رابطه علم و دين در ديدگاه دوم پلانتينگا

ضمیمهاندازه
6.pdf607.25 کیلو بایت
سال دوازدهم، شماره اول، پياپي 26، بهار و تابستان 1400، ص 93-112

نوع مقاله: پژوهشي
سيدمصطفي ميرباباپور/ دکتري فلسفه دين، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)
 * يوسف دانشور نيلو/ استاديار گروه کلام و فلسفه دين، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)    yousef.daneshvar@gmail.com
دريافت: 10/07/1397 ـ پذيرش: 05/12/1397

چکيده
آلوين پلانتينگا درباره رابطه علم و دين، از اوایل قرن بيست‌ويکم ديدگاهي متفاوت نسبت‌به ديدگاه قبلي خود ارائه کرده است. خلاصه ديدگاه دوم او چهار ادعاي ذيل است: 1. همه تعارضات معروف ميان علم و دين يا غيرواقعي هستند يا سطحي. 2. توافق عميقي ميان علم و دين وجود دارد. 3. همه توافقات معروف ميان علم و طبيعت‌گرايي سطحي است. 4. تعارض عميقي ميان علم و طبيعت‌گرايي وجود دارد. درخصوص تکامل و فيزيک کلاسيک ادعاي تعارض مي‌شود، ولي تعارض آنها با دين واقعي نيست. در روان‌شناسي تکاملي و نقد کتاب مقدس، علم و دين تعارض دارند، ولي اين تعارض سطحي است و علم به‌علت آنکه شواهد مبنا و متفاوت از دين دارد، نمي‌تواند ناقض آن باشد. نظريه «تنظيم دقيق» و «طراحي هوشمند» بخش‌هايي از علم هستند که مي‌توانند براي باور ديني زمينه‌سازي کنند. همچنين پذيرش هماهنگ تکامل و طبيعت‌گرايي موجب بي‌اعتباري معرفت به آنها مي‌شود و از‌اين‌رو علم و طبيعت‌گرايي تعارض عميقي دارند.

کليدواژه‌ها: علم و دين، طبيعت‌گرايي روش‌شناختي، تکامل، فعل الهي، ديدگاه دوم پلانتينگا.

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
26
شماره صفحه: 
93