بررسي و نقد مدعاي اذعان صدرالمتألهين به نظرية «رؤيا انگاري وحي»

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال نهم، شماره دوم، پياپي 21، پاييز و زمستان 1397

محمد نجاتي / دانشيار گروه فلسفه و کلام اسلامي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس    mnejati1361@yahoo.com
سيد عباس تقوي / مربي و مدير گروه معارف اسلامي دانشگاه علوم پزشکي هرمزگان      sa.taghavi@staff.nahad.ir
دريافت: 30/4/1397ـ پذيرش: 23/10/1397
چکيده
عبدالكريم سروش در برخي مواضع مقالات خويش و در جهت تبيين مبناي رؤيا انگاري وحي مدعي است که نوع تفسير آيات ابتدايي سورة واقعه توسط صدرالمتألهين و تأکيد وي بر تحقق واقعة قيامت در زمان حال، مؤيد استبصار صدرالمتألهين به نظرية مذکور است. در اين مطالعة ذيل، دو عنوان «ديدگاه صدرالمتألهين در خصوص وحي» و «ديدگاه ايشان در خصوص حقيقت قيامت» اين مدعا بررسي و نقد شده است. بررسي وحي‌شناسي صدرالمتألهين مؤيد آن است که وي نه تنها در هيچ‌يک از مواضع و آراء خويش در زمينة وحي به مبناي «رؤيا انگاري» اذعان ننموده، بلکه تأکيد كرده است که وحي حقيقتي کلامي و خطابي دارد. البته عمده‌ترين دغدغة وي در اين‌ باره، به تبيين کيفيت جسماني بودن فرايند وحي و از آن جمله، ماهيت ارتباط پيامبر با فرشتة وحي در وجه جسماني و محسوس وحي معطوف گشته است. اما در خصوص تصريح صدرالمتألهين به تحقق واقعة قيامت در زمان حال، بايد گفت: به سبب تفکيک قيامت به صغرا و کبرا در تفکر صدرايي، وي بر خلاف مدعاي دکتر سروش، زمان وقوع قيامت کبرا را مبهم دانسته و صرفاً به تحقق قيامت صغرا اشاره كرده است. در حقيقت، آنچه صدرالمتألهين به تحققش معتقد است (قيامت صغرا) مد نظر دکتر سروش نيست، و آنچه مراد دکتر سروش در مقالات شش‌گانه است (قيامت کبرا) مورد تأييد صدرالمتألهين نيست.
کليدواژه‌ها: تفسير قرآن، وحي، صدرالمتألهين، قيامت.