بررسی انتقادی ديدگاه ابن‌‌سينا دربارة رابطه ذات الهی و علم به ماسوا با تکيه بر آراء صدرالمتألهين

ضمیمهاندازه
5.pdf476.8 کیلو بایت

سال سيزدهم، شماره اول، پياپي 28، بهار و تابستان 1401، ص 65-80

نوع مقاله: پژوهشي

سيداحمد غفاري قره‌باغ / استاديار گروه عرفان مؤسسة حکمت و فلسفه ايران   ghaffari@irip.ac.ir                 
دريافت: 20/02/1401 ـ پذيرش: 30/06/1401

چکيده
اعتقاد به تحقق «علم الهی به ماسوا» از طريق عروض صورت‌های علمی حصولی بر ذات الهی، ايده ناگزير حکمای سينوی و برخاسته از منظومه فلسفی حکمت مشاء است. هدف اين پژوهش بررسی ملاحظات صدرالمتألهين نسبت به ديدگاه ابن‌سينا در خصوص عروض صورت‌های علمی بر ذات الهی برای تحقق علم الهی به ماسواست. پژوهش حاضر با استفاده از دو روش توصيف و تحليل به گزارش دقيقی از نظريه سينوی «علم الهی به ماسوا»، متکی بر درک منظومه‌ای از فلسفه ابن‌‌سينا می‌پردازد و سپس با استفاده از ملاحظات صدرايی، به تحليل آن نظريه و نظريه برگزيده صدرالمتألهين اهتمام می‌ورزد. این تحقیق همچنين مبتنی بر داده‌های کتابخانه‏ای انجام گرفته است. اصولاً طبق مبانی سينوی، امکان باريابی به هيچ ايده‌ای که در آن بتوان سخن از اتحاد دو واقعيت مطرح کرد، ممکن نيست. ابن‌‌سينا طبق هندسه معرفتی خويش چاره‌ای جز پذيرش تمايز وجودی ذات الهی و علم پيشين ندارد. صدرالمتألهين ضمن ابطال انتقادات حکمای پيشين بر اين نظريه، ملاحظات متفاوتی را گاه به‌عنوان انتقادات مبنايی و گاه به صورت انتقادات بنايی طرح می‌کند. قاطعانه می‌توان گفت: تمايز نگرش صدرايی و سينوی در اعتقاد ابن‌سينا به عروض و اعتقاد صدرالمتألهين به عينیت، به تفاوت هندسه فلسفی آن دو برمی‌گردد.

کليدواژه‌ها: علم الهی به ماسوا، علم الهی به خود، عينيت، عروض، ابن‌‌سينا، صدرالمتألهين.
 

سال انتشار: 
1401
شماره مجله: 
28
شماره صفحه: 
65