شأن و آثار وجودی و ولایت تشریعی پیامبر و معصومان(ع) در هستی از منظر امام خمینی (ره)

Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
با بررسي تاريخ و آثار گذشتگان، اين نکته حاصل ميشود که موضوع معصومان و شأن و آثار وجودي آنان در هستي، يکي از موضوعات اساسي است و پیشینهای به درازاي تاريخ بشريت دارد و همواره مدنظر محققان قرار داشته است. از نتايج اينگونه جستوجو در تاريخ و منابع علمي اين است که خداوند متعال در روي زمين انسانهايي را بهعنوان جانشين قرار داده است. این مطلب در همه اديان مطرح بوده، ولي اسلام بهمثابه صورت کامل دين الهي، بهطور خاص به آن پرداخته است. اسلام بر مسئله «واسطه فيض» و «خليفه خدا» در زمين و نقشآفريني او تأکيد کرده است.
علاوه بر قرآن، در روايات معصومان و زيارات و آثار حکما و عرفا نیز به این مهم توجه شده و عامه و خاصه در اينباره مطالبي ارائه نمودهاند. در این میان، امام خمینی در مصباح الهدايه و ديگر آثار خود نکات مهم و دقيقي را درباره ولايت معصومان تحرير نمودهاند.
حکما در تبيين عقلي مقام ولايت تکويني معصومان کوشیدهاند که مرتبهاي از ربوبيت تکويني و تصرف در عالم تکوين است؛ اما محدوده ولايت اوليا و شأن و نقشآفريني آنها همواره موضوع سؤال بوده است؛ زیرا اهلبيت عِدل قرآن و ثقل اکبر و کبير و بيکراناند و بدینروی هنوز قطرهاي از حقيقت مطلب تحقيق و تبيين نشده است.
سؤال اصلي اين است که از منظر امام خميني، معصومان از چه زماني و تا چه حدي در عالم نقشآفرين بودهاند؟ شأن و نقش آنان قبل از آفرينش عالم و در زمان حضور و حيات آن وجودهاي نوري در دنيا و پس از شهادت و عروج ایشان از دار فاني دنيا چگونه بوده است؟ شان و جايگاه ولايت تشريعي آن گوهرهاي پاک چگونه است؟
بهسبب اهميت موضوع که براساس روايات و ادعيه رسیده، عدم معرفت نسبت به حجج الهي و ائمه اطهار موجب گمراهي در دين و روش صحيح زندگي ميشود: «و اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی» (مجلسی، 1403ق، ج 52، ص 146).
اين پژوهش به روش «کتابخانهاي» و «تحليلي» کوشیده است تا شأن و آثار وجودي ایشان، بهويژه ولايت تشريعي آن انوار پاک را با تکيه بر ديدگاه امام خميني بررسی و در شش عنوان اصلي و چهارده عنوان فرعي ارائه نمايد. حضرت امام تلاش در اين زمينه و تدبر در حالات معصومان را موجب بيداري از خواب غفلت معرفي نموده است (موسوی خميني، 1378، ص 111). جای اميدواری است که آحاد مسلمانان و همه احرار جهان با توجه به تأکيد قرآن، به معصومان تمسک جسته، تلاش کنند با شناخت و اطاعت از آن انوار قدسي، زمينه سعادت خود و بشريت را فراهم سازند.
توجه به شأن وجودي و ولايت تکويني و تشريعي و همچنين آثار اجتماعي معصومان از اهميت خاصي برخوردار است، بهویژه زماني که از ديدگاه و نظرگاه شخصيتي بررسي شود که توانسته است در دو ساحت دانش و ارزش، توصيف و توصيه، سلوک و سياست نقش انسان کامل را نشان دهد و الگوی «ولايت انسان کامل» را در مراتب گوناگون و از جمله در مرتبه جانشين انسان کامل معصوم عينيت بخشد و بين عرفان و مديريت، عرفان و سياست و اجتماع رابطه منطقي مديريتي برقرار سازد (رودگر و فتحي مقدم، 1399).
اگرچه درباره نظرگاه امام خميني درباره موضوع پژوهش کار علمي خاصي انجام نشده، ولي درباره موضوعات مرتبط با آن تحقيقات قابلتوجهي صورت گرفته است؛ از جمله:
کتاب ولايت و مرجعيت اهلبيت از ديدگاه امام خميني (رضواني، 1388)؛ كتاب ولايت تکويني از ديدگاه قاضي سعيد قمي و امام خميني (يزدانپناه، 1391)، نويسندگان مطالب مبسوطي در باب شأن و ولايت و جايگاه معصومان نگاشتهاند.
ولایت تکوینی و تشریعی از دیدگاه امام خمینی و آیتالله صافی (اذاني، 1397)؛
حضرات خمس، بررسی تطبیقی آرای قیصری و امام خمینی (زحمتكش، 1391)؛
مبانی قرآنی ماهیت ولایت از منظر ابنعربی و امام خمینی (مقدسي، 1392)؛
صادر نخستین از منظر فلاسفه با تأکید بر آراء امام خمینی (رمضاني، 1389)؛
بررسی آراء عبدالکریم جیلی در خصوص انسان کامل، و مقایسه آن با آراء امام خمینی به همراه ترجمه بخش دوم کتاب الانسان الکامل (خدايي، 1389)؛
رابطه وحدت و کثرت وجود از دیدگاه ملاصدرا و امام خمینی (جعفری میدانسر، 1393)؛ نويسندگان در پاياننامههاي ارشد خود اهلبيت و شأن و آثار و ولايت آنان را موضوع پژوهش خود قرار داده و ديدگاه حضرت امام را با ديگر محققان به صورت تطبيقي مقایسه کردهاند.
1. بررسی مفاهيم
1-1. «شأن» در لغت
لغتشناسان معاني گوناگوني براي واژه «شأن» بيان نمودهاند؛ از جمله فراهيدي آن را به معناي «خطْب» (به سکون طاء) دانسته (ر.ک. فراهيدي، 1409ق، ج ۶، ص ۲۸۷) که به معناي «سبب امر»، «امر» و يا «امر عظيم»، «امر و حال» و «حال عظيم» بهکار رفته و برخي لغتپژوهان معناي «قصد و طلب» را براي آن ذکر نمودهاند (فارياب، 1396، ص 37).
براساس نظرگاه لغويان، «شأن» با عنايت به آيات و روايات، بر چهار معناي مستقل «امر» (الرحمن: 29)، «حال» (يونس: 61)، «قصد و طلب»، «رگهاي پيونددهنده قسمتهاي سر، محل پيوند قسمتهاي سر» نيز دلالت دارد (فارياب، 1396، ص 39-41).
علاوه بر آنچه ذکر شد، «شأن» در معاني «هنجار، فر، جايگاه، پايگاه، کار، حال، و امر بزرگ» بهکار رفته که با کلمات «مقام، منزلت، مرتبه، کبريا، شوکت، عظمت، شکوه، و جاه» مترادف شمرده شده که با معناي مدنظر در پژوهش که به دنبال نقش و شأن و جايگاه اهلبيت در هستي است، تناسب دارد.
«شأن» در اصطلاح، حقيقت، مقام و جايگاه و وظيفه و حال فرد را تعيين ميکند.
2-1. شأن اهلبيت
منظور از «شأن معصومان» همان جايگاه و مقام و منزلتي است که آنان بهعنوان خليفة خدا در هستی دارند. از جمله شئون امام معصوم، خلافت، هدايت، حکومت و واسطه فيض و شفاعت است.
از کتاب و سنت استفاده ميشود که خلافت الهی، اعم از مقام نبوت و امامت، منصبی الهي است که از جانب خداوند به افراد برگزيده و لايق اعطا ميشود تا واسطه فيض الهي به سوي مردم (در قوس نزول) و هدايت آنان به کمال و سعادت (در قوس صعود) باشند و نبي و امام به واسطه اين دو منصب الهي، داراي وظايف خاص و مقام و منزلت ويژهاي هستند (حسيني، ۱۳۸۰).
آري، امامت و نبوت هر دو منصب الهي هستند، ولي مقام امامت و شأن و جايگاه امام به استناد آيات قرآن (از جمله آيه ۱۲۴ بقره) و روايات (از جمله روايت امام صادق که فرمودند: «خداوند ابراهيم را بنده خاص خود قرار داد پيش از آنکه پيامبرش کند و او را بهعنوان نبي انتخاب کرد پيش از آنکه او را رسول خود قرار دهد و او را رسول قرار داد پيش از آنکه خليل خود قرار دهد و او را خليل خود قرار داد پيش از آنکه امام قرار دهد. هنگاميکه همه اين مقامات در او جمع شد، به او فرمود: "من تو را امام مردم قرار دادم"» ـ کليني، 1365، ص 175) آخرين سير تکاملي آن حضرت بوده که خداوند بعد از نبوت به ایشان اعطا نموده است (حسيني، ۱۳۸۰).
از اين قبيل مطالب که در کتب روايي و تفاسير فراوان است، ميتوان نتيجه گرفت: علاوه بر اينکه همه انبيا و امامان معصوم بودهاند، اما داراي مراتب و درجاتی هستند که در اين ميان، شأن و مقام امامت معصومان از انبيا بالاتر است.
3-1. آثار وجودي
«آثار» در لغتنامه دهخدا به معناي «نشانههایی است که از کسي برجاي میماند» (دهخدا، 1377، ص 72). در فرهنگ معين (معين، 1386، ص 13) و فرهنگ عميد (عميد، 1360، ص 16) نيز به معناي «نشانهها» آمده است. «کلمات، کارها، پيامدها، تبعات، جاي پا، و عواقب بعدي» نيز مترادف آن بهکار رفته است. ميتوانيم در معناي اصطلاحي «آثار» بگوييم: «آثار يعني: نقش و افعال و کارها و تبعاتی که از کسي برآيد و برجاي ماند».
درباره تفاوت «شأن» و «آثار» ميتوان گفت: «شأن» همان مقام و جايگاه و مرتبهاي است که اهلبيت از سوي خدا واجد آن هستند. ولي «آثار» نقش و اثر و تأثيري است که در ايجاد، بقا، استمرار و نزول رحمت و هدايت و ولايت تشريعي و اجراي شريعت و شفاعت بشر به اذن الهي دارند.
گاهي منظورمان از «آثار» اثرهاي باقيمانده از شخص يا اشخاص است؛ مانند آثار مکتوب و گفتار او. کتب اربعه (الکافي، من لايحضره الفقيه، التهذيب و الاستبصار) مملو از کلمات گهربار و آثار معصومان است. اگرچه آثار مذکور بسيار گرانسنگ و بااهميت است، ولي منظور ما در اين پژوهش، اينگونه آثار نيست.
گاهي منظورمان از «آثار» منشأ اثر بودن است که به آثار «تکويني» و «تشريعي» تقسیم ميشود و از آن به «ولايت تکويني» و «ولایت تشريعي» تعبير ميشود؛ مانند مؤثر بودن در واسطه فيض و شفابخشي افراد و نجات اهل عذاب به واسطه آنان (شفاعت). در اين تحقيق منظور اينگونه آثار است که علاوه بر آثار تکويني، به آثار تشريعي آن ذوات مقدس نيز اشاره کرده است.
بُعد ديگر آثار وجودي و شأن معصومان رسيدگي به همه موجودات و گشايش مسير الي الله براي هدايت و راهنمايي عباد الله است و در عصر حاضر نيز وجود امام عصر که مظهر انسان تام و کامل است، براي حاکميت مستضعفان و وراثت آنان در زمين ظهور خواهند کرد و استقرار عدل و اعتلاي کلمه «الله» در زمين از آثار و شأن وجودي آن موعود الهي است.
اين مقاله کوشیده است نوآوري در اثبات شأن و آثار وجودي معصومان و پيامبر اعظم را در منظومه فکري امام خميني که همان تشکيل حاکميت خدا بر روي زمين است، بهعنوان فرضيه اثبات کند.
در اين پژوهش آثار وجودي معصومان، اعم از حضور و غيبت آنان بررسی میشود. وجود ـ نه فقط حضور ـ ائمه اطهار آثار و برکات خود را دارد و اين قبل از خلقت، در زمان حضور و پس از شهادت آن وجودهاي مبارک و اسماء حسناي الهي را شامل ميشود؛ يعني ـ درواقع ـ اکنون هم همه معصومان آثار و برکات خود را دارند و واسطه فيض (در شفابخشي، گرهگشايي و...) هستند و اصلاً زندگي و دنيا بدون وساطت و ولايت آنها معنا ندارد و البته برکات امام حاضر و ولي عصر که ظاهر نیست، ولي براساس حکمت الهي در پس پرده غيبت قرار دارد، خاص و موجب قرار عالم و استقرار آسمان و زمين است.
جمله معروف «بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء» (مکارم شيرازي، 1357، ص 268) که برگرفته ازروايات و زيارات است، این مدعا را اثبات میكند.
براساس قاعده «امکان اشرف» که مستندات قرآني و روايي نيز دارد و در ادعيه و زيارات نيز مؤيداتي دارد، پرورگار متعال ابتدا انوار پاک و عرشي معصومان را آفريد که در اطراف عرش الهي در چرخش بودند و ديگر موجودات را به طفيل وجودآنان و به واسطه آنها آفريد. تقدم اشرف بر اخس حکيمانه و عقلايي و سنت خالق عقل و عقلاست.
پيامبر اکرم از منظر امام خميني بهمثابه انسان کامل، آن وجودي است که حد ندارد؛ زيرا انسان کامل ظلّ ذات احدي الهي است و در همه صفات مثل خداوند غيرمحدود است. پيامبر نمونه انسان کاملي است که در رأس مخروط اين عالم واقع است و ذات مقدس حقتعالي که مستجمع جميع کمالات بهطور غيرمتناهي است، در پيامبر اکرم با تمام صفات و اسما، متجلي است. پس او نيز نامحدود است (يزدانپناه، ۱۳۹۱، ص ۱۳۹، به نقل از موسوی خميني، 1385، ج 12، ص ۴۲۰).
اين پژوهش بر آن است بهسبب جايگاه ويژه و برتر و مقام انسان کامل و اسم اعظمي که رسول مکرم دارند، عنوان آن را «آثار پيامبر و معصومان» قرار دهد. اگرچه به عقيده مذهب برحق تشيع، همه انبيا معصوم بودند، ولي منظور اين تحقيق چهارده معصوم هستند.
مهمترين آثار وجودي حجتهاي الهي در هستي، تلاش براي مبارزه حادّ سياسي با طواغيت، مستکبران و مستبدان زمان بوده است و در اين مسير، حضرت ختمي مرتبت و امام متقين حضرت امام علي با تشکيل حاکميت الله بر روي زمين، بالاترين آثار وجودي خود را در هستي به منصه ظهور رساندند. حضرت امام نيز بزرگترين آثار وجودي آن ذوات مقدس را ـ به تعبير قرآني ـ تشکيل حکومت الهي براي رساندن مردم به مبدأ هستي (يعني خدا) ميداند؛ زیرا در انديشه امامان معصوم «شأن» همان وظيفه، حال و نقش فرد است و «آثار» نيز نقش افعال و کارهاست. ائمه اطهار اين دو را در مقام خلافت الهي داشتهاند و خلافت الهي به نور حق و به واسطه حاکميت خدا بر روي زمين تجلي مييابد و بدينسان، ولايت تشريعي آن ذوات مقدس که همان مقام «شأن» و «آثار» است، متجلي ميگردد.
4-1. ولايت تکويني
«ولايت تکويني» به معناي سرپرستي در ايجاد خالقيت و ربوبيت است که در مرتبه اول (اصالتاً) از آنِ خداوند است. او با اين صفت به ايجاد و تصرف در تمام موجودات و امورتکويني ميپردازد (غروي و محسني، 1394). براساس نظرگاه حضرت امام، قلوب تمام بندگان به واسطه احاطه قدرت لايزال الهي، در تحت تصرف اوست (موسوی خميني، ۱۳۸۱، ص ۳۹ـ۴۰) و تحول در قلوب از ناحيه خداوند و از مصاديق تصرف تکويني خداوند است (موسوی خميني، ۱۳۸۵، ج ۹، ص ۳۱). خداوند به برخي از بندگان خاص خود مرتبهاي از اين ولايت را افاضه ميکند (ر.ک: همان؛ طباطبائي، 1417ق، ج ۶، ص ۱۳؛ حسيني طهراني، 1426ق، ج ۵، ص ۱۱۴؛ صافي گلپايگاني، بيتا، ص ۱۰۴).
ميتوان گفت: ولايت تکويني همان قدرت و کمال معنوي و روحي و دروني است که فرد ميتواند به اذن الهي در عالم اعمال نظر و تصرف کند که در سايه جد و جهد و پايبندي به دستورات الهي حاصل ميشود و اکتسابي است (رضواني، ۱۳۹۰، ص ۲۵۶). در اينباره رواياتي وارد شده است؛ از جمله حديث قدسي: «یَا ابْنَ آدَمَ أَنَا حَیٌّ لَا أَمُوتُ أَطِعْنِی فِیمَا أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ حَیّاً لَا تَمُوتُ یَا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ أَطِعْنِی فِیمَا أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ تَقُولُ لِشَیْءٍ کُنْ فَیَکُونُ». این حدیث در منابع گوناگون (از جمله مجلسی، 1403ق، ج ۹، ص ۳۷۶؛ حلی، 1407ق، ج 1، ص ۳۱۰) نقل شده است.
معجزات و کرامات و کارهاي خارقالعاده مانند طيالارض و آگاهي از باطن ديگران از مصاديق ولايت تکويني است. البته وليّ واقعي و حقيقي اشيا و اشخاص که همه انسانها در ولايت داشتن مظهر اويند، فقط ذات اقدس الهي است؛ چنانکه قرآن کريم ولايت را در وجود خداوند منحصر ميکند و ميفرمايد: «فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ» (شوري: ۹).
5-1. ولايت تشريعي
در مکتب اسلام حاکم اسلامي خدا و قانون اوست و شخص پيامبر نيز به دستور خداوند، مأمور اجراي قانون الهي است (جوادي آملي، ۱۳۸۸، ص ۲۵۶). ميتوان گفت: ولايت الهي همان قدرت تصرف و مقامات الهي است که پس از تحصيل يک سلسله زمينهها، چيزي جز خواست خدا در آن دخالت ندارد (رضواني، 1390، ص ۲۵۶) و در زمينه قانونگذاري و سرپرستي امور مردم است.
درباره «ولايت تشريعي» به معناي «تفويض»، آيتالله صافي گلپايگاني و آيتالله جعفر سبحاني بر اين باورند که خداوند حق قانونگذاري را به احدي بهطور مطلق تفويض نفرموده و قانونگذاري مختص خداست، مگر در موارد معدود که خداوند اجازه تشريع به پيامبر داده است (سبحاني، 1385، ص ۲۵) و عالماني مانند حسيني طهراني، غروي اصفهاني (کمپاني) و سيدجعفر مرتضي عاملي قائل به ولايت تشريعي رسول اکرم و ائمه اطهار در تمام امور ديني هستند (حسيني طهراني، 1426ق، ج 5، ص ۱۱۴و۱۷۹).
ولایت تشریعی که همان سرپرستی و به معناي صاحب اختيار مال و جان مردم بودن و رياست و سرپرستي همه امور ديني و دنيوي مردم را داشتن، مورد اتفاق علماست (حسيني ميلاني، ۱۴۳۲ق، ص ۴۹). در نتيجه ميتوان گفت: فهم درست ولايت و اقسام آن، زمينه را براي تشکيل حکومتي فراهم ميسازد که براساس احکام الهي باشد.
حضرت امام که همچون ستاره فروزان و قدر اول ستارگان درخشان گنبد ميناست، در اسفار اربعه سير و سلوک «من الخلق الي الحق» توقف ننمود، بلکه براي اصلاح زندگي انسان و حاکميت قانون خدا به «سير بالحق في الخلق» رسيد (جوادي آملي، ۱۳۸۸، ص ۲۶۲). ازاینرو وجود بابرکت او براي بشريت مفيد و تأثيرگذار بود و بهعنوان وارث انبيای الهي، همانند آنان آمد و در جريان زمان وارد گرديد و زمام تاريخ را به دست گرفت و جهان تازهاي از کمالات مطلوب آفرید (همان) و در حقيقت رشحهاي از ولايت تشريعي و آثار آن را در عصر غيبت بهمثابه نايب عام حضرت حجت به منصه ظهور رساند.
2. قوس نزول
1-2. آثار وجودي و نقشآفريني پيامبر و معصومان در قوس نزول هستي
نظام هستي و وجود بهطورکلي، از آغاز و انجامي که آن را «دايره وجوديه» نام نهادهاند، تشکيل گرديده که اين دايره متشکل از دو نيمقوس نزول و صعود است.
براساس نظريات عرفاني، «قوس نزول» سير تنزلات وجود و فيض از حقيقت هستي معرفي شده که مطلبي هستيشناسانه و شهودي به شمار ميرود و متضمن سير تنزلي انسان از عالم اسما و صفات باريتعالي به عالم ماده و طبيعت است. آري، شکلگيري عالم طبيعت و نزول فيض و رحمت از جانب حضرت حق براساس قاعده فلسفي «امکان اشرف» (تقدم موجود ممکن شريفتر بر موجود ممکن پايينتر) و مباني قرآني و ديني، واسطههايي ميطلبد که معصومان بهمثابه اولين مخلوق و واسطه فيض در مباحث حکمت اسلامي و عرفان و مباحث ديني و قرآني معرفي گرديدهاند.
عرفا سير وجود و ايجاد را دايرهاي و دوري ميدانند؛ همانگونه که آغاز و انجام و اول آخرْ در دايره يکي است و همانگونه که دايره خط منحني بينهايت است، دامنه وجود و ايجاد نيز نهايت ندارد.
2-2. صاحبان امانت و ولايت مطلقه و فيض مقدس و ائمه نور
فهم دقيق و صحيح ولايت مطلقه و فيض مقدس زمينه را براي درک حقيقت ولايت معصومان و آثار و مقامات معنوي آنها فراهم ميسازد. براساس آيات قرآن کريم، ولايت در وهله اول، فقط از آن خداست و اوست که ولي و صاحباختيار همه عالم است و به کساني که پاک و معصوماند و ظرفيت بالايي دارند براساس علم و حکمت به آنان ولايت عطا نموده است؛ يعني به اذن الهي، کساني از انبيا و اوليا داراي ولايتاند، که در ميان آنها پيامبر خاتم داراي ولايت کليه است. در اينباره حضرت امام ميفرمايد:
و اما آداب شهادت به رسالت آن است كه شهادت به رسالت از حق را به قلب برساند و عظمت مقام رسالت، خصوصاً رسالت ختميه را كه تمام دایره وجود از عوالم غيب و شهود تكويناً و تشريعاً وجوداً و هدايتاً ريزهخوار خوان نعمت آن سرور هستند، و آن بزرگوار واسطه فيض حق و رابطه بين حق و خلق است، و اگر مقام روحانیت و ولايت مطلقه او نبود، احدى از موجودات لايق استفاده از مقام غيب احدى نبود و فيض حق عبور به موجودى از موجودات نمىكرد و نور هدايت در هيچيك از عوالم ظاهر و باطن نمىتابيد (موسوی خميني، 1378، ص 138).
حضرت امام انسان کامل را براساس آيات و رواياتي که در کتاب و سنت آمده، مظهر اسم جامع و مرآت تجلي اسم اعظم ميداند که براساس آيه «تعليم آدم» (بقره: 31)، اين تعليم الهى به تخمير غيبى جمع «بيدى الجمال و الجلال» نسبت به باطن آدم واقع شد.
حضرت امام با بيان آيه «امانت» (احزاب: 72) «امانت» را در مشرب اهل عرفان ولايت مطلقه برميشمارد كه غير از انسان هيچ موجودى لايق آن نيست، و در ادامه ميفرمايد:
اين ولايت مطلقه همان مقام فيض مقدس است كه در كتاب شريف اشاره به آن فرموده بقوله [تعالى]: «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إلاّ وَجْهَهُ» (قصص: 88) و در حديث شريف كافى حضرت باقرالعلوم فرمايد: «نحن وجه الله»؛ وجه خدا مایيم (کليني، 1365، ج 1، ص 145) و در دعاى «ندبه» است: «أين وجه الله الّذى اليه يتوجّه الأولياء؟ أين السّبب المتصل بين الأرض و السماء؟» (قمي، 1370، ص 981) و در زيارت «جامعه كبيره» فرموده: «و المثل الأعلى». و اين «مثليت» و «وجهيت» همان است كه در حديث شريف فرمايد: «إنّ اللّه خلق آدم على صورته»؛ يعنى آدم مثل اعلاى حق و آيتالله كبرا و مظهر اتمّ و مرآت تجليات اسما و صفات و «وجه الله» و «عين الله» و «يد الله» و «جنب الله» است: هو يسمع و يبصر و يبطش باللّه، و الله يبصر و يسمع و يبطش به. و اين «وجه الله» همان نورى است كه در آيه شريفه فرمايد: «اللَّه نورُ السّمواتِ وَ الأرْضِ» (نور: 36) و جناب باقرالعلوم فرمايد به ابوخالد كابلى در حديث شريف كافى: «هم (أى الأئمّة) واللّه، نور اللّه الّذى أنزل، و هم واللّه، نور في السّموات و الأرض» (موسوی خميني، 1373، ص 636).
«فيض» همان نزول و جلوهگري ذات در مجالي امکاني است، وقتي با مقدس همراه شود. «فيض مقدس» در اصطلاح اهل عرفان، همان ظهور عيني و وجودي اسماء الهي است.
در اينباره حضرت امام تصريح دارد:
در ذوق عرفانى، رابطْ فيض مقدس و وجود منبسط است كه مقام برزخيت كبرا و وسطيت عظما را دارد و آن بعينه مقام روحانيت و ولايت رسول ختمى كه متحد با مقام ولايت مطلقه علويه است، مىباشد (موسوی خميني، 1378، ص 136).
نتيجه آنکه معصومان علاوه بر اینکه واسطه فيض الهياند، در ميان جامعه بشري مثل نور، راه را نشان ميدهند و بی هدايت و تمسک به آنها سالک اليالله راه به جايي نميبرد و هر راهي غير از اين بيراهه و به سوی دوزخ است.
به نظر ميرسد براساس ديدگاه حضرت امام، همانگونه که نور مايه حيات و وسيله رؤيت اشيا و هادي انسان در تاريکيهاست، نور الهي که همان حقيقت ولايت الهي در عالم است، واسطه فيض در قوس نزول و هادي بشر در قوس صعود است.
1-2-2. معصومان؛ اسباب پيوند آسمان و زمين و خلفاي ربالعالمين
حضرت امام که خود سالها در آستان اهلبيت، بهویژه اميرالمؤمنين در دوران تبعيد و اقامت در نجف، شاهد آن کمالات و عنايات بود و هر شب به آستانبوسي آن وليّ کون و مکان نائل ميشد و آنچه دارد از آن حضرت و حضرات معصوم است، درباره آن وجودهاي نوراني ميفرمايد:
حمد و ثنا مخصوص خدايي است که در حجاب غيبت ذات، جايگزين و در غيب اسما و صفات پردهنشين است؛ خدايي که باطن است و ظاهر، خدايي که از چشم دل اوليایش بهواسطه فطريت کبريا پنهان است و در آينة وجود خلفايش با انعکاس نورش ظاهر. درود و سلام بر آنکس که کليد باب وجود و رابط ميان شاهد و مشهود و غيب هويت را بابالابواب است؛ رداي عمائيت بر دوش و حضرات خمسه الهيه را حافظ است؛ کسي که در مقام قرب به فقر ذاتي خود رسيد و در مقام امتثال او پايداري کرد؛ دايرة وجود را سرآغاز و سرانجام و سلسله کمال را حلقهآفرين بود و سرسلسله؛ يعني محمد که درود خدا بر او باد و بر فرزندان او که از جانب خدا برگزيده شدهاند (موسوی خميني، 1395، ص 6).
حضرت امام معتقد است: با شناخت پيامبر و اهلبيت خداي متعال شناخته شد و به وسيله آنان درهاي خيرات را گشود. آن وجودهاي مطهر و مقدس اسباب پيوند آسمانِ الوهيت به زمينهاي مخلوقيتاند که ظاهرشان آراسته به ولايت و باطن آنها منور به نور رسالت و انوار فروزان الهي است که با هدايت تکويني و تشريعي در نهان و آشکار هدايت ميکنند (همان).
حضرت امام درباره شخصيت اميرمؤمنان ميفرمايد:
من درباره شخصيت حضرت امير چه ميتوانم بگويم و کسي چه ميتواند بگويد؟ ابعاد مختلفهاي که اين شخصيت بزرگ دارد، به گفتوگوي ما و سنجش بشري درنميآيد. کسي که انسان کامل است و مظهر جميع اسما و صفات حقتعالي است، ابعادش به حسب اسماي حقتعالي بايد هزار تا باشد و ما از عهده بيان يکي از آن نميتوانيم برآييم. تمام اسما و صفات الهي در ظهور و در بروز در دنيا و در عالم، با واسطه رسول اکرم در اين شخصيت ظهور کرده است، و ابعادي که از او مخفي است بيشتر از ابعادي است که از او ظاهر است (رودگر و فتحي مقدم، 1399).
ایشان ائمه معصوم را واسطه و رابط بين آسمان و زمين (خالق و مخلوق) و داراي ولايت تکويني و تشريعي و آيات عظماي پروردگار معرفي مينمايد.
2-2-2. پيامبر و اهلبيت؛ مفاتيح وجود و مخازن كبريا و معادن حكمت
خلقت عالم براساس حکمت الهي و علم نامحدود حضرت حق صورت گرفته و در ميان مخلوقات، انسان اشرف آنهاست. پيامبر اکرم افضل انبيا و اشرف مخلوقات است. حضرت امام بعد از تبيين مقام جبرئيل درباره عظمت پيامبر به اين نکته مهم ميپردازد که آن وجود مقدس داراي ختم نبوت، ولايت مطلقه و اکرم بريه و اعظم خليقه و خلاصه کون و جوهره وجود و عصارهدار تحقق و صاحب برزخيت کبرا و خلافت عظماست که حقتعالي به جميع شئون اسمائيه، ذاتيه، صفاتيه و افعاليه در آن تجلي کرده است. بعد از اشاره به كريمه مباركه «انّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ انّا لَهُ لَحافِظُون» (حجر: 9) ميفرمايد:
و اما شارح و مبيّن آن، ذوات مطهره معصومين از رسول خدا تا حجت عصر، كه مفاتيح وجود و مخازن كبريا و معادن حكمت و وحى و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفصيلاند (موسوی خميني، 1378، ص 184).
از اين کلام امام پيوند و ارتباط قرآن و مفسران و شارحان آن بهدست ميآيد. در حقيقت از نظر حضرت امام، پيامبر اکرم تجلي و آیينه تمامنماي حضرت حق، و قلب آن حضرت فرودگاه وحي، و زبان و بيان آن وجود قدسي مجراي وحي، و اوصيا و ائمه هدي مفسران وحي و تنزيلاند.
3. قوس صعود
«قوس صعود» يعني: حرکت به سوي بالا و مبدأ که با پايان يافتن نيمدايره قوس نزول آغاز ميشود. در حقيقت، آغاز قوس صعودي پايان يافتن قوس نزولي است.
تعبير «قوس» که همان نيمدايره است، براي نزول و صعود ازیکسو همساني و از سوي ديگر مغايرت آن دو را بيان ميکند. تفاوت آنها در اين است که در قوس نزول، پس از عبور از تعينات حقاني، به عالم عقل و عالم مثال و عالم ماده ميرسد؛ ولي در قوس صعود، بعکس، ابتدا بعد از مرحله ماده، به عالم مثال و در پي آن عالم عقل و سپس به مرحله تعين ثاني و در پايان، به تعين اول ميرسد.
اگرچه قبول اين نکته که آغاز و پايان همه چيز خداوند است، از منظر علمي و عقلي و شهودي و عرفاني دلنشين و درست است، اما نحوه آغاز با چگونگي پايان، متفاوت است. به قول عرفا، آخر همان اول است؛ ولي اينهماني برحسب درجه است.
براساس ديدگاه فلاسفه، آغاز و انتهاي اين دو قوس، عقل اول که حول محور فيض مقدس است، معرفي شده و عقل اول را مرتبه بساطت دانسته که مقام «محمود احمدي» با عبور از دو قوس نزول و صعود و نيل به مقام «او ادني» پرچمدار پيوند اين دو قوس است.
1-3. مقام شفاعت پيامبر و اهلبيت
يکي از مسائل مربوط به رسول اکرم و معصومان نقشآفريني و شفاعت آنها در عرصه قيامت و آخرت است. در آن عالم که چشمها تيزبين شده، حقايق را درک ميکند و روز آشکار شدن اسرار است و همه به دنبال نجات خويشاند، براساس روايات رسیده، رسول اكرم و اهلبيت درصدد نجات و شفاعت امت و کسانياند که حائز شرايط شفاعت باشند. در اينباره حضرت امام بر اهميت شفاعت و شرايط آن تأکيد دارد و به اهل ايمان توصيه ميکند به علاج خود در دنيا بپردازند تا زمينه نجات و شفاعت آنان در قيامت فراهم گردد. در اينباره ميفرمايد:
پس بر انسان بيدار كه ايمان به عالم آخرت دارد، لازم است كه با هر حيله و رياضتى است، خود را علاج كند... از اين جهت، كسانى كه از نور توحيد و ولايت بىبهرهاند، ممكن نيست به نور شفاعت نایل شوند، و اهل معاصى نيز اگر كدورت معاصى آنها را زياد فراگرفته باشد، ممكن است پس از مدتهاى مديدى به شفاعت نائل شوند.
از پيغمبر اكرم نقل شده است كه فرموده: «من ذخيره كردم شفاعت خود را براى اهل گناهان كبيره»، و شيخ عارف كامل، شاهآبادى مىفرمود: «اينكه تعبير به "ذخيره" فرموده است، براى آن است كه شفاعت آخرين وسيله است و ممكن است پس از زمانهاى زياد، توسل به آن وسيله شود؛ چنانچه ذخيره را در وقت بيچارگى و در آخر امر، مورد استفاده قرار مىدهند (موسوی خميني، 1388، ص 375).
شفاعت اهلبيت، سلطنت عظيم و نقشآفريني برتر آنها را در قيامت آشکار ميسازد.
4. انسان کامل؛ مبدأ و مقصود خلقت در قوس نزول و صعود در انديشه امام خميني
1-4. معصومان و مقام انسان کامل
انسان کامل در عقيده متفکران اسلامي، آغاز و اساس خلقت و حيات و هستي است. انسان کامل به عبارت ديگر، آيينه تمامنما و مظهر ذات و صفات پروردگار متعال است.
از ديدگاه اديان ابراهيمي قابليت خدايگونه شدن در انسان وجود دارد (شاکر و موسوي، 1389). ازاینرو در دعاي «رجبيه» ميخوانيم: «لا فرق بينک و بينها الّا انهم عبادک» (قمي، 1370، ص 245). حضرت امام انسان کامل را وليّ مطلق و صاحب مقام مشيت مطلقه که موجودات به واسطه آن ظهور يافته وحقايق ذرات بدان محقق گرديده معرفي نموده و انسان کامل را بهمنزله ريشه و ساير مخلوقات را شاخههاي آن ميداند که بر جميع مراتب وجود و منازل غيب و شهود احاطه دارد و به همين علت، حضرت امام براي او جايز و سزاوار ميداند که به جاي «من» بگويد: «ما» و مرادش تمام موجودات باشد.
در ادامه با استناد به فرازهايي از زيارت «جامعه کبيره» ميفرمايد:
پس اينها همگي چون قشرند و او اصل و مغز آنهاست، آنها صورتند و او معناي آنها، آنها ظاهرند و او باطن آنها، بلکه او هم صوت است، هم معنا، هم قشر است، هم لب، هم ظاهر است، هم باطن. پس روح ولي، روح کل و نفس او نفس کل و جسم او جسم کل است؛ چنانکه در زيارت جامعه وارد شده است: «ارواحکم في الارواح و انفسکم في النفوس و اجسامکم في الاجسام» (موسوی خميني، 1375، ص 60).
در کلام امام، انسان کامل همچنانکه آيينة حقنماست و خداي سبحان ذات خود را در آن مشاهده ميکند، آينه شهود تمام عالم هستي نيز هست (بخشي، ۱۳۸۷، ص ۲۱). ایشان در جاي ديگر در توصيف مقام عبوديت آنان ميفرمايد: عبوديت از بالاترين مراتب کمال و مقامات انساني است و مصداق حقيقي چنين مقامي را حضرت محمد و ساير اولياي الهي دارا هستند (همان، به نقل از: موسوی خميني، ۱۳۷۲، ص ۱۰). بنابراين معصومان اساس و ريشه خلقت و صاحب مقام «مشيت» و واسطه ظهور موجودات و محيط بر عالم غيب و شهودند.
حضرت امام مصداق حقيقي انسان کامل را پيامبر خاتم و اهلبيت آن حضرت معرفي نموده و و ساير انبيا و اوليا را در مراتب بعدي قرار داده و شأني از شئون وجودي حضرت خاتم الانبياء معرفي ميکند (موسوی خميني، ۱۳۷۶، ص ۱۷).
در جاي ديگر، حضرت امام در حاشيه شرح منظومه سبزواري ميفرمايد:
انسان کامل کسي است که فيوضات عالم بالا را به نحوي که افاضه ميشود، حفظ و ضبط کند، بهطوريکه بايد به پايين فيض بدهد، برساند؛ و خلاصه نه از آن طرف دستش کوتاه باشد و نه از اين طرف غفلت کند. لذا حضرت پيامبر «جامع الکلم» است و کاملترين موجود بين موجودات ممکنه است و معناي «نبوت ختمي» هم اين است که ممکن نيست بيش از يکي باشد؛ زيرا اکمل اوست؛ چون ميتواند همه تجليات باعظمت را درک کند و کشف جمال، آنطور که ممکن است در او روي ميدهد. لذا به همه موجودات از وجود کامل تا آخرين تجليات ميتواند رسيدگي کند (موسوی خميني، 1381، ص ۲۱۴-۴۱۸).
از کلام امام اين نتيجه حاصل ميگردد که معصومان و در رأس آنها خاتم الانبياء بهعنوان انسان کامل، هدف غايي و واسطه در فيض، فيوضات الهي را دريافت میکنند و به عالم و آدم ميرسانند. سير در طريق و مسير هدايت بدون راهنمايي راهنمايان کاري ناممکن است. خداوند متعال در طول تاريخ بشريت ـ علاوه بر عقل در درون ـ براي آنها هاديان و راهنمايان (حجت ظاهري) را نيز قرار داده است. حضرت امام طي طريق و معراج ايماني با پاي شکسته و عنانگسسته را ناممکن معرفي نموده و به آية کريمة تمسک جسته است «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّه لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور» (نور: 40)؛ كسى كه خدا براى او نورى قرار ندهد وى را نورى نخواهد بود.
ایشان در اینباره میفرماید: در سلوک روحاني و معراج عرفاني، تمسک به مقام روحانيت هاديان راه معرفت و انوار راه هدايت و واصلان اليالله و عاکفان عليالله ضروري است که اگر کسي با قدم خودبيني بدون تمسک به ولايت آنها، اين مسير را بخواهد طي کند سلوک او الى الشيطان و الهاوية است. به بيان ديگر، همانگونه که ربط حادث به قديم و متغير به ثابت نيازمند واسطه و رابطهاي است، اگر واسطه نباشد فيض قديم به متغيرِ حادث در سنت الهيه نميرسد.
5. عرفان اجتماعي و هدايت مردم به سوي کمال نهايي؛ ثمره قوس صعود و نزول ذوات مقدس معصومان
نخستين حقيقتي که در عالم وجود ظاهر گرديد در منظومه فکري حضرت امام، «انسان کامل» بود (موسوی خميني، ۱۳۷۶، ص ۱۲۸) که او را «عين ثابت» نام نهاده است که بر ساير اعيان سيادت دارد (رودگر، 1397). بنابراين تجليگاه خداي سبحان انسان کاملي است که مظهر اسماء جمال و جلال الهي است و در نظام وجود و هندسه هستي جايگاه محوري دارد، به گونهاي که عالم و آدم در ذيل «حقيقت محمديه» تعريفبردار، تحققپذير و تکامليابندهاند و هيچ موجودي به کمال امکان و نوعياش نميرسد، مگر اينکه از رهگذر انسان کامل و به واسطه فيض وجودي او باشد (همان).
چون خدا در قلب اوليا و انسانهاي کامل که از هر دو عالم رها و در پرتو تربيت اويند، تدبير ميکند و اين تربيت و تدبير از راه جلوهها و جذبههاي باطني است و قلب عارف در اين مقام، بنده مولاي خود خواهد بود (موسوی خميني، ۱۳۷۳، ص ۵۳ـ۵۴). ازاینرو در نظرگاه حضرت امام، انسانهاي کامل کاري از سوي خود انجام نميدهند؛ کار آنان کار خداست. ازاينرو فعل آنان در کمند زمان و مکان قرار ندارد و ميتواند همراه با طي مکان و بسط زمان باشد و همه عوالم در برابر وليّ کامل، خاشع و فروتن هستند؛ زیرا اسم اعظم در اختيار اوست (همان، ص ۱۹۲).
آري، این انسان الهي براي هدايت بشريت به سوي مقصد و مقصود عالي خلقت، علاوه بر شأن تعليم و هدايت فکري و اعتقادي و هدايت باطني و معنوي، از شأن بسيار مهم اجتماعي، يعني تدبير اجتماعي و تشکيل حکومت و مديريت سياسي (فيض مقدس) برخوردار است که حضرت امام صاحبان واقعي اين ولايت عرفاني و باطني را پيامبر اکرم و ائمه اطهار ميداند؛ زيرا بر آن است که ایشان جملگی از نور واحد آفريده شدهاند و با هم اتحاد وجودي دارند (موسوی خميني، ۱۳۸۱، ص ۳ـ۴؛ نیز ر.ك: رودگر، ۱۳۹۷).
1-5. ضرورت تشکيل حکومت براي اجراي قوانين الهي از منظر امام خميني
يکي از شئون ولايت انبيا که در حقيقت نحوه ولايت آنها را نشان ميدهد و اولين و اساسيترين سمت ولايي انبيا محسوب ميشود و از طرف خداوند به آنها افاضه شده، اين است که احکام و دستورهاي الهي را به مردم ابلاغ و آن احکام را تبيين کنند. گرچه تشريع احکام بالاصاله و بالذات از آنِ خداوند است، ولي از طريق وحي به انبيا افاضه ميشود و قرآن کريم درباره اين سمت رسول خدا فرموده است: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُو» (حشر: ۷) و اين سند روشني براي حجت بودن سنت پيامبر و بالتبع ائمه معصوم است. ازاینرو ميتوان گفت: يکي از آثار و شئون وجودي انبيا و در ادامه امامان معصوم همان شأن تشکيل حکومت براي ابلاغ، تبيين و اجراي احکام الهي به مردم و جامعه است.
2-5. تشکيل حکومت و اجراي ولايت تشريعي؛ سنت رسول اکرم
حضرت امام ضمن اينکه براي پيامبر و معصومان ولايت تکويني قائل است و آنان را وسایط فيض و محيط بر عالم غيب و شهود و اسباب پيوند آسمان الوهيت با زمين مخلوقيت ميداند، براي آنان شأن «ولايت تشريعي» و برقراري حکومت الهي در زمين نيز قائل است ـ اگرچه در زمان حضور معصومان تحقق آن به علل گوناگون فراهم نگرديد ـ ولي اين شأن و وظيفه در عصر غيبت، به باور حضرت امام، به عهده فقيه يا فقهاي حائز شرايط در روايات مأثوره قرار گرفته است و بر همين اساس، با اجازهاي که از حضرات معصوم، از جمله حضرت امام رضا (توسط آيتالله علمالهدي) گرفت، اين جرئت را پيدا کرد که در دنياي تاريک و ظلماني و پر از ظلم و فساد، قيام کند و به انقلابي اقدام کرد که در حقيقت، «انفجار نور» بود و برای به ثمر رساندن آن زحمات زيادی کشید که اکنون دلدادگان زيادي در سطح جهان اين فکر نوراني را پيدا کردهاند و عليرغم مشکلات موجود که در وصيتنامه سياسي ـ الهي به آن اشاره نموده، اميد ميرود با اين دلهاي آماده و فطرتهاي پاک که متوجه دين و قرآن و معنويت گرديده است، زمينه حکومت عدل جهاني و آخرين منجي بشر امام ثانيعشر فراهم گردد.
بنابراین در جواب کساني که ميگويند: آيا امکان برقراري حکومت عدل جهاني با اينهمه ظلم و تباهي وجود دارد؟ ميتوان گفت: بهترين دليل بر امکان، وقوع آن است که انقلاب اسلامي ايران نمونه روشن و مؤيد اين امکان و ادعاست.
3-5. ولايت تشريعي ائمة اطهار و تشکيل حکومت در منظومه فکري امام خميني
امام خميني معناي بزرگ پيام غديرخم را «عينيت دين و سياست» معرفي ميکند و بر اين باور است که مسئله «حکومت اسلامي» معناي اصيل ولايتي است که از سوي خدا توسط پيامبر اکرم براي اميرمؤمنان علي ابلاغ شد. اين نحو از ولايت، نه از سنخ ولايت تکويني است و نه از سنخ ولايت بر تشريع، بلکه از سنخ ولايت تشريعي است. به ديگر سخن، آن ولايتي که در روز غديرخم براي حضرت امير ثابت شد، حکومت است؛ به اين معنا که اسلام ايجاد و اداره حکومت را نهتنها از حوزه دين بيرون نميداند، بلکه آن را در مرتبهاي فوق فروع دين و سبب احيای آن معرفي ميکند و با نصب حضرت علي که پيش از اين داراي مقام امامت و ولايت کبرا بوده است، درحقيقت نمونه و طرازي را معين ميکند که تا قيامت ميزان سنجش فهم انسانها از اسلام ناب و معيار روش حکمراني حاکمان اسلامي باشد.
ولايت اصلش مسئله حکومت است. حکومت هم اينطوري است. حکومت حتي از فروع هم نيست. آن چيزي که براي ائمه ما قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است، اين يک مقامي است که مقام ولايت کلي است که آن امامت است که در روايت هست که: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَين امامان، قاما اوْ قَعَدا». وقتي «قعد» است که امام نيست. «امام» به معناي حکومت نيست، آن يک امام ديگري است و آن مسئله ديگري است. آن مسئله، مسئلهاي است که اگر او را کسي قبول نداشته باشد اگر آن ولايت کلي را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همين قواعد اسلامي شيعه هم بجا بياوريد، باطل است. اين غير حکومت است. آن در عرض اينها نيست، آن از اصول مذهب است، آني است که اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است، و انحرافى که پيدا شده است ـ علاوه بر همه انحرافات ـ همين انحراف است که ما باور کرديم که سياست به ما چه ربط دارد؟ غدير آمده است که بفهماند که سياست به همه مربوط است. در هر عصري بايد حکومتي باشد با سياست، منتها سياست عادلانه که بتواند به واسطه آن سياست اقامه صلات کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند و راه را باز بگذارد براي اينکه صاحب افکار، يعني آرام کند که صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمي و با آرامش ارائه بدهند. بنابراين، اينطور نيست که ما خيال کنيم که ولايتي که در اينجا ميگويند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دين است. نخير، اين ولايت عبارت از حکومت است، حکومت مجري اينهاست (موسوی خميني، 1385، ج 20، ص 115).
با توجه به سخنان و ديدگاه حضرت امام، ميتوان فهميد که ایشان همطراز با ولايت تکويني، به ولايت تشريعي معصومان نيز اهتمام و تأکيد دارند.
جدول 1: نتايج تحليل محتواي آثار امام خميني در ارتباط با موضوع پژوهش
رديف گزيده فرمايشهای امام خميني مقوله مرتبط منبع
1 ذات مقدس حقتعالي که مستجمع جميع کمالات بهطور غيرمتناهي است. در پيامبر اکرم با تمام صفات و اسماء متجلي است. پس او نيز نامحدود است. مظهر اسماء الهي (موسوی خميني، 1385، ج 12، ص 420)
2 حقيقت محمديه؛ مظهر تجلى عينى فيض اقدس و مقدس و مظهر تجلى مقام الوهيت، عين ثابت، انسان كامل و روح اعظم و ساير موجودات مظاهر كليه و جزئيه اين حقايق و رقايق مظهر تجلي فيض اقدس و مقدس و مظهر تجلي مقام الوهيت (موسوی خميني، 1373، ص 635)
3 اين منزلت براي ائمه بدان جهت وجود دارد که آنها ظِلالله هستند و همانگونه که پيامبر اکرم ظلالله است، اهلبيت آن حضرت نيز ظِلاللهاند. پيامبر و اهلبيت ظلالله (موسوی خميني، ۱۳۸۷، دفتر ۱۲، ص ۲۰۶)
4 در ذوق عرفانى رابطْ فيض مقدس و وجود منبسط است كه مقام برزخيت كبرا و وسطيت عظما را دارد و آن بعينه مقام روحانيت و ولايت رسول ختمى است كه متحد با مقام ولايت مطلقه علويه است. اتحاد مقام نبوي و علوي (موسوی خميني، 1378، ص 136)
5 اسباب پيوند آسمان الوهيت به زمينهاي مخلوقيتاند که ظاهرشان آراسته به ولايت و باطن آنها منوّر به نور رسالت و انوار فروزان الهي است که با هدايت تکويني و تشريعي در نهان و آشکار هدايت و راهنمايي ميکنند. واسطه فيض آسمان و زمين (موسوی خميني، 1395، ص 6)
6 اما شارح و مبين آن، ذوات مطهره معصومان از رسول خدا تا حجت عصر كه مفاتيح وجود و مخازن كبريا و معادن حكمت و وحى و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفصيلاند. مفسران حقيقي قرآن (موسوی خميني، 1378، ص 184)
7 روح ولي، روح کل و نفس او نفس کل و جسم او جسم کل است. صاحب مقام مشيت و واسطه ظهور موجودات و محيط بر عالم غيب و شهود (موسوی خميني، 1375، ص 60)
8 «انسان کامل» کسي است که فيوضات عالم بالا را به نحوي که افاضه ميشود، حفظ و ضبط کند، به طوري که بايد به پايين فيض بدهد، برساند. واسطه فيض (موسوی خميني، 1381،
ص ۲۱۴ـ۴۱۸)
9 نخستين حقيقتي که در عالم وجود ظاهر گرديد در منظومه فکري حضرت امام انسان کامل بود. صادر نخستين و واسطه فيض (موسوی خميني، ۱۳۷۶، ص ۱۲۸)
10 اسلام ايجاد و اداره حکومت را نهتنها از حوزه دين بيرون نميداند، بلکه آن را در مرتبهاي مافوق فروع دين و سبب احياء آن معرفي ميکند. ولايت تشريعي (موسوی خميني، 1385، ج 20، ص 115)
11 غدير آمده است که بفهماند که سياست به همه مربوط است. در هر عصري بايد حکومتي باشد با سياست، منتها سياست عادلانه که بتواند به واسطه آن سياست اقامه صلات کند. ولايت تشريعي (موسوی خميني، 1385، ج 20، ص 115)
12 ولايت اصلش مسئله حکومت است، حکومت هم اينطوري است. حکومت حتي از فروع هم نيست. آن چيزي که براي ائمه ما قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده، اين يک مقامي است که مقام ولايت کلي است که آن امامت است. ولايت تشريعي (موسوی خميني، 1385، ج 20، ص 115)
ميتوان گفت: ولايت تکويني و تشريعي در اين پژوهش با هم بررسي شد، ولي نقش اهلبيت در تشکيل حکومت و برقراري عدالت و اعمال ولايت تشريعي پررنگتر از ديگر نظرگاهها بررسي گردید.
از بررسي مجموع سخنان حضرت امام، ميتوان نتيجه گرفت که بدون انسان کامل و معصومان، نه معرفت به حقايق وجودي و نه معنويت در عاليترين مراتب تکاملي آن دستيافتني نيست و علاوه بر شئون معرفتي و وجودي، معصومان داراي شئون اجتماعي و سياسي نيز هستند (رودگر و فتحي مقدم، 1399) که اگرچه تاکنون به عللي آرزوي انبيا و اوليا در عالم محقق نگرديده، ولي طبق وعده قطعي پروردگار (نور: 55؛ انبياء: 105)، حکومت صالحان در عصر ظهور حضرت بقيةالله برپا و اجرا خواهد شد.
نتيجهگيری
با بررسي ديدگاه حضرت امام درباره معصومان و نقش و جايگاه آنها در هستي، نتايج متعددی بهدست ميآيد. از نظرگاه حضرت امام، انسان کامل و وليالله علت ايجاد و علت غايي و علت بقاي عالم بوده که شناخت خالق و سلوک در مسير حق بدون وجود انسان کامل و شناخت و فهم بسياري از معارف و دلالتهاي پنهان آيات الهي بدون انسان کامل ممکن نيست و آن وجودهاي نوراني واسطه بين عالم وجود نامتناهي و عالم ناسوت و متناهي و اسباب پيوند آسمان الوهيت به زمينهاي مخلوقيت و کليدهاي باب وجود و رابطه ميان شاهد و مشهود و انوار فروزان الهي و مفاتيح وجود و داراي ولايت تکويني و نقشآفرين در عالم بودهاند.
چون ائمة اطهار به لطف الهي از علم لدني برخوردارند و با تقوا و تهذيب به مرتبه صمديت رسيده و به اسامي اعظم الهي آشنا بودهاند، علاوه بر اينکه واسطه فيض و مستجابالدعوهاند، با لطف و عنايت الهي، ولايت و قدرت تصرف در عالم را دارند که هرگاه صلاح ميديدند آن را آشکار ميساختند. اين قدرت امکان تصرف منوط به حضور و حيات و سن و سال آنان نبوده، بلکه خوارق عادت در سنين کودکي و بعد از شهادت آنها نيز صادر شده است. البته حضرت امام بر اين عقيده است که اولياي الهي در بسياري از موارد از انجام امور خارقالعاده طفره میرفتند و گاهي بنا به مصلحت، نمونهای را آشکار ميساختند و اين بخش کوچکي از قدرت و ولايت آنها در هستي است.
پيامبر اکرم از منظر حضرت امام، انسان کامل و کون جامع و جلوه حقيقي حضرت حق است و ديگر اوليا پرتوي از آن خورشيد درخشان انسان کاملاند. پيامبر و اهلبيت مفاتيح وجود، مخازن کبريا، واسطه فيض و داراي ولايت کليه الهيهاند و آثار و برکات وجودي آنها بيشمار است. آنان بيشک در افاضه فيض به هستي و بقاي عالم نقشآفريناند.
براساس ديدگاه حضرت امام، معصومان در هستي، علت بقا و موجب برقراري نظم و حيات زمين بودهاند و اين نقش به دو صورت فاعلي و غايي در قوس نزول به صورت نزول برکات و نعمتهاي الهي به واسطه آنها به موجودات ميرسد و در قوس و سير صعودي نيز تکامل مخلوقات و انسانها از مسير ایشان و به وسيله آنها محقق ميشود.
بنيانگذار کبير انقلاب و رهبر بينظير هر توفيقی داشت آن را از عنايات حقتعالي و توجهات اولياء الله، بهويژه حضرت بقيةالله ميدانست.
از مطالب يادشده ميتوان دريافت که حضرت امام علاوه بر مقام «ولايت تکويني» معصومان بر «ولايت تشريعي» آن ذوات مقدس ـ که همان ابلاغ و اجراي احکام در سايه تشکيل حکومت الهي است ـ تأکيد دارد. براساس اين باور، مقام خليفۀاللهي و تشکيل حکومت الهي آن حضرات در عصر ظهور حضرت حجت و دوران دلنشین رجعت، براي حاکميت خدا در زمين و برقراري عدالت و حاکميت مستضعفان در زمين طبق وعده خداوند و به لطف الهي محقق خواهد شد.
از نظرگاه حضرت امام، پيامبر اکرم و امامان معصوم در آخرت نيز از مقام برتر و ارزندهتري بهمثابه شفيعان محشر و واسطه بخشش عباد برخوردارند.
- اذانی، قاسم، ۱۳۹۷، ولایت تکوینی و تشریعی از دیدگاه امام خمینی و آیت الله صافی، پایاننامه کارشناسی ارشد، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب.
- بخشي، ماشاالله، 1387، نياز قرآن صامت به قرآن ناطق (اهلبيت پيامبر)در هدايت انسان، پاياننامه کارشناسي ارشد قرآن و حديث، کرمانشاه، دانشگاه رازي.
- جعفری میدانسر، زینب، 1393، رابطه وحدت و کثرت وجود از دیدگاه ملاصدرا و امام خمینی، پایاننامه کارشناسی ارشد، قم، دانشگاه قم.
- جوادی آملی، عبدالله، ۱۳۸۸، فلسفه صدرا تلخیص رحیق مختوم، قم، اسراء.
- حسینی میلانی، سیدعلی، 1432ق، الولایت الشریعیه، قم، حقایق.
- حسيني طهراني، سيدمحمدحسين، ۱۴۲۶ق، امامشناسي، چ سوم، مشهد، بيتا.
- حسيني، سيدجواد، 1380، «فلسفه امامت و شأن امام»، صباح، ش 1، ص 31-39.
- حلی، احمدبن محمد، ۱۴۰۷ق، عدة الداعی و نجاح الساعی، تحقيق احمد موحدی قمی، قم، دارالکتب الاسلامي.
- خدایی، زهرا، ۱۳۸۹، بررسی آراء عبدالکریم جیلی در خصوص انسان کامل، و مقایسه آن با آراء امام خمینی به همراه ترجمه بخش دوم کتاب الانسان الکامل، پایاننامه کارشناسی ارشد، تهران، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.
- دهخدا، علياكبر، 1377، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران.
- رضوانی، علیاصغر، ۱۳۸۸، ولایت و مرجعیت اهل بیت از دیدگاه امام خمینی، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
- ـــــ ، ۱۳۹۰، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، چ هفتم، قم، مسجد مقدس جمکران.
- رمضانی، مرضیه، ۱۳۸۹، صادر نخستین از منظر فلاسفه با تأکید بر آراء امام خمینی، پایاننامه کارشناسی ارشد، قم، دانشگاه باقرالعلوم.
- رودگر، محمدجواد، 1397، «ماهيت عرفان اجتماعي با تکيه بر مؤلفه انسان کامل از منظر امام خميني»، فلسفه دين، دوره پانزدهم، ش 4، ص 889-913.
- ـــــ و فاطمه فتحي مقدم، 1399، «انسان کامل و کارکردهاي معنوي و اجتماعي آن از ديدگاه امام خميني»، قبسات، ش 97، ص 83-107.
- زحمتکش، حسین، ۱۳۹۱، حضرات خمس، بررسی تطبیقی آرای قیصری و امام خمینی، پایاننامه کارشناسی ارشد، تهران، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامي.
- سبحاني، جعفر، ۱۳۸۵، ولايت تکويني و تشريعي از ديدگاه علم و فلسفه، قم، مؤسسة امام صادق.
- شاکر، محمدکاظم و فاطمهسادات موسوي، 1۳۸۹، «قرائتي بين ادياني از انسان کامل با رويکرد عرفاني»، الهيات تطبيقي، ش ۴، ص 19ـ38.
- صافي گلپايگاني، لطفالله، بيتا، ولايت تکويني و ولايت تشريعي، قم، مؤسسة تحقيقات و نشر معارف اهلالبيت.
- طباطبائي، سيدمحمدحسين، ۱۴۱۷ق، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعة مدرسين.
- عميد، حسن، 1360، فرهنگ عميد، تهران، اميركبير.
- غروي، سعيده و طاهره محسني، ۱۳۹۴، «ولايت تکويني انسان سالک در قرآن با تأکيد بر آراي امام خميني»، پژوهشنامه متين، ش ۶۶، ص113-1.
- فاریاب، محمدحسین، ۱۳۹۶، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- فراهیدی، خلیلبن احمد، 1409ق، کتاب العین، قم، هجرت.
- قمي، شيخ عباس، 1370، مفاتيح الجنان، تهران، مرکز فرهنگي رجاء.
- کليني، محمدبن يعقوب، ۱۳۶۵، اصول کافي، ترجمة سيدجواد مصطفوي، قم، حوزة علميه.
- مجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق، بحارالانوار، بیروت، دار الاحیا ءالتراث.
- معین، محمد، ۱۳۸۶، فرهنگ معین، تهران، زرين.
- مقدسی، یوسف، ۱۳۹۲، مبانی قرآنی ماهیت ولایت از منظر ابنعربی و امام خمینی، پایاننامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه پیام نور.
- مکارم شيرازي، ناصر، 1357، مهدي انقلابي بزرگ، قم، هدف.
- موسوی خمینی، روحالله، 1372، مصباح الهداية الي الخلافة و الولاية، مقدمه سيدجلالالدين آشتياني، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
- ـــــ ، 1373، جهاد اکبر يا مبارزه با نفس، چ سوم، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
- ـــــ ، 1375، التعليقة علي الفوائد الرضوية، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
- ـــــ ، 1376، شرح دعاء سحر، ترجمة سيداحمد فهري، تهران، فيض کاشاني.
- ـــــ ، ۱۳۷۸، آداب الصلاة، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
- ـــــ ، 1381، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- ـــــ ، 1381، سر الصلاة، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- ـــــ ، 1385، صحيفه امام، چ چهارم، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
- ـــــ ، 1387، امامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- ـــــ ، 1388، شرح جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- ـــــ ، 1395، شرح دعاي سحر، چ پنجم، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
- یزدانپناه، شهلا، 1391، ولایت تکوینی از دیدگاه قاضی سعید قمی و امام خمینی، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.