بررسی تطبیقی دیدگاه مکتب علامه طباطبائي و نومعتزلیان دربارۀ شیوه‌های زبان دینی رفع تعارض علم و دین

ضمیمهاندازه
5.pdf286.37 کیلو بایت
سال دوازدهم، شماره اول، پياپي 26، بهار و تابستان 1400، ص 75-92

نوع مقاله: پژوهشي
جواد گلی / دکتری فلسفه دین، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خمینی (ره)
* یوسف دانشورنيلو / استاديار گروه فلسفه دین و کلام، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خمینی(ره)    yousef.daneshvar@gmail.com
دريافت: 19/04/1395 ـ پذيرش: 22/08/1395

چکيده
در جهان اسلام، مکتب علامه طباطبائي و نومعتزلیان دو جریان برجسته‌ای هستند که برای حل تعارض ادعایی علم و دین شیوه‌هایی را ارائه کرده‌اند. یکی از برجسته‌ترین شیوه‌های آنان، شیوه‌های رفع تعارض ناظر به زبان دین است. نومعتزلیان مدعی هستند، شیوه‌هایشان در این زمینه کارآمد است، ولی شیوه‌های مکتب علامه طباطبائي برای رفع تعارض کارایی ندارد. طرفداران مکتب علامه نیز شیوه‌های نومعتزلیان را ناسازگار با دین تلقی می‌کنند. برای ارزیابی دعاوی مزبور، ضروری است شیوه‌های رفع تعارض ناظر به زبان دین، با نظر به آثار هر دو جریان فکری به تفصیل بیان شده و مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد. هر چند در ظاهر، برخی راهکارهاي هر دو گروه، مانند زبان ادبی یا زبان قوم تلقی کردن تعبیر متن دینی دارای تعارض با نظریات علمی، مشترک است، اما به‌جهت اینکه در مکتب علامه، استفاده از این شیوه‌ها مشروط به وجود قرینة نقلی یا عقلی قطعی است، ولی برخی نومعتزلیان این شیوه را به اکثر یا تمامی متون دینی تعمیم می‌دهند. در واقع شیوه‌های زبان دینی این دو گروه متفاوت است.

کليدواژه‌ها: مکتب علامه طباطبائي، نومعتزله، تعارض علم و دین، زبان دین.
 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
26
شماره صفحه: 
75