واكاوي و نقد ادلة عرفا دربارة هدف آفرينش

ضميمهسايز
7.pdf921.89 کيلو بايت

سال هفتم، شماره اول، پياپي 17، پاييز و زمستان 1395

مرجان درستي مطلق / دانشجوي دكتراي كلام دانشگاه علوم قرآن و حديث شهر ري      abd.dorosty@gmail.com

علي افضلي / دانشيار گروه كلام موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران

دريافت: 30/05/1395 ـ پذيرش: 06/10/1395

چکيده

يکي از مباحث معرفتي دقيق در حوزة الهيات، هدف خداوند از خلقت جهان است متکلمان اسلامي، هدف خداوند از آفرينش عالم را رساندن جود به خلق مي‌دانند. فلاسفه معتقدند ازآنجاکه خداوند واجد همة كمالات و علت ‌تامه خلقت است و معلول از آن لامحاله تخلف نمي‌کند، فيض‌رساني و صدور وجود و خلق نظام احسن از ناحية خداوند واجب است. از منظر عارفان، آفرينش بر پاية عشق خداوند به شناخته شدن انجام پذيرفته است و مجموعه هستي، تجليات ذات پروردگار هستند که وجودي غير از وجود حق‌تعالي ندارند. خداوند عاشق کمالات بي‌نهايت خود بود؛ لذا در قالب پديده‌هاي مختلف عالم تجلي کرد تا از ديدن جمال خود در آينة فعل خويش که همان جهان خلقت است، لذت ببرد و هدفي براي آفرينش در ماوراي ذات بي‌همانندش وجود ندارد. در اين نوشتار، از ميان همه نظرات، به روش کتابخانه‌اي، به بررسي پاسخ پرسش اصلي دربارة ديدگاه عرفا در اين زمينه ‌پرداخته شد و با طرح پرسش‌ها و ايراداتي بر آن و تبعات پذيرش اين نگرش، مشخص شد كه مطلب نيازمند بازنگري و رجوع به تعاليم قرآن ‌کريم و روايات حضرات معصومين است.

کليدواژه‌ها: عرفان، هدف خلقت، تجلي، ظهور، حب.