تحليل ديدگاه توماس آكوئيناس دربارة «سعادت» با استفاده از نظرية «زبان نمادين» تيليش

ضمیمهسایز
9.pdf268.5 کیلو بایت

سال دهم، شماره اول، پياپي 22، بهار و تابستان 1398، ص133-142

* سيدمهدي ميرهاشمي اسفهلان / دكتراي فلسفه، دانشگاه تبريز     mirhashemi_1983@yahoo.com
حسن فتحي / دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه تبریز    fathi@tabrizu.ac.ir
دريافت: 21/12/1397 ـ پذيرش: 16/05/1398
چکيده
از نظر پل تیلیش، «زبان نمادین» تنها ابزار مناسب برای بیان، تحلیل و بررسی موضوعات دینی است که از توانایی و محدودة الفاظ متعارف دنیوی و نیز زبان مفهومی فلسفه فراتر است. هدف پژوهش حاضر نشان دادن امکان تحلیل مسائلی همچون «فیض الهی»، «فضایل القایی» و «رؤیت مسرت‌بخش» در الهیات فلسفی توماس آکوئیناس با رویکرد «زبان نمادین» است. نظریۀ «زبان نمادین»، به سبب داشتن ویژگی‌های متناقض‌نما و قطبی، فهم سعادت اخروی، فیض الهی و فضایل القایی را در بستر خود فراهم مي‌آورد. همچنین این موضوعات را نمادهایی می‌داند که به منزلۀ پاسخ‌هایی مناسب برای مسائل اساسی و وجودی انسان هستند. بر این اساس، می‌توان گفت که فیض الهی پاسخی به موضوع «گناه ذاتی» و نقایص طبیعت بشری است. فضایل القایی پاسخی به كافي نبودن فضایل اکتسابی در جهت رسیدن به سعادت فوق‌طبیعی است. رؤیت مسرّت‌بخش پاسخی به میل آدمی برای شناخت کُنه و مبدأ هستی است. نيز سعادت حقیقی در بهشت، پاسخی به تمایل طبیعی [و امید] انسان به جاودانگی همراه با آرامش و بهجت است. 
كليدواژه‌ها: سعادت حقیقی، فیض، فضایل القایی، زبان نمادین، آکوئیناس، تیلیش.