معرفت کلامی، سال پانزدهم، شماره دوم، پیاپی 33، پاییز و زمستان 1403، صفحات 75-98

    بررسی روابط بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ناصر شهرابی / کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران / nasernasersharab1368@gmail.com
    ✍️ رسول محمدجعفری / دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران / r.mjafari@shahed.ac.ir
    dor 20.1001.1.20088876.1403.15.2.4.8
    doi 10.22034/kalami.2025.5002041
    چکیده: 
    بر اساس نظریة بینامتنیت، هیچ نوشته یا مطلبی نیست، مگر آنکه از متون دیگر گرفته شده باشد. قرآن مجید که معجزة پیامبر اکرم(ص) و برای هدایت بشریت فرستاده شده، برای بسیاری از متون دینی و کلام‌ بزرگان دین الهام‌بخش بوده است. نهج‌البلاغه یکی از متونی است که بسیار از قرآن متأثر بوده و رابطة بینامتنی آن با آیات قرآن بسیار است. بررسی تمام ابعاد بینامتنیت نهج‌البلاغه و قرآن، به پژوهش‌های بسیار نیاز دارد. این تحقیق با تمرکز بر موضوع «نبوت»، با روش توصیفی ـ تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که بررسی روابط بینامتنی «نبوت» در نهج‌البلاغه و قرآن در سطح بینامتنی اشاره‌ای چگونه است؟ نتایج تحقیق نشان داد که امام علی (ع) به‌صورت گسترده با الهام از آیات قرآن، مسائل نبوت به‌ویژه نبوت خاصه را تبیین فرموده است. به نبوت عامه 22 بار اشاره شده و مسائلی مانند انتخاب پیامبران برای هدایت، پیمان گرفتن خداوند از پیامبران و وظیفة تبلیغ در آن انعکاس یافته است. به نبوت خاصه نیز 45 بار اشاره شده و موضوعاتی مانند آشنا بودن پیامبر خاتم(ص) برای پیروان ادیان دیگر، هدایت اعراب جاهلی و نجات آنان از آتش جهنم، بشارت بر نبوت پیامبر خاتم، و اهل‌بیت(ص) جانشینان پیامبر(ص) در ذیل آن آمده است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Study of Allusive Intertextual Relations between Nahj al-Balāghah and the Qur’an on the Topic of Prophethood
    Abstract: 
    According to the theory of intertextuality, no text or discourse exists that is not derived from other texts. The Holy Qur’an, which is the miracle of the Noble Prophet and was sent for the guidance of humanity, has inspired many religious and theological works by great scholars. Nahj al-Balāghah is one of the texts that has been profoundly influenced by the Qur’an, and its intertextual relationship with Qur’anic verses is extensive. Examining all dimensions of intertextuality between Nahj al-Balāghah and the Qur’an requires numerous studies. Focusing on the topic of “prophethood,” the present research employs a descriptive–analytical method to answer the question: What is the nature of the allusive intertextual relations concerning prophethood between Nahj al-Balāghah and the Qur’an? The findings indicate that Imam ʿAlī (peace be upon him) extensively explained issues related to prophethood—especially specific prophethood—by drawing inspiration from Qur’anic verses. General prophethood is mentioned twenty-two times, reflecting themes such as God’s selection of prophets for guidance, the covenant taken from the prophets, and their duty of conveying the message. Specific prophethood is mentioned forty-five times and includes topics such as the recognition of the Seal of the Prophets by followers of other religions, the guidance of the pre-Islamic Arabs and their salvation from Hellfire, glad tidings of the final Prophet’s mission, and the Ahl al-Bayt as the successors of the Prophet.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    واژة «بینامتنیت» متشکل از یک اسم (text) و یک پسوند اسم‌ساز (ualite) است و یکی از اصطلاحاتی است که در فرهنگ و ادبیات معاصر بسیار استفاده می‌شود. بینامتنی ایده‌ای است که در ساده‌ترین شکل آن، ارتباط دو لفظ، و در عمیق‌ترین شکل آن، ارتباط دو متن با همدیگر بررسی و تحلیل می‌شود. در حال حاضر در علم زبان‌شناسی از عنوان «بینامتنیت» برای نشان دادن اثرپذیری یک متن از متن دیگر استفاده می‌شود. بینامتنیت اصطلاحی جدید و تازه است که در دهة شصت میلادی توسط غربی‌ها طرح شد و پس از آن در ادبیات عرب گسترش یافت و سپس به سایر کشورهای دنیا سرایت پیدا کرد (امامی، 1393، ج۱، ص۳۲۵).
    در نهج‌البلاغه نیز روابط بینامتنی به ‌وفور دیده می‌شود و بدون مبالغه، بسیاری از سخنان امیرمؤمنان متأثر از آیات قرآن است. امام علی نیز در بسیاری از خطبه‌ها و حکمت‌ها و نامه‌ها به موضوع نبوت اشاره داشته است. حضرت در این مسئله متأثر از قرآن بوده و بدون اینکه به آیات قرآن تصریح داشته باشد، مضامین آیات در آنها نهفته است. استخراج و تحلیل سخنان امام علی و آیات همسو در موضوع نبوت، پژوهشی در خور توجه است؛ لذا نظر به اهمیت آن، این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که بررسی بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت چگونه است؟
    در خصوص ارتباط قرآن و نهج‌البلاغه تحقیقات و آثار بسیاری تألیف شده و به‌طور خاص در زمینة روابط بینامتنی قرآن و نهج‌البلاغه نیز چندین پژوهش در طی سال‌های قبل نوشته شده است؛ برای مثال: طحانی و همکاران (1400) در مقالة «تحلیل روابط بینامتنی «دنیا» در نهج‌البلاغه و قرآن كریم»، حسینی‌فر (1399) در پایان‌نامة خود با عنوان تحلیل روابط بینامتنی «آخرت» در نهج‌البلاغه و قرآن، و مسبوق (1392) در پژوهشی با عنوان روابط بینامتنی قرآن با خطبه‌های نهج‌البلاغه، از بینامتنیت نهج‌البلاغه و قرآن سخن گفته‌‌اند؛ بااین‌حال در هیچ‌یک از این پژوهش‌ها بررسی روابط بینامتنی نهج‌البلاغه و قرآن با محوریت موضوع «نبوت» انجام نشده است؛ درحالی‌که یکی از مباحث مهم در قرآن و نهج‌البلاغه، موضوع «نبوت» است. پژوهش حاضر برای جبران این کاستی سامان می‌یابد.
    1. تعریف مفاهیم تحقیق
    دو واژة محوری تحقیق، «بینامتنیت» و «نبوت» است؛ بنابراین لازم است معنا و مفهوم اراده‌شده از آنها در این تحقیق تبیین شود.
    1ـ1. بینامتنیت
    قانون حاکم بر بینامتنیت این را می‌گوید که یک متن به‌صورت یک‌باره و بدون بهره‌گیری از متن‌های قبل از خود به ‌وجود نیامده است؛ بلکه هر متنی حاصل امتزاج، به‌هم‌پیوستگی و ارتباط متقابل اندیشه‌های قبلی با ذوق، بینش و ایده‌های کنونی است. بنابراین بر اساس رویکرد بینامتنیت، هیچ متنی خودبسنده و مستقل نیست؛ بلکه آمیزه‌ای از آواهای پیش از خود است. حتی بر اساس این نظریه می‌توان گفت که سیر پیدایش و پیشرفت همة علوم مبتنی‌بر استفاده از داشته‌های قبلی علمی است؛ زیرا آنچه در گذشته بوده، زمینه‌ای بوده است برای آنچه در حال حاضر هست (نامور مطلق، 1390، ص28). از لحاظ فني و هنري، روابط بينامتني اقسامی دارد که از جمله عبارت‌ا‌ند از: الف) بینامتنیت كامل متني؛ ب) بینامتنیت كامل تعديلي؛ ج) بینامتنیت اشاره‌ای (تلميحي)؛ د) بینامتنیت واژگانی (حبیبی، 1392، ص32).
    الف) بينامتنیت كامل متني: در این قسم، تأکید بر متن کامل و مستقل است و کاملاً همان متن اولیه، بدون کم و زیاد شدن، در سیاق اصلی‌‌اش به‌وسیلة خالق متن حاضر (پسامتن) استفاده می‌شود. خواه این متن یک جمله یا یک مصرع یا یک بیت یا عبارت نثری باشد (شاهرخی شهرکی و دیگران، 1395، ص125).
    ب) بینامتنیت كامل تعديلي: در اين قسم از روابط، شاعر به متنی مستقل و کامل (خواه یک جمله یا بیت یا یک بیت یا جملة نثری) تأکید دارد. او این بخش از متن را از سیاقش جدا می‌کند و بعد از انجام برخی اصلاحات ساده یا پیچیده، مثل افزایش یا کم کردن کلمات، تقدیم و تأخیر بخش‌ها، عوض کردن زمان و صیغة افعال، تبدیل عبارات انشایی به خبری و بالعکس، آن متن را در بافت متن شعر خود قرار می‌دهد و از آن در راستای تبیین اندیشة شعری نو استفاده می‌کند (تقوایی کارمزدی، 1394، ص67).
    ج) بینامتنیت اشاره‌ای (تلميحي): در اين قسم، شاعر به ذكر يك يا چند نشانه در كلام، كه خواننده را به متن غايب راهنمایی می‌کند، بسنده کرده، با کلماتی کم معاني زیادی را به اذهان خوانندگان مي‌رساند (حبیبی، 1392، ص47؛ راستگو، 1396، ص52).
    د) بینامتنیت واژگانی: در این روشِ اثرپذیري، شاعر در به‌کارگیری بخشی از ترکیب‌‌ها و کلمات، متأثر از قرآن است؛ یعنی عبارات و کلماتی را در شعر خود به‌کار می‌گیرد که ریشۀ قرآنی دارند؛ به‌گونه‌ای‌که اگر قرآن نبود، زبان و ادب نیز از آن کلمات بی‌بهره بود؛ مانند استفاده از عبارات «کراماً کاتبین»، «ید بیضاء»، «عروةالوثقى»، «فی احسن تقویم» و بسیاري از نام‌هاي خاص قرآن، مثل آدم، حوا، ابراهیم، جالوت، طالوت، قابیل، هابیل و... (راستگو، 1396، ص15ـ18).
    2ـ1. نبوت
    در اصطلاح علم کلام، به بحث دربارة مطلق پیامبران آسمانی بدون اشاره به نبوت شخصی معین، «نبوت عامه» گفته می‌شود (سبحانی، 1376، ص179؛ غرویان و همکاران، 1375، ج2، ص123) و به بحث دربارة نبوت فرد معینی از پیامبران مانند حضرت محمد با هدف بیان دلایل و اثبات نبوت ایشان، «نبوت خاصه» می‌گویند (سبحانی، 1376، ص179). نبوت خاصه در کتاب‌های کلامی مشخصاً به مباحث مرتبط با پیامبر خاتم اختصاص دارد که به ویژگی‌های زندگی آن حضرت و نیز دوران رسالت ایشان می‌پردازد (غرویان و همکاران، 1375، ج2، ص123). 
    در نبوت عامه، این مسائل مورد بحث قرار می‌گیرد: لزوم بعثت پیامبران؛ راه شناسایی پیامبران واقعی از مدعیان دروغین؛ حقیقت وحی؛ شرایط روحی و جسمی پیامبران الهی؛ فواید بعثت پیامبران؛ و ویژگی‌های پیامبران (سبحانی، 1376، ص179؛ مصباح یزدی، 1376، ج1، ص216ـ277؛ غرویان و همکاران، 1375، ج2، ص5، 122ـ130). در نبوت خاصه نیز این قبیل مباحث مورد مطالعه است: اعجاز قرآن؛ مصونیت قرآن از تحریف؛ جهانی و جاودانگی بودن اسلام؛ و خاتمیت (مصباح یزدی، 1376، ج1، ص306، 318، 326 و 334؛ غرویان و همکاران، 1375، ج2، ص5، 161، 176، 185 و 193).
    2. بررسی روابط بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت عامه و خاصه
    با توجه به تبیین صورت‌گرفته از بینامتنیت و نبوت عامه و خاصه، به بررسی روابط بینامتنی نهج‌البلاغه با قرآن پرداخته می‌شود. ازآنجاکه بسیاری از فرازهای نهج‌البلاغه در موضوع محل بحث با قرآن ارتباط دارند، به‌منظور رعایت اقتضای حجم مقاله، تنها سه نمونه به ‌تفصیل بحث می‌شود و موارد دیگر در قالب جدول عرضه می‌گردد. برای تبیین نمونه‌های مورد بحث، ابتدا سخن امام علی تحت عنوان «متن حاضر» و سپس آیه یا آیات قرآن تحت عنوان «متن غایب» گزارش شده، آن‌گاه به تحلیل روابط بینامتنی اشاره‌ای میان آنها پرداخته می‌شود.
    1ـ2. ضرورت بعثت پیامبران 
    متن حاضر: در خطبة اول نهج‌البلاغه آمده است: «لَمْ يُخْلِ اللهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لازِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ» (سید رضی، 1414ق، ص43)؛ خداوند سبحان هيچ‌گاه جامعۀ بشرى را از پيامبر مرسل يا كتاب آسمانى يا دليلى قاطع يا راهى روشن خالى نگذاشته است.
    متن غایب: «وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلاّ خَلا فِيهَا نَذِيرٌ» (فاطر: 24)؛ هر امتى در گذشته انذاركننده‌اى داشته است.
    تحلیل رابطة بینامتنی: در آیات قرآن از ارسال پیامبران به‌سوی همة انسان‌ها سخن گفته شده است. آیة یادشده از جملة آنهاست و بر ضرورت وجود پیامبران برای هدایت انسان‌ها دلالت دارد و این امر از موضوعات نبوت عامه است. 
    در نظام الهیاتی که خدا خالق جهان و واضع شریعت است، واسطه‌هایی بین او و انسان‌ها وجود دارد تا هم بشر برنامة سعادت خود را از او برگیرد و هم از مصالح و مفاسد خود آگاه شود (جمالی و جوادپور، 1400، ص55). علامه طباطبائی بر این باور است که طبق سیاق، مفاد آیة «وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلاّ خَلا فِيهَا نَذِيرٌ» اين است كه هيچ قومی از اقوام گذشته نبوده، مگر آنكه انذاردهنده‌ای در میان آنان بوده است. فرستادن بشارت‌دهنده و انذار‌دهنده، از سنت‌هاى خداوند است كه پیوسته در عالم آفرینش جريان دارد. از ظاهر سياق برمى‌آيد كه مراد از «نذير»، پيامبرى است كه از طرف خدا مبعوث شود؛ ولى برخی‌ از مفسران، «نذير» را به مطلق افرادی تفسير كرده‌اند كه مردم را انذار می‌كنند؛ خواه پيامبر باشد و خواه عالمى از میان عالمان. اين تفسير خلاف ظاهر آيه است (طباطبائی، 1374، ج17، ص51)؛ اما آیت‌الله جوادی آملی معتقد است که فقرة «وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلاّ خَلا فِيهَا نَذِيرٌ»، بدان معنا نیست که در میان همة امت‌ها و ساکنان هر منطقه، شخص پیامبر الهی حضور دارد؛ بلکه اعم از پیامبر الهی و امامان و دیگر عالمان و مبلغان دین مراد است که سبب اتمام حجت الهی‌اند؛ چنان‌که پیامبر اکرم تنها در بخشی از حوزة اسلامی صدر اسلام بودند و دیگر مناطق را با فرستادگان و نمایندگان خود تبلیغ و اداره می‌کردند؛ به‌ گواهی اینکه خداوند می‌فرماید: اگر ما می‌خواستیم، برای هر روستایی یک پیامبر می‌فرستادیم: «وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَّذِيرًا» (فرقان: 51). از این آیه برمی‌آید که برای هر شهر یا روستا پیامبر نبوده است (جوادی آملی، 1395، ج39، ص637)؛ چنان‌که در دورة فترت رسل، رسولی نبوده است؛ اما نبی و وصی یا حجج الهی بوده‌اند (کریمی، 1394، ص155).
    در سخن امام علی به چهار موضوع اشاره شده است كه همواره يكى از آنها يا بخشی از آنها در بین خلق خدا وجود دارد و از اين راه بر آنها اتمام حجت مى‌شود: نخست پيامبران خداست؛ چه صاحب كتاب آسمانى باشند يا نه؛ زيرا وجود پيامبر در هر حال مايۀ رشد و بيدارى و اسباب اتمام حجت است (مکارم شیرازی، 1375، ج1، ص218ـ217)؛ دوم كتاب‌های آسمانى است كه در میان مردمان وجود دارد؛ هرچند پيامبرانى كه آن را آورده‌اند، از این دنیا رحلت کرده‌اند؛ سوم اوصيا و امامان معصوم‌اند كه از آن به «حُجَّةٍ لازِمَةٍ» تعبير شده است؛ البته برخی احتمال داده‌اند كه منظور از حجت، دليل عقل باشد؛ ولى چون دليل عقل به‌تنهايى براى هدايت كافى نيست، اين احتمال بعيد به‌نظر مى‌رسد؛ اما مانعى ندارد كه هر دو با هم در اين عبارت جمع باشند؛ چهارم سنت پيامبران و اوصيا و امامان، كه از آن به «مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ» تعبير شده است؛ زيرا «محجّة» را در لغت به‌ معنى طريقۀ واضح و مستقيم معنا كرده‌اند؛ چه ظاهرى باشد و چه معنوى؛ راهى كه انسان را به مقصود مى‌رساند (مکارم شیرازی، 1375، ج1، ص218).
    از آنچه گذشت، روشن شد که این سخن امام علی که فرمود: «لَمْ يُخْلِ اللهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لازِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ» با این کلام خداوند: «وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلاّ خَلا فِيهَا نَذِيرٌ» کاملاً ارتباط مفهومی دارد و سخن امام برگرفته از این آیه است و چون عبارت قرآنی در آن به‌کار نرفته و تنها مفهوم کلام خداوند در آن نهفته است، رابطة میان آن دو از نوع رابطة بینامتنی اشاره‌ای است. سخن امام تبیین‌کنندة آیه نیز می‌باشد و انذاردهنده را یکی از چهار امر دانسته است: پيامبر مرسل، كتاب آسمانى، دليل قاطع یا راه روشن. البته ممکن است که هر چهار مورد در زمانی واحد جمع شوند. بر پایة سخن امام، دیدگاهی که انذاردهنده را اعم از پیامبران می‌داند و عالمان و مبلغان دین را نیز می‌تواند شامل شود، تقویت می‌شود. 
    2ـ2. توسل به پیامبر
    متن حاضر: در خطبة 110 آمده است: «إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى الإِيمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِه» (سید رضی، 1414ق، ص163)؛ برترين وسيله‌اى كه متوسلان به خدا به آن توسل مى‌جويند، ايمان به خدا و پيامبر اوست.
    متن غایب: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» (مائده: 35)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از (مخالفت با فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‌اى براى تقرب به او بجویيد.
    تحلیل رابطة بینامتنی: خطبة 110 را به‌ نام «خطبۀ ديباج» مى‌خوانند و در چند كتاب ديگر هم نقل شده است؛ از جمله در كتاب تُحَف العقول، كه عبارات آن چندين برابر آن چيزى است كه در نهج‌البلاغه آمده است. شايد بتوان گفت که اصل خطبة نقل‌شده در تحف العقول تقريباً پنج برابر خطبه‌اى است كه در نهج‌البلاغه ذكر شده است (منتظری، 1383، ج5، ص136).
    هرچه با آن به كسى نزديكى جوييم، «توسل» يا «وسيله» ناميده مى‌شود. امام علی در اين خطبه به بهترين وسايل براى جلب خشنودى و پاداش خداوند اشاره مى‌كند (مغنیه، 1387، ج2، ص548). در کلام امام علی آمده است: بهترين چيز يا بهترين وسيله‌اى كه مقربان درگاه الهی با آن به خداوند تقرب مى‌يابند، ايمان به خدا و ايمان به فرستادۀ اوست: «ألإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ». در درجۀ اول و مهم‌تر از همه، ايمان قلبى است. اگر انسان اعمال خوب انجام دهد، ولى به خدا ايمان نداشته باشد، نفعی براى او ندارد. در مرحلة نخست بايد به خدا ايمان داشت. «ايمان» به‌معناى عقیده و باورى است كه موجب آرامش مى‌شود؛ چراکه وقتی انسان به خدا ایمان داشته باشد، اين اعتقاد سبب آرامش دل او مى‌شود؛ چنان‌که قرآن كريم مى‌فرمايد: «أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد: 28) (منتظری، 1383، ج5، ص136).
    پس نخستین وسيله‌اى كه انسان را به خداوند نزديك مى‌سازد و موجب ارتباط با خدا مى‌شود، ايمان است كه يك امر قلبى است. در مرحلۀ بعد، نوبت به امور عملى مى‌رسد (منتظری، 1383، ج5، ص138ـ139).
    امام علی در اين بخش از خطبه، بهترين چيزى را كه رهروان راه حق و سالكان طريق بندگى خدا مى‌توانند به آن متوسل شوند و به قرب پروردگار راه يابند، بیان می‌کنند؛ از جمله مى‌فرمایند: «برترين وسيله‌اى كه متوسلان به خدا به آن توسل مى‌جويند، ايمان به خدا و پيامبر اوست». اين تعبير، گويى به آيۀ شريفۀ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» اشاره دارد و شرح و تفسير آن است؛ زيرا خداوند در اين آيه ابتدا دستور به تقوا مى‌دهد؛ سپس دستور به انتخاب وسيله به‌سوى خداوند؛ و به اين ترتيب، منظور از «وسيله» ايمان و جهاد و ساير اعمالی است كه در اين خطبه آمده است. اين سخن با تفسير ديگر آيه كه وسيله را شفاعت اولياءالله مى‌شمرد، منافات ندارد؛ زيرا همۀ اين وسايل مى‌توانند در مفهوم آيۀ یادشده جمع باشند (مکارم شیرازی، 1375، ج4، ص620).
    در اين آيه، خداوند به مؤمنان دستور مى‌دهد كه براى تقرب به خداوند وسيله‌اى بجويند. البته در اينجا نوع وسيله تعيين نشده و معلوم است که هر آنچه مرضى خدا و مورد توجه او باشد، مى‌تواند وسيله قرار گيرد. حال ممكن است که اين وسيله از نوع اشيا باشد، مانند كعبه، حجرالاسود و قرآن، يا از نوع افعال باشد، مانند نماز، حج و جهاد، يا از نوع ترك‌كردنى باشد، مانند روزه، يا از نوع اشخاص باشد، مانند اولياءالله از انبيا و صلحا و شهدا؛ و بالاخره هر چيزى كه ما را به خدا نزديك كند و خدا را به ياد ما بيندازد، مى‌تواند وسيلة ميان ما و خدا باشد. اوليای خدا نیز همين حالت را دارند (جعفری، 1376، ج3، ص141). 
    «وسیله» در آیة «وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» عام است و هیچ عامی مصداق خود را مشخص نمی‌کند؛ ولی از ادلة دیگر درمی‌یابیم که همة عبادت‌ها، از جمله نماز، روزه، جهاد، نذر و محبت اهل‌بیت، همه وسیله‌اند و بهره‌گیری از آنها در درگاه الهی توسل شمرده می‌شود (جوادی آملی، 1389، ج18، ص524).
    «وسيله» در اصل به‌معنای تقرب جستن يا چيزى است كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى‌شود. بنابراين وسيله در آية یادشده معنای بسيار گسترده‌ای دارد و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديك شدن به درگاه خداوند متعال مى‌شود، دربرمی‌گیرد كه مهم‌ترين آنها ايمان به خدا و پيامبر اكرم و جهاد و عباداتی مانند نماز و زكات و روزه و حج و نیز صلة رحم و انفاق در راه خدا ـ اعم از انفاق‌هاى پنهانى و آشكار ـ و همچنين هر كار نيك و خوب است؛ چنان‌كه امام علی در نهج‌البلاغه فرموده‌اند (مکارم شیرازی، 1371، ج4، ص364).
    از مقایسة سخن امام علی که فرمود: «إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى الإِيمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِه» با آیة «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» روشن شد که اولاً سخن امام ناظر به آیة شریفه و برگرفته از آن است و ارتباط بینامتنیت اشاره‌ای میان آنها برقرار است؛ ثانیاً کلام حضرت می‌تواند بیانگر مصادیق «وسیله» در آیه باشد و ایمان به خداوند و رسولش وسایلی برای توسل به خداوند هستند.
    3ـ2. جانشینی پیامبر
    امامت به‌ معنایی که شیعه بدان معتقد است، اساسی‌ترین باوری است که موجب امتیاز شیعة امامیه از دیگر فرق اسلامی شده است (فاریاب، 1391، ص25)؛ لذا موضوع جانشینی پیامبر به‌صورت یک مسئلة جدی در تمایز شیعه با دیگر فرقه‌ها در میان تمام اهل‌بیت مطرح بوده است. در نهج‌البلاغه فراوان از آن سخن به‌ میان آمده است.
    متن حاضر: در خطبة 109 آمده است: «نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَمَحَطُّ الرِّسَالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ وَمَعَادِنُ الْعِلْمِ وَيَنَابِيعُ الْحُكْمِ‌» (سید رضی، 1414ق، ص163ـ162)؛ ما درخت نبوتیم و فرود‌گاه رسالت، و جای آمدوشد فرشتگان رحمت، و کان‌های دانش و چشمه‌سارهای بینش». در خطبة دوم آمده است: «لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلایةِ وَفِیهِمُ الْوَصِیةُ وَالْوِرَاثَةُ» (سید رضی، 1414ق، ص47)؛ حق ولایت، خاص ایشان است و میراث پیامبر مخصوص آنان.
    متن غایب: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء: 59)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر و اولياى امر خود [نيز] اطاعت كنيد.
    تحلیل رابطة بینامتنی: مسائل مرتبط با جانشینی پیامبر در نهج‌البلاغه در سه موضوع است: مقام ممتاز اهل‌بیت، احقیت و اولویت ایشان، انتقاد از خلفا و فلسفة سکوت (مطهری، 1392، ص143ـ144). دو موضوع اول با آیة اولوالامر رابطة بینامتنیت دارند. خطبة 109 در معرفی مقام ممتاز اهل‌بیت و دربارة احقیت و اولویت ایشان است. 
    امیرالمؤمنین در این خطبه در معرفی مقام ممتاز اهل‌بیت فرموده‌اند: «ما درخت نبوتیم و فرود‌گاه رسالت، و جای آمدوشد فرشتگان رحمت، و معادن‌ و سرچشمه‌های دانش و بینش» و دربارة احقیت و اولویت اهل‌بیت در خطبة دوم بیان کرده‌اند: «حق ولایت خاص ایشان است و میراث پیامبر مخصوص آنان. اکنون حق به خداوندِ آن رسید و رخت بدان‌جا که بایستة اوست، کشید». 
    این سخنان امام علی اشاره به آیة اولوالامر دارد. در این آیه، خداوند بلافاصله پس از دستور به اطاعت از خود، فعل «اطیعوا» را برای پیروی از پیامبر و صاحبان امر به‌طور مشترک به‌کار برده است. بر این اساس، تمام ویژگی‌های پیامبر باید در اولوالامر ـ به‌جز نبوت ـ جمع باشد. کلام امام مبنی‌بر اینکه «ما درخت نبوتیم...» و «حق ولایت خاص ایشان است...»، هم‌پایة مفهوم محل بحث و مبیّن آن است. 
    توضیح افزون‌تر آنکه، مهم‌ترین آیات مرتبط با امامت به سه بخش منقسم‌اند (مكارم شيرازى‌، 1383، ص355ـ9): 1. آیات خلافت و ولایت بر مسلمانان: این قسم شامل پنج مورد است که عبارت‌اند از: آیة «اولوالامر» (نساء: 59)، آیة «تبلیغ» (مائده: 67)، آیة «اکمال دین» (مائده: 3)، آیة «ولایت» (مائده: 55) و آیة «صادقین» (توبه: 119)؛ 2. آیات فضایل اهل‌بیت: این قسم شامل شش مورد است: آیة «تطهیر» (احزاب: 33)، آیة «مودت» (شوری: 23)، آیة «مباهله» (آل‌عمران: 61)، آیات سورة «دهر» (انسان: 5ـ22) و آیة «توبة آدم» (بقره: 37)؛ 3. آیات فضایل خاص امام علی: این قسم نیز شامل پانزده مورد است؛ از جمله آیة «لیلة المبیت» (بقره: 207)، آیة «سقایة الحاج» (توبه: 19)، آیة «نصرت» (توبه: 40)، آیة «علم الکتاب» (رعد: 43)، آیة «مؤذن» (توبه: 3)، آیة «اذان» (جمعه: 9)، آیة «محسنین» (بقره: 195)، آیة «السابقون الأولون» (توبه: 100)، آیة «محبت» (مائده: 54)، آیة «سابقون» (واقعه: 10)، آیة «اذنٌ واعیه» (حاقه: 12)، آیة «صالح المؤمنین» (تحریم: 4)، آیة «انذار و هدایت» (شعراء: 214)، آیة «خیر البریه» (بینه: 7) و آیة «حکمت» (بقره: 269).
    در بین سه دستة یادشده، آیات دستة اول بیشترین ارتباط را با بحث حاضر دارد. در بین آیات این دسته نیز آیة «اولوالامر» به‌جهت آنکه جریان‌های کلامی دیدگاه خود را در مسئلة امامت بر محور آن سامان داده‌اند، بیشترین اهمیت را دارد.
    طبری، از عالمان برجستة اهل‌سنت، معتقد است که صحیح‌ترین نظر دربارة «اولوالامر» این است که آنان حاکمان و والیان‌اند. وی این نظر را مستند به اخبار پیامبر  می‌کند که به اطاعت از پیشوایان و والیان در هر آنچه تبعیت آنان و مصلحت مسلمانان است، امر فرموده‌اند؛ مانند روايت ابوهریره از پیامبر  که فرمود: بعد از من والیانی خواهند آمد. برخی نیک‌اند و برخی فاجر. به سخنان آنان گوش فرادهید و در آنچه موافق حق است، فرمان برید. پشت آنان نماز (به‌جماعت) گذارید. اگر نیکی ورزند، شما و آنان از نیکی بهره‌مند می‌شوید؛ و اگر بد کنند، بدی دامنگیر شما و آنان خواهد شد (طبری، 1412ق، ج‌5، ص95).
    احمدبن‌حنبل، از بزرگان اهل حدیث، در رسالة اصول السنه که به تبیین عقاید اهل‌سنت پرداخته است، می‌نویسد: از پیشوایان و امیرمؤمنان، نیک‌مرد باشد یا فاجر، باید اطاعت کرد و از هرکس که خلافت را به ‌عهده گیرد و مردم بر او اجماع کرده و راضی باشند و نیز از هرکس که با شمشیر غلبه یافته و به خلافت رسد و امیر مؤمنان نامیده شود، باید اطاعت کرد (احمدبن‌حنبل، 1411ق، ص42). اهل‌سنت اجماع امت را حجت دانسته و از رسول خدا  به طرق و الفاظ مختلف نقل کرده‌اند: خداوند هرگز امت من را بر گمراهی به اجماع نمی‌آورد (حاكم نيشابوري، بی‌تا، ج1، ص115). عامه معتقدند که امت بر بیعت با ابوبکر اجماع کردند و بر اساس این فرمودة پیامبر ، اجماع امت حجت است (سيدشرف‌الدين، 1402ق، ص494).
    بنابراین آنان چنین امامی را ـ هرگونه‌که باشد ـ لازم‌الاتباع می‌دانند. وقتی از ابوحنیفه سؤال شد که آیا جایز است پشت سر قاتل نماز خواند، گفت: نماز پشت سر هر نیک و گناهکاری جایز است؛ تو مأجور خواهی بود و بار گناه به دوش او خواهد بود (ابوحنيفه، 1425ق، ص609ـ610). این فتوای ابوحنیفه مستند به حدیثی است که از پیامبر  نقل می‌کند: ظلم امام ظالم و عدالت امام عادل به شما زیان نمی‌رساند؛ شما از اجر عمل بهره‌مند می‌شوید و گناه عمل به دوش او خواهد بود (ابوحنيفه، 1425ق، ص603). همچنین در جوامع روایی اهل‌سنت از پیامبر  نقل شده است: یکی از پایه‌های دین، نماز گذاردن در عقب هر نیک‌مرد و فاجری است و جهاد با هر امیری است و تو مأجور هستی (نسائي، 1348ق، ج4، ص19).
    اهل‌بیت  مراد از «اولوالامر» را عالمان و فقیهان می‌دانند؛ اما عمومیت را نفی می‌کنند و آن را خاص اهل‌بیت  می‌دانند. امام باقر  در پاسخ به سؤالی دربارة آیه می‌فرماید: اولوالامر فقیهان و عالمان‌اند. سائل پرسید: آیا خاص است یا عمومیت دارد؟ امام  فرمود: آیه خاص ما می‌باشد (فرات كوفى، 1410ق، ص108). در روایتی دیگر، امام باقر  در پاسخ به سؤال دو تن، «اولوالامر» را به عالمان تفسیر می‌کند. آنان از محضر امام  خارج می‌شوند؛ اما برای دانستن کیستی عالمان دوباره به امام  رجوع می‌کنند و ایشان می‌فرمایند: امامان از اهل‌بیت رسول خدا  هستند (ابن‌حَيّون‌، 1385ق، ج‌1، ص24).
    روایاتی که در اکثریت قرار دارند، صریحاً با ذکر نام امام علی  یا ایشان و فرزندانشان، آنان را «اولوالامر» معرفی می‌کنند؛ برای نمونه، ابوبصیر گوید: از امام صادق  دربارة آیة «أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ‌» سؤال کردم. فرمود: در شأن علی‌بن‌ابی‌طالب، حسن و حسین  نازل شده است. ابوبصیر گوید: عامه می‌گویند: چرا نام علی و اهل‌بیتش  در قرآن نیامده است؟ امام  فرمود: به آنان بگویید: بر رسول خدا  آیة نماز فرود آمد؛ ولی خداوند تعداد رکعت‌ها را تعیین نکرد و رسول خدا  بود که آن را تبیین کرد؛ آیة زکات فرود آمد؛ ولی مقدار آن به‌ازای هر چهل درهم، یک درهم زکات را مشخص نکرد و رسول خدا  بود که آن را تفسیر کرد؛ آیة حج نازل شد؛ ولی نفرمود که هفت دور طواف کنند و رسول خدا  بود که آن را تفسیر کرد؛ همچنین آیة «أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ‌» در شأن علی، حسن و حسین  فرود آمد و رسول خدا  دربارة علی  فرمود: «هرکه من مولای اویم، علی مولای اوست»؛ و فرمود: «شما را به پیروی از کتاب خدا و اهل‌بیتم سفارش می‌کنم» (کلینی، 1407ق، ج1، ص286ـ287).
    1ـ3ـ2. جدول روابط بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت

    متن حاضر    متن غایب    رابطة بینامتنی
            مفهوم کلی    مفهوم جزئی
    وَ اصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ (خطبة 1)    انَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آل‌عمران عَلَى الْعالَمِينَ (آل‌عمران: 33)     نبوت عامه    انتخاب پیامبران برای هدایت
    اخَذَ عَلَى الْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ (خطبة 1)    وَاِذْ اَخَذْنا مِنَ النَّبييّنَ ميثاقَهُمْ وَ مِنْکَ وَمِنْ نُوح وَ اِبْراهيمَ وَ مُوسى وَ عيسَى بْنِ مَرْيَمَ وَاَخَذْنا مِنْهُمْ ميثاقاً غَليظاً (احزاب: 7)    نبوت عامه    پیمان گرفتن خداوند از پیامبران
    اخَذَ عَلَى الْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ (خطبة 1)    الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا  (احزاب: 39)    نبوت عامه    وظیفة تبلیغ
    فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ (خطبة 1)    وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‌ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً (نحل: 36)    نبوت عامه    فرستادن پیامبر برای هر امتی
    فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ (خطبة 1)    ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَى (مومنون: 44)    نبوت عامه    فرستادن پياپى پیامبران
    فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ  (خطبة 1)    فاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ (روم: 30)    نبوت عامه    مطالبه از مردم برای به‌جای آوردن عهد فطری خداوند با آنان
    فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ (خطبة 1)    وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاءَ (مائده: 20)    نبوت عامه    یادآوری نعمت‌های فراموش‌شده
    لَمْ يُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لَازِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ (خطبة 1)    وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّ خَلا فِيها نَذِيرٌ (فاطر: 24)    نبوت عامه    فرستادن حجت الهی برای هر امتی
    إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ (خطبة 1)    الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ (بقره: 146)
    وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ (صف: 6)    نبوت خاصه    آشنا بودن پیامبر خاتم برای پیروان ادیان دیگر

    إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ... فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَة (خطبة 1)    اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَى  شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا (آل‌عمران: 103)    نبوت خاصه    هدایت عرب جاهلیت و نجات آنان از آتش جهنم
    وَ خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِيَاءُ فِي أُمَمِهَا إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلًا بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ (خطبة 1)    يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ  (نساء: 59)    نبوت عامه    ضرورت وجود وصی برای هر پیامبری
    رُسُل لا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَلا کَثْرَةُ الْمُکَذَّبینَ لَهُمْ (خطبة 1)    فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ 
    (شعراء: 53ـ56)    نبوت عامه    کمی حق‌باوران و فراوانی حق‌ستیزان
    مِنْ سابِق سُمِّىَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ اَوْ غابِر عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ عَلى ذلِکَ نَسَلَتِ الْقُرُونُ وَ مَضَتِ الدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ الآباءُ وَ خَلَفَتِ الاَبْناءُ
     (خطبة 1)    وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ (صف: 6)    نبوت خاصه    بشارت بر نبوت پیامبر خاتم
    هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ، وَ لَجَاُ اَمْرِهِ، وَ عَیْبَةُ عِلْمِهِ، وَ مَوْئِلُ حُکْمِهِ، وَ کُهُوفُ کُتُبِهِ (خطبة 2)    وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ (رعد 43)    نبوت خاصه    اهل‌بیت جانشینان پیامبر
    وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّيَاءِ اللَّامِعِ (خطبة 2)    يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا (نساء: 174)    نبوت خاصه    دعوت پیامبر با علم و استدلال
    شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَمَامَهُ، سَاعٍ سَرِيعٌ نَجَا، وَ طَالِبٌ بَطِي‌ءٌ رَجَا، وَ مُقَصِّرٌ فِي النَّارِ هَوَى (خطبة 16)    ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ (فاطر: 32)     نبوت عامه    موضع‌گیری متفاوت مردمان در قبال دعوت پیامبران
    و ما یُبَلِّغُ عَنِ اللهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّماءِ اِلاَّ الْبَشَرُ (خطبة 20)    اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ (حج: 75)    نبوت عامه    بشر بودن پیامبران
    إِنَّ اللَّهَ [تَعَالَى] بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ(خطبة 26)    نَذيراً لِلْبَشَرِ (مدثر: 36)    نبوت خاصه    پیامبر مبعوث به‌سوی همه مردمان
    إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ (خطبة 26)    ومَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِين (تکویر: 24)    نبوت خاصه    امانت‌داری پیامبر در ابلاغ وحی
    إِنَّ اللَّهَ [سُبْحَانَهُ] بَعَثَ مُحَمَّداً وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ يَقْرَأُ كِتَاباً وَ لَا يَدَّعِي نُبُوَّةً
     (خطبة 33)    كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (بقره: 151)    نبوت خاصه    جاهلیت مردم عصر پیامبر
    وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا، مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً (خطبة 56)    لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في‌ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (مجادله: 22)    نبوت خاصه    قتال پیامبر و یاران با خویشان کافر
    اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِكَ وَ نَوَامِيَ بَرَكَاتِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ، الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ (خطبة 72)    إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (احزاب: 56)    نبوت خاصه    درود ویژة خداوند بر پیامبر
    الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ (خطبة 72)    مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ (احزاب: 40)    نبوت خاصه    خاتمیت نبوت با پیامبر
    كَيْفَ تَعْمَهُونَ‌ وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ؟ وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ وَ أَعْلَامُ الدِّينِ وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِيمِ الْعِطَاش‌ (خطبة 87)    يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ  (نساء: 59)    نبوت خاصه    اهل‌بیت جانشینان پیامبر
    اخْتَارَ آدَمَ  خِيرَةً مِنْ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ أَوَّلَ جِبِلَّتِهِ (خطبة 91)    ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى (طه: 122)    نبوت عامه    انتخاب آدم  به‌عنوان نخستین پیامبر
    حَتَّى تَمَّتْ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَ بَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَ نُذُرُهُ (خطبة 91)    مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ (احزاب: 40)    نبوت خاصه    خاتمیت نبوت با پیامبر
    لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ فَمَا أَرَى أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ، لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً، يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ، كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ (خطبة 97)    مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ (فتح: 29)    نبوت خاصه    اوصاف اصحاب پیامبر
    إِنَّ الَّذِي أُنَبِّئُكُمْ بِهِ عَنِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ، مَا كَذَبَ الْمُبَلِّغُ وَ لَا جَهِلَ السَّامِعُ (خطبة 101).    مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى (نجم: 11)    نبوت خاصه    امانت‌داری پیامبر در ابلاغ وحی
    حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً شَهِيداً وَ بَشِيراً وَ نَذِيراً، خَيْرَ الْبَرِيَّةِ طِفْلًا، وَ أَنْجَبَهَا كَهْلًا، وَ أَطْهَرَ الْمُطَهَّرِينَ شِيمَةً، وَ أَجْوَدَ الْمُسْتَمْطَرِينَ دِيمَةً (خطبة 105)    وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ (قلم: 4)    نبوت خاصه    اخلاق والای پیامبر
    طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْم (خطبة 108)    لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ (توبه: 128)    نبوت خاصه    دلسوزی و مهربانی بی‌نظیر پیامبر برای امت
    قَدْ حَقَّرَ الدُّنْيَا وَ صَغَّرَهَا وَ أَهْوَنَ بِهَا وَ هَوَّنَهَا وَ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ زَوَاهَا عَنْهُ اخْتِيَاراً وَ بَسَطَهَا لِغَيْرِهِ احْتِقَاراً (خطبة 109)    يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلاً (احزاب: 28)    نبوت خاصه    عدم دلبستگی پیامبر به دنیا
    وَ اقْتَدُوا بِهَدْيِ نَبِيِّكُمْ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ الْهَدْيِ، وَ اسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا أَهْدَى السُّنَنِ (خطبة 110)    أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ
    (انعام: 90)    نبوت خاصه    مکلف بودن مردم در پیروی از پیامبر
    إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى: الْإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ (خطبة 110)    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَه (مائده: 35)    نبوت عامه    اذن توسل به پیامبران
    ارْسَلَهُ دَاعِياً إِلَى الْحَقِّ وَ شَاهِداً عَلَى الْخَلْقِ (خطبة 116)    وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا ( احزاب: 46)    نبوت خاصه    پیامبر دعوت‌کننده به حق
    فَهَذَا عِلْمُ الْغَيْبِ الَّذِي لَا يَعْلَمُهُ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ، وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَعِلْمٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ نَبِيَّهُ فَعَلَّمَنِيهِ وَ دَعَا لِي بِأَنْ يَعِيَهُ صَدْرِي وَ تَضْطَمَّ عَلَيْهِ جَوَانِحِی (خطبة 128)    عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (جن: 26ـ27)    نبوت خاصه    برخورداری پیامبر از علم غیب
    فَجَاهَدَ فِي اللَّهِ الْمُدْبِرِينَ عَنْهُ وَ الْعَادِلِينَ بِهِ (خطبة 133)    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (توبه: 73)    نبوت خاصه    جهاد پیامبر با کافران و منافقان
    بَعَثَ اللَّهُ رُسُلَهُ بِمَا خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ (خطبة 144)    إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ( نساء: 163)    نبوت عامه    وحی الهی به پیامبران
    بَعَثَ اللَّهُ رُسُلَهُ بِمَا خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ، وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلَى خَلْقِهِ، لِئَلَّا تَجِبَ الْحُجَّةُ لَهُمْ بِتَرْكِ الْإِعْذَارِ إِلَيْهِمْ (خطبة 144)    فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (قص: 47)
    وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا (اسراء: 15)    نبوت عامه    اتمام حجت خداوند با فرستادن پیامبران
    فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لِيُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّيْطَانِ إِلَى طَاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ قَدْ بَيَّنَهُ
     (خطبة 147)    هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (حدید: 9)    نبوت خاصه    هدایت مردمان با قرآن
    وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ (خطبة 151)    سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا (اسراء: 1)    نبوت خاصه    پیامبر بندة خاص خدا
    يَحْيَوْنَ عَلَى فَتْرَةٍ و يَمُوتُونَ عَلَى كَفْرَةٍ (خطبة 151)    يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِير (مائده: 19)    نبوت عامه    وجود فترت در میان پیامبران
    فَاسْتَجِیبُوا لِلدَّاعِی وَاتَّبِعُوا الرَّاعِیَ
     (خطبة 154)    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ (انفال: 24)    نبوت خاصه    پیامبر عامل حیات بشر
    فَتَأَسَّ بِنَبِيِّكَ الْأَطْيَبِ الْأَطْهَرِ، فَإِنَّ فِيهِ أُسْوَةً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى (خطبة 160)    لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‌ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً (احزاب: 21)    نبوت خاصه    الگوبرداری از پیامبر
    فَتَأَسَّ بِنَبِيِّكَ الْأَطْيَبِ الْأَطْهَرِ، فَإِنَّ فِيهِ أُسْوَةً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى، وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسِّي بِنَبِيِّهِ (خطبة 160)    قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  (آل‌عمران: 31)    نبوت خاصه    پیروی از پیامبر موجب محبوبیت نزد خداوند
    وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ فِينَا إِلَّا حُبُّنَا مَا أَبْغَضَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، وَ تَعْظِيمُنَا مَا صَغَّرَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، لَكَفَى بِهِ شِقَاقاً لِلَّهِ وَ مُحَادَّةً عَنْ أَمْرِ اللَّهِ (خطبة 160)    قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ (آل‌عمران: 32)    نبوت خاصه    روی‌گردانی از دستورهای خدا و پیامبر عامل نگون‌بختی
    إِنَّ اللهَ بَعَثَ رَسُولا هَادِیاً بِکِتَاب نَاطِق وَ أَمْر قَائِم، لاَ یَهْلِکُ عَنْهُ إِلاَّ هَالِکٌ (خطبة 169)    وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء: 82)    نبوت خاصه    هدایت و گمراهی با قرآن
    أَمِينُ وَحْيِهِ (خطبة 173)    وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (نجم: 3ـ4)    نبوت خاصه    امانت‌داری پیامبر در ابلاغ وحی
    بَشِيرُ رَحْمَتِهِ وَ نَذِيرُ نِقْمَتِهِ (خطبة 173)    وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ (ابراهیم: 44)    نبوت خاصه    انذارگری پیامبر
    وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْقُرُونِ السَّالِفَةِ لَعِبْرَةً، أَيْنَ الْعَمَالِقَةُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَةِ؟ أَيْنَ الْفَرَاعِنَةُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَةِ؟ أَيْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَحْيَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِينَ؟ (خطبة 182)    کذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ (ق: 12ـ14)    نبوت عامه    سنت تکذیب پیامبران توسط امت‌ها
    وَ بَعَثَ إِلَى الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ رُسُلَهُ، لِيَكْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطَائِهَا وَ لِيُحَذِّرُوهُمْ مِنْ ضَرَّائِهَا  (خطبة 183)    يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي (انعام: 130)    نبوت عامه    ارسال پیامبران برای هدایت انسان‌ها و جنیان
    فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ صَادِعاً بِهَا (خطبة 185)    فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ (حجر: 94)    نبوت خاصه    دعوت علنی پس از دعوت پنهانی 
    فَارْعَوْا عِبَادَ اللَّهِ مَا بِرِعَايَتِهِ يَفُوزُ فَائِزُكُمْ (خطبة 190)    وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (نور: 52)    نبوت خاصه    پیروی از خدا و پیامبر شرط رستگاری
    وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، ابْتَعَثَهُ وَ النَّاسُ يَضْرِبُونَ فِي غَمْرَةٍ وَ يَمُوجُونَ فِي حَيْرَةٍ؛ قَدْ قَادَتْهُمْ أَزِمَّةُ الْحَيْنِ، وَ اسْتَغْلَقَتْ عَلَى أَفْئِدَتِهِمْ أَقْفَالُ الرَّيْنِ (خطبة 191)    هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (جمعه: 2)    نبوت خاصه    جاهلیت مردم عصر پیامبر
    فَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فِي الْكِبْرِ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِيهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِيَائِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ، وَ لَكِنَّهُ سُبْحَانَهُ كَرَّهَ إِلَيْهِمُ التَّكَابُرَ وَ رَضِيَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ، فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِي التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِينَ (خطبة 192)    وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ (انعام: 54)    نبوت خاصه    فروتنی پیامبر برای مؤمنان
    حِينَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ رَسُولًا، فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ وَ جَمَعَ عَلَى دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ (خطبة 192)    وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا  (آل‌عمران: 103)    نبوت خاصه    برقراری الفت در میان مردم توسط پیامبر
    وَ لَوْ كَانَتِ الْأَنْبِيَاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لَا تُرَامُ وَ عِزَّةٍ لَا تُضَامُ وَ مُلْكٍ تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَ تُشَدُّ إِلَيْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ، لَكَانَ ذَلِكَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِي الِاعْتِبَارِ وَ أَبْعَدَ لَهُمْ فِي الِاسْتِكْبَارِ، وَ لَآمَنُوا عَنْ رَهْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ، فَكَانَتِ النِّيَّاتُ مُشْتَرَكَةً وَ الْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةً (خطبة 192)    إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ (شعراء: 4)    نبوت عامه    عدم اجبار در دعوت مردم به ایمان آوردن 
    نَحْنُ نَسْأَلُكَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَيْهِ وَ أَرَيْتَنَاهُ، عَلِمْنَا أَنَّكَ نَبِيٌّ وَ رَسُولٌ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّكَ سَاحِرٌ كَذَّابٌ. فَقَالَ وَ مَا تَسْأَلُونَ؟ قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ حَتَّى تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَيْنَ يَدَيْكَ
     (خطبة 192)    وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً في‌ قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْديهِمْ لَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ (انعام: 7)    نبوت خاصه    امتناع از آوردن معجزات اقتراحی
    وَ نَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، خَاضَ إِلَى رِضْوَانِ اللَّهِ كُلَّ غَمْرَةٍ وَ تَجَرَّعَ فِيهِ كُلَّ غُصَّةٍ (خطبة 194)    مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى (طه: 2)    نبوت خاصه    رنج طاقت‌فرسای پیامبر در تبلیغ دین
    فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي نَفَعَكُمْ بِمَوْعِظَتِهِ وَ وَعَظَكُمْ بِرِسَالَتِهِ وَ امْتَنَّ عَلَيْكُمْ بِنِعْمَتِهِ (خطبة 198)    هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ 
    (آل‌عمران: 138)    نبوت خاصه    قرآن وسیلة تبلیغ و هدایت مردم
    أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ، وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ: فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ
     (خطبة 201)    الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (آل‌عمران: 183)    نبوت عامه    رضایت به فعل اقوام، عامل مشارکت در فعل آنان
    أَرْسَلَهُ بِالضِّيَاءِ وَ قَدَّمَهُ فِي الاصْطِفَاءِ، فَرَتَقَ بِهِ الْمَفَاتِقَ وَ سَاوَرَ بِهِ الْمُغَالِبَ (خطبة 213)    كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ (مجادله: 21)    نبوت عامه    پیروزی نهایی با رسولان 
    فَأَرَادَ قَوْمُنَا قَتْلَ نَبِيِّنَا وَ اجْتِيَاحَ أَصْلِنَا، وَ هَمُّوا بِنَا الْهُمُومَ وَ فَعَلُوا بِنَا الْأَفَاعِيلَ وَ مَنَعُونَا الْعَذْبَ وَ أَحْلَسُونَا الْخَوْفَ وَ اضْطَرُّونَا إِلَى جَبَلٍ وَعْرٍ وَ أَوْقَدُوا لَنَا نَارَ الْحَرْبِ؛ فَعَزَمَ اللَّهُ لَنَا عَلَى الذَّبِّ عَنْ حَوْزَتِهِ وَ الرَّمْيِ مِنْ وَرَاءِ حُرْمَتِهِ (نامة 9)    إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (انفال: 30)    نبوت خاصه    توطئه برضد پیامبر
    أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ أَتَانِی کِتَابُکَ تَذْکُرُ فِیهِ اصْطِفَاءَ اللهِ مُحَمَّداً لِدِینِهِ، وَتَأْیِیدَهِ إِیَّاهُ بِمَنْ أَیَّدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ (نامة 28)    هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ (انفال: 62)    نبوت خاصه    یاری پیامبر توسط خداوند و مؤمنان
    وَ اَلسَّلاَمُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ اَلطَّيِّبِينَ اَلطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً وَ اَلسَّلاَمُ (نامة 53)    انَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (احزاب: 56)    نبوت خاصه    درود ویژة خداوند بر پیامبر
    أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ مُهَيْمِناً عَلَى الْمُرْسَلِينَ (نامة 62)    وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء (نحل: 89)    نبوت خاصه    پیامبر شاهد بر پیامبران و امت‌ها
    ثُمَّ قَالَ إِنَّ وَلِيَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ، وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ (حکمت 96)    وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا (نساء: 69)    نبوت خاصه    اطاعت و نافرمانی از خداوند معیار دوستی و دشمنی با پیامبر
    إِذَا كَانَتْ لَكَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ حَاجَةٌ، فَابْدَأْ بِمَسْأَلَةِ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ ثُمَّ سَلْ حَاجَتَكَ (حکمت 361)    وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (نساء: 64)    نبوت خاصه    شفیع قرار دادن پیامبر به هنگام مسئلت از خداوند

    2ـ3ـ2. جمع‌بندی و تحلیل جدول
    بررسی و مقایسة گزاره‌های نهج‌البلاغه و قرآن در موضوع نبوت نشان می‌دهد که به موضوع نبوت عامه 22 بار اشاره شده است و مسائل ذیل احصا شد: انتخاب پیامبران برای هدایت؛ پیمان گرفتن خداوند از پیامبران؛ وظیفة تبلیغ؛ فرستادن پیامبر برای هر امتی؛ فرستادن پياپى پیامبران؛ مطالبه از مردم برای به‌جای آوردن عهد فطری خداوند با آنان؛ یادآوری نعمت‌های فراموش‌شده؛ فرستادن حجت الهی برای هر امتی؛ ضرورت وجود وصی برای هر پیامبری؛ کمی حق‌باوران و فراوانی حق‌ستیزان؛ موضع‌گیری متفاوت مردمان در قبال دعوت پیامبران؛ بشر بودن پیامبران؛ انتخاب آدم  به‌عنوان نخستین پیامبر؛ اذن توسل به پیامبران؛ وحی الهی به پیامبران؛ اتمام حجت خداوند با فرستادن پیامبران؛ وجود فترت در میان پیامبران؛ سنت تکذیب پیامبران توسط امت‌ها؛ ارسال پیامبران برای هدایت انسان‌ها و جنیان؛ عدم اجبار در دعوت مردم به ایمان آوردن؛ رضایت به فعل اقوام؛ عامل مشارکت در فعل اقوام؛ پیروزی نهایی با رسولان.
    به نبوت خاصه نیز 45 بار اشاره شده است و این مسائل ذیل آن احصا شد: آشنا بودن پیامبر خاتم برای پیروان ادیان دیگر؛ هدایت عرب جاهلیت و نجات آنان از آتش جهنم؛ بشارت بر نبوت پیامبر خاتم؛ اهل‌بیت جانشینان پیامبر (دو بار)؛ دعوت پیامبر با علم و استدلال؛ پیامبر مبعوث به‌سوی همة مردمان؛ امانت‌داری پیامبر در ابلاغ وحی (سه بار)؛ جاهلیت مردم عصر پیامبر (دو بار)؛ قتال پیامبر و یاران با خویشان کافر؛ درود ویژة خداوند بر پیامبر (دو بار)؛ خاتمیت نبوت با پیامبر؛ خاتمیت نبوت با پیامبر؛ اوصاف اصحاب پیامبر؛ اخلاق والای پیامبر؛ دلسوزی و مهربانی بی‌نظیر پیامبر برای امت؛ عدم دلبستگی پیامبر به دنیا؛ مکلف بودن مردم در پیروی از پیامبر؛ پیامبر دعوت‌کننده به حق؛ برخورداری پیامبر از علم غیب؛ جهاد پیامبر با کافران و منافقان؛ هدایت مردمان با قرآن؛ پیامبر بندة خاص خدا؛ پیامبر عامل حیات بشر؛ الگوبرداری از پیامبر؛ پیروی از پیامبر موجب محبوبیت نزد خداوند؛ روی‌گردانی از دستورهای خدا و پیامبر عامل نگون‌بختی؛ هدایت و گمراهی با قرآن؛ انذارگری پیامبر؛ دعوت علنی پس از دعوت پنهانی؛ پیروی از خدا و پیامبر شرط رستگاری؛ فروتنی پیامبر برای مؤمنان؛ برقراری الفت در میان مردم توسط پیامبر؛ امتناع از آوردن معجزات اقتراحی؛ رنج طاقت‌فرسای پیامبر در تبلیغ دین؛ قرآن وسیلة تبلیغ و هدایت مردم؛ توطئه برضد پیامبر؛ یاری پیامبر توسط خداوند و مؤمنان؛ پیامبر شاهد بر پیامبران و امت‌ها؛ اطاعت و نافرمانی از خداوند معیار دوستی و دشمنی با پیامبر؛ شفیع قرار دادن پیامبر به هنگام مسئلت از خداوند.
    فزونی بحث دربارة مسائل نبوت خاصه در مقایسه با نبوت عامه، دلایل متعددی دارد؛ از جمله: 1. امام علی  در عصر نبوت پیامبر قرار داشتند و تبیین ابعاد رسالت آن حضرت ضرورت داشت؛ 2. انحراف امت از توصیه‌ها و آموزه‌های پیامبر و به‌ویژه کنار گذاشتن وصی و جانشین آن حضرت، موجب شکل‌گیری تحریف‌های فراوان در ابعاد و اهداف نبوت پیامبر شد؛ ازاین‌رو لازم بود که برای زدودن این انحرافات، به تبیین آنها اهتمام ورزد؛ 3. امامت امام علی  امتداد نبوت پیامبر خاتم است و آن حضرت و فرزندانشان در همة ویژگی‌های پیامبر به‌جز نبوت، مشترک است. تبیین مسائل نبوت خاصه، به‌صورت غیرمستقیم روشن‌کنندة جانشینان شایستة رسول خدا خواهد بود.
    نتیجه‌گیری
    از ارتباط میان نهج‌البلاغه و قرآن روشن شد که آموزه‌های قرآنی در موضوع نبوت به‌صورت غیرمستقیم فراوان در نهج‌البلاغه به‌کار رفته است و با تحلیل و تعمق می‌توان ارتباط مفهومی سخنان امام علی  با آیات را دریافت. گزاره‌هایی که در این سطح از بینامتنیت قرار دارند، در خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های ذیل به‌کار رفته‌اند: خطبه‌های ۱، ۲، ۱۶، ۲۰، ۲۶، ۳۳، ۵۶، ۷۲، ۸۷، ۹۱، ۹۷، ۱۰۱، ۱۰۵، ۱۰۸، ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۱۶، ۱۲۸، ۱۳۳، ۱۴۴، ۱۴۷، ۱۵۱، ۱۵۴، ۱۶۰، ۱۶۹، ۱۷۳، ۱۸۲، ۱۸۳، ۱۸۵، ۱۹۰، ۱۹۱، ۱۹۲، ۱۹۴، ۱۹۸، ۲۰۱ و ۲۱۳؛ نامه‌های ۹، ۲۸، ۵۳ و ۶۲؛ و حکمت‌های ۹۶ و ۳۶۱. گستردگی مباحث نبوت در نهج‌البلاغه و اثرپذیری امام علی  از آیات قرآن، نشان داد همان‌گونه‌که در قرآن فراوان دربارة نبوت عامه و خاصه در قالب قصص پیامبران و تبیین حوادث عصر پیامبر بحث شده است، امام علی  نیز با الهام از آیات قرآن، مسائل نبوت، به‌ویژه نبوت خاصه را تبیین فرموده‌اند. در بیانات ایشان به نبوت عامه 22 بار اشاره شده که مسائلی مانند انتخاب پیامبران برای هدایت، پیمان گرفتن خداوند از پیامبران و وظیفة تبلیغ انعکاس یافته است. به نبوت خاصه نیز 45 بار اشاره شده و موضوعاتی مانند آشنا بودن پیامبر خاتم برای پیروان ادیان دیگر، هدایت عرب جاهلیت و نجات آنان از آتش جهنم، بشارت بر نبوت پیامبر خاتم، و جانشینی اهل‌بیت برای پیامبر آمده است.

    References: 
    • قرآن کریم. ترجمة ناصر مکارم شیرازی (1373). قم: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.
    • ابن‌حیّون، نعمان ‌بن‌ محمد (1385ق). دعائم الإسلام. تحقیق: آصف فیضی. قم: مؤسسة آل‌البیت(ع).
    • ابوحنیفه، نعمان ‌بن‌ ثابت (1425ق). الفقه الأبسط. تحقیق: زاهد کوثری. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • امامی، زهره (1393). بررسی بینامتنیت قرآنی در اشعار دیک‌جن ‌حمصی. در مجموعه مقالات همایش ملی بینامتنیت، قم: پویشگر.
    • تقوایی کارمزدی، فاطمه (1394). تحلیل سطوح بینامتنی در مجموعه‌های « گوشوارۀ عرش» و « خواب ارغوانی» علی موسوی گرمارودی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شاهد.
    • جعفری، یعقوب (1376). تفسیر کوثر. قم: هجرت.
    • جمالی، ولی‌الله و جوادپور، غلامحسین (1400). تحلیل ضرورت نبوت براساس فرایند اجتماعی معرفت. معرفت کلامی، 12(26)، 41ـ56.
    • جوادی آملی، عبدالله (1389). تسنیم. قم: اسراء.
    • جوادی آملی، عبدالله (1395). تسنیم. قم: اسراء.
    • حاکم نیشابوری، محمد ‌بن‌ عبدالله (بی‌تا). المستدرک علی الصحیحین. بیروت: دار الفکر.
    • حبیبی، علی‌اصغر (1392). بررسی روابط بینامتنی میان شعر صفی‌الدین حلی و قرآن کریم. پژوهش‌های ادبی ـ قرآنی، 1(4)، 27ـ61.
    • حسینی‌فر، سمیرا (1399). تحلیل روابط بینامتنی «آخرت» در نهج‌البلاغه و قرآن. پایان‌نامة کارشناسی ارشد. دانشگاه شاهد. دانشکدة علوم انسانی. گروه علوم قرآن و حدیث.
    • راستگو، سیدمحمد (1396). تجلی قرآن و حدیث در شعر فارسی. تهران: سمت.
    • سبحانی تبریزی، جعفر (1376). الهیات و معارف اسلامی. قم: مؤسسة امام صادق(ع).
    • سید رضی، محمد بن‌ حسین (1414ق). نهج‌البلاغه. تحقیق: صبحی صالح. قم: مؤسسة دار الهجره.
    • سیدشرف‌الدین، عبدالحسین (1402ق). المراجعات. تحقیق: حسین راضی. قم: المجمع العالمی لأهل‌البیت(ع).
    • شاهرخی شهرکی، فرنگیس، بیگ‌زاده، خلیل و صادقی، اسماعیل (1395). خوانش رابطۀ بینامتنی شعر رضوی معاصر و قرآن کریم. فرهنگ رضوی، 5(18)، 117-144.
    • شیبانی، احمد ‌بن‌ محمد (1411ق). اصول السنه. سعودی: دار المنار.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1374). تفسیر المیزان. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    • طبری، محمد ‌بن‌ جریر (1412ق). جامع البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار المعرفه.
    • طحانی، اشرف، محمدجعفری، رسول و برج‌ساز، غفار (1400). تحلیل روابط بینامتنی «دنیا» در نهج‌البلاغه و قرآن کریم. دراسات حدیثه فی نهج البلاغه، 5(1)، 17ـ29.
    • غرویان، محسن، غلامی، محمدرضا و میرباقری، محمدحسین (1375). بحثی مبسوط در آموزش عقاید. ایران، قم: موسسه دارالعلوم.
    • فاریاب، محمدحسین (1391). امامت در مکتب صادق آل محمد، معرفت کلامی، 2(7)، 25ـ46.
    • فرات کوفی، فرات ‌بن ‌ابراهیم (1410ق). تفسیر فرات الکوفی. تهران: وزارت ارشاد اسلامی.
    • کریمی، حمید (1394). دفاع مجدد از دلیل عقلی ضرورت وحی بر اساس حکمت الهی، معرفت کلامی، 6(15)، 137ـ156.
    • کلینی، محمد ‌بن ‌یعقوب (1407ق). الکافی. تصحیح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • مسبوق، سیدمهدی (1392). روابط بینامتنی قرآن با خطبه‌های نهج‌البلاغه. تحقیقات علوم قرآن و حدیث، 10(2)، 205ـ224.
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1376). آموزش عقاید. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
    • مطهری، مرتضی (1392). سیری در نهج‌البلاغه. تهران: صدرا.
    • مغنیه، محمدجواد (1387). در سایه‌سار نهج‌البلاغه، مترجمان: محمدجواد معموری، حسن بستان، محمدباقر معموری، زهرا حسنی، اعظم حیدری عارف و مهدی ملک‌محمدی. قم: دار الکتاب الاسلامی.
    • مکارم شیرازی، ناصر (1371). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • مکارم شیرازی، ناصر (1375). پیام امام امیرالمؤمنین(ع) . تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • مکارم شیرازی، ناصر (1383). آیات الولایة فی القرآن. قم: مدرسة الإمام علی‌بن‌أبی‌طالب(ع).
    • منتظری، حسینعلی (1383). درس‌هایی از نهج‌البلاغه. تهران: سرایی.
    • نامور مطلق، بهمن (1390). درآمدی بر بینامتنیّت، نظریه ها و کاربردها، تهران: سخن.
    • نسائی، احمد ‌بن‌ شعیب (1348ق). السنن. بیروت: دار الفکر. 
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شهرابی، ناصر، محمدجعفری، رسول. (1403) بررسی روابط بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت. دو فصلنامه معرفت کلامی، 15(2)، 75-98 https://doi.org/10.22034/kalami.2025.5002041.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    ناصر شهرابی؛ رسول محمدجعفری."بررسی روابط بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت". دو فصلنامه معرفت کلامی، 15، 2، 1403، 75-98

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شهرابی، ناصر، محمدجعفری، رسول.(1403) 'بررسی روابط بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت'، دو فصلنامه معرفت کلامی، 15(2), pp. 75-98

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شهرابی، ناصر، محمدجعفری، رسول. بررسی روابط بینامتنیت اشاره‌ای نهج‌البلاغه با قرآن در موضوع نبوت. معرفت کلامی، 15, 1403؛ 15(2): 75-98