بداء در نظام فلسفي ميرداماد

ضميمهسايز
7.pdf473.77 کيلو بايت

سال هشتم، شماره اول، پياپي 18، بهار و تابستان 1396

رحمان عشريه / استاديار دانشگاه علوم و معارف قرآن كريم قم                                                   shryeh@quran.ac.ir

محمدعلي اسماعيلي / طلبه سطح چهار جامعة المصطفي العالميه                                          mali.esm91@yahoo.com

حسن رضايي هفتادر / دانشيار پرديس فارابي دانشگاه تهران                                                           Hrezaii@ut.ac.ir

دريافت: 17/11/1395 ـ پذيرش: 05/05/1396

چکيده

مسئلة بداء جزء مسائل مهم در حوزه ارتباط حادث با قديم بوده و پرسش اصلي اين است که با توجه به امتناع تغير در ذات و علم ذاتي الهي، حقيقت بداء و کيفيت وقوع محو و اثبات چگونه قابل تبيين است؟ و آيا اسناد بداء به خدا، حقيقي است يا مجازي؟ در نظام فلسفي ميرداماد، تبيين جامعي نسبت به آموزة بداء ارائه شده است. در انديشة وي، بداء در حوزة امور تکويني بوده و بيانگر محدوديت زمان افاضه از جانب علت است. قلمرو وقوع بداء، عالم ماده است و عالم دهر و سرمد، مبرا از بداء هستند. اين نوشتار با روش توصيفي-تحليلي به تبيين بداء در نظام فلسفي ميرداماد مي­پردازد. از مهم ترين يافته هاي اين پژوهش تبيين حقيقت بداء در نظام فلسفي ميرداماد و تبيين کيفيت اسناد بداء به خداست. در انديشه ميرداماد، امور تدريجي دو حيث دارند: از يک حيث با عالم دهر نسبت دارند و از حيث ديگر با عالم سيلان و مادي، نسبت دارند و به اين اعتبار، تدريجي، غيرقار و متبدل  اند. از حيث اول، به ثابتِ حقِ واجب بالذات مستندند و از حيث دوم، واسطه استناد حوادث زماني به واجب مي باشند.

کليدواژه ها: بداء، نسخ، قضا، قدر، ميرداماد.