تحليل ضرورت نبوت براساس فرايند اجتماعي معرفت

ضمیمهاندازه
3.pdf420.44 کیلو بایت
سال دوازدهم، شماره اول، پياپي 26، بهار و تابستان 1400، ص 41-56

نوع مقاله: پژوهشي
ولي‌الله جمالي/ دانشجوي دكتري فقه و مباني حقوق، دانشگاه آزاد اسلامي واحد بابل
* غلامحسين جوادپور/ استاديار گروه كلام، مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران    javadpour@irip.ac.ir
دريافت: 14/10/1399 ـ پذيرش: 09/03/1400

چکيده
نبوت و وحي از ارکان اديان الهي است و ميان خلق و خالق، ناگزير بايد واسطه‌اي حامل پيام خدا براي هدايت و آگاهي انسان‌ها باشد. با اين‌حال، برخي در ضرورت بعثت و نبوت تشکيک کرده و آن را لغو، غيرضروري يا حداکثر مستحسن دانسته‌اند. متکلمان بزرگ با ارائه دلايل عقلي از ضرورت نبوت سخن گفته‌اند و حکماي متأله نيز دليل خاصي مبتني بر مدنيت بالطبع انسان و نياز او به قانون اجتماعي براي تضمين زندگي بهتر بيان نموده‌اند. با بهره‌گيري از برهان حکما و نيز برخي ادله متکلمان و همچنين مسئله اجتماعي بودن معرفت در معرفت‌شناسي جديد، مي‌توان ضرورت نبوت را به شیوه دوگانۀ جديدي طرح کرد: نخست اينکه انسان در فرايند زندگي اجتماعي خود نيازمند اتکاي معرفتي به ديگران و برگرفتن باورهاي خود به صورت مستقيم از ديگران است (حالت بسيط و آگاهانه). ديگر اينکه انسان‌ها محکوم به تأثيرپذيري از ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي‌اند و در اين ميان، باورهاي آنها نيز دچار تغيير و تحول مي‌شود (حالت پيچيده و ناآگاهانه). بنابر هر يک از اين دو حالت و براي عدم انحراف معرفتي انسان و کسب باورهاي صادق درباره حقايق ديني، بشر عادي نيازمند سفيري الهی است که از او به «پيامبر» تعبير مي‌شود. گستره و تنوع آورده‌هاي پيامبران نيز بستگي به مبناي برگزيده در گستره شريعت دارد.

کليدواژه‌ها: نبوت، معرفت، معر‌فت‌شناسي اجتماعي، فرايند اجتماعي، خبر واحد.
 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
26
شماره صفحه: 
41