيرة في علم الكلام، به تحقيق سيداحمد حسينى، قم، مؤسسة النشر الإسلامي.
شيخ طوسي، ابيجعفر محمدبن الحسن الطوسي، 1362ش، تمهيد الاصول في علم الکلام، تصحيح عبدالحسين مشکوه الديني، تهران، دانشگاه تهران.
صدرالدين شيرازي، 1360، چ دوم، الشواهد الربوبية فى المناهج السلوكية، مشهد، المركز الجامعى للنشر.
صدوق، محمدبن علي، 1385، علل الشرايع، قم، كتاب فروشي داوري.
ـــــ ، 1981 م، الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، چ سوم، بيروت، دار احياء التراث.
طباطبائى، سيدمحمدحسين، 1417 ق، الميزان فى تفسير القرآن، چ پنجم، قم، جامعة مدرسين.
طوسى، محمدبن حسن، 1414 ق، الامالي، قم، دار الثقافة.
غزالي، ابوحامد، 1382، مقاصد الفلاسفه، تحقيق سليمان دنيا، تهران، شمس تبريزي.
ـــــ ، 1409 ق، معارج القدس في مدارج معرفة النفس، بيروت، دارالکتب العلميه.
فاضل مقداد، 1422 ق، اللوامع الإلهية في المباحث الكلامية، چ دوم، قم، دفتر تبليغات اسلامى.
فخررازى، محمدبن عمر، 1406 ق، كتاب النفس و الروح و شرح قواهما، تحقيق محمد صغير معصومى، تهران، بينا.
ـــــ ، 1411ق، المحصل، عمان، دارالرازي.
فراهيدى، خليلبن احمد، ۱۴۰۵ق، كتاب العين، چ دوم، قم، هجرت.
فلوطين، 1366، دوره آثار، ترجمه محمدحسن لطفي، شرکت سـهامي خـاص.
قاضي ابويعلي، محمدبن الحسين الفرّاء، 1974م، کتاب المعتمد في اصول الدين، تحقيق وديع زيدان حداد، بيروت، دارالمشرق.