معرفت کلامی، سال 1404، جلد شانزدهم، شماره اول، پیاپی 34، بهار و تابستان, صفحه‌ها 187-205

    سنجش راهکارهای ارائه‌شده توسط اندیشمندان مختلف در رفع تعارض علم و دین، از منظر آیت‌الله مصباح یزدی

    نوع مقاله: 
    Review Article
    نویسندگان:
    ✍️ محمدحسین زارعی جلال آبادی / طلبة درس خارج حوزة علمیة قم، دانشجوی دکتری رشتة تاریخ اسلام، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، قم، ایران. / hzj313@yahoo.com
    ابوذر رجبی / دانشیار دانشگاه معارف اسلامی، گروه مبانی نظری اسلام، قم، ایران. / rajabi@maaref.ac.ir
    dor 20.1001.1.20088876.1404.16.1.10.9
    doi10.22034/kalami.2025.5002439
    چکیده: 
    پس از طرح نظریه تعارض علم و دین در مغرب‌زمین و ورود این مسئله به جوامع اسلامی، راهکارهایی برای رفع این تعارض پیشنهاد شد. این راهکارها شامل نظریه تداخل و وحدت‌انگاری علم و دین، نظریه تمایز با قرائت‌های مختلف، و نظریه تعامل و تکامل است. این مباحث نه تنها میان متألهان غربی بلکه در میان متفکران اسلامی نیز به‌صورت جدی مطرح شده و تلاش‌هایی برای فاصله گرفتن از نظریه تعارض علم و دین صورت گرفت. آیت‌الله مصباح یزدی با رویکردی علمی به سنجش و ارزیابی راهکارهای متفکران غربی پرداخته‌اند تا از تضعیف ارزش‌های دینی جلوگیری کرده و درکی عمیق‌تر از رابطه دین و علم ارائه دهند. مسئله پژوهش حاضر، ارزیابی راهکارهای رفع تعارض میان علم و دین از منظر آیت‌الله مصباح است. هدف این تحقیق بررسی و تحلیل این راهکارها و تبیین دیدگاه‌های ایشان درباره این راهکارها است. این پژوهش به‌روش توصیفی و تحلیلی و از طریق گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد که از دیدگاه آیت‌الله مصباح، راهکارهایی چون تفکیک حوزه‌های علم و دین، تعدد قرائت‌ها، تفکیک زبانی، دین حداقلی و تفسیر علمی دین، به‌دلیل اتکا بر مبانی معرفت‌شناسی غربی ناکافی‌اند. ایشان بر لزوم رویکردی جامع‌تر برای فهم صحیح رابطه علم و دین تأکید دارند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Evaluating the Solutions Proposed by Various Thinkers for Resolving the Conflict between Science and Religion from the Perspective of Ayatollah Miṣbāḥ Yazdī
    Abstract: 
    After the theory of the conflict between science and religion was proposed in the West and this issue entered Islamic societies, various thinkers suggested solutions to resolve this conflict, including the theory of overlap and unification of science and religion, the theory of distinction with various interpretations, and the theory of interaction and evolution. These discussions were also seriously pursued among Islamic thinkers, and efforts were made to distance themselves from this theory. Ayatollah Miṣbāḥ Yazdī, with a scientific approach, has evaluated the solutions of Western thinkers in order to prevent the weakening of religious values and to provide a deeper understanding of the relationship between religion and science. The problem of the present study is to evaluate the solutions proposed by various thinkers for resolving the aforementioned conflict from the perspective of Ayatollah Miṣbāḥ Yazdī. The aim is to examine and analyze these solutions and explain his views on them. This research has been conducted using a descriptive-analytical method and through library-based data collection. The results show that from his perspective, solutions such as separating the domains of science and religion, the multiplicity of readings (ta‘addud-i qirā’āt), linguistic separation, minimal religion, and the scientific interpretation of religion are insufficient due to their reliance on Western epistemological foundations. He emphasizes the necessity of a more comprehensive approach for a correct understanding of the relationship between science and religion.
    References: 
    • Burtt, Edwin Arthur (1951). Types of Religious Philosophy. New York: Harper and Brothers.
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    رابطة میان علم و دین، به‌دلیل بروز ناسازگاری‌های ظاهری میان این دو، به‌ویژه در قرون اخیر همواره مورد توجه دانشمندان، صاحب‌نظران و همچنین متفکران متدین بوده است. به‌طور کلی، چهار دیدگاه دربارة رابطة علم و دین مطرح است: تداخل، تمایز، تعارض و توافق. در میان این دیدگاه‌ها، نظریة تعارض علم و دین مورد پذیرش برخي از اندیشمندان غربی قرار گرفته است. این نظریه بر این مبناست که علم و دین دو نظام معرفتیِ ذاتاً ناسازگارند؛ چراکه روش‌ها و منابع معرفت‌بخش آنها و معیارهای حقیقت‌نمایی آنها به‌گونه‌ای بنیادین متفاوت و غیرقابل تقلیل به یکدیگرند. این تفاوت‌های روش‌شناختی و معرفت‌شناختی، حتی در مواجهه با مسائل مشترک، به‌طور ضروری به نتایج متضاد و غیرقابل جمع می‌انجامند. ازهمین‌رو تعدادی از اندیشمندان به‌منظور دفاع از جایگاه دین و رفع این تعارض، راهکارهایی ارائه کرده‌اند تا از تقابل احتمالی میان علم و دین جلوگیری کنند. ازآنجایی‌که ممکن است این راهکارها و نظریات به تضعیف یا تحریف دین بینجامند، آیت‌الله مصباح یزدی به‌دلیل اهمیت ویژه‌ای که برای جایگاه دین در زندگی انسان‌ها قائل‌اند و با هدف دفاع از اصول و مبانی دینی، به بررسی دقیق و نقد و ارزیابی این راهکارها پرداخته‌اند. ایشان با رویکردی علمی و فلسفی کوشیده‌اند که از هر گونه انحراف یا کاهش ارزش‌های دینی جلوگیری کنند. ازاین‌رو این اقدامات، نه‌تنها به تقویت مبانی دینی کمک می‌کند، بلکه راه را برای فهمی عمیق‌تر و جامع‌تر از رابطة دین و علم هموار می‌سازد. 
    ایشان در کتاب مستقلي با عنوان رابطة علم و دین، پس از بیان چندین معنا برای دین و علم، رابطة آن دو را بنا بر معنا و تعریف برگزیده‌شان تبیین می‌کنند. از نظر ایشان، «علم» مجموعه‌ای از مسائل با محوریت موضوع واحد است که روش آن علم، نوع پاسخ و منابع آن، تعیین‌کنندة دینی یا غیردینی بودنش نیست. «علم» مجموعة مسائلی تشکیل‌‌شده از موضوع و محمول است که موضوعات آنها زیرمجموعة یک موضوع واحدند و پاسخی برای اثبات یا نفی می‌طلبند. هر تلاشی در این راه، تلاشی از سنخ آن علم به‌شمار می‌رود و منبع یا روش یا هدف یا چگونگی پاسخ، نقشی در ورود یا خروج از علم ندارد. بنا بر این تعریف، «علم» شامل علوم نقلی (فقه)، عقلی (فلسفه) و تجربی می‌شود (مصباح یزدی، 1395الف‌، ص80).
    ایشان همچنین دین را به مجموعه‌ای از آموزه‌های نظری و عملی با هدف رساندن انسان به سعادت ابدی تعریف می‌کنند (مصباح یزدی، 1395الف‌، ص94ـ95). در تعريف ديگري دين را به‌معنای اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان ميدانند كه دستورهای علمی فرد ديندار متناسب با این عقاید باشد (مصباح یزدی، 1384، ص11). هر دینی دست‌کم از دو بخش تشکیل می‌شود: ۱. عقیده یا عقایدی که حکم پایه و اساس و ریشة آن را دارد؛ ۲. دستورهای عملی‌ای که متناسب با آن پایه یا پایه‌های عقیدتی و برخاسته از آنها باشد. بخش عقاید در هر دینی «اصول» و بخش احکام عملی «فروع» آن دین نامیده می‌شود (مصباح یزدی، 1384، ص12). 
    ایشان در تعريف ديگري دین را همان برنامه و دستورالعملی ميدانند که خداوند به‌وسیلة انبیا برای انسان فرستاده است تا او را به بهشت رهنمون کند و از جهنم دور سازد و او را به‌سلامت به مقصد برساند (مصباح یزدی، 1401ب‌، ص67). در تعريف ديگر، دين را مجموعة احکام، حقایق و ارزش‌هایی معرفی مي‌کنند که خداوند برای هدایت بشر و تأمین سعادت دنیا و آخرت بشر تعیین فرموده است و پیامبر اکرم؟ص؟ و ائمة اطهار؟عهم؟ به مردم ابلاغ و برای آنان تبیین کرده‌اند یا به‌حکم قطعی عقل کشف شده است (مصباح یزدی، 1386، ص121؛ مصباح یزدی، 1391، ج3، ص150؛ مصباح یزدی، 1394الف‌، ص17؛ مصباح یزدی، 1394د‌، ص36؛ مصباح یزدی، 1401ج‌، ص32).
    جمع‌بندی این تعاریف را می‌توان این‌گونه بیان کرد که دین مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها و احکام عملی است که راه رسیدن به سعادت ابدی را به انسان نشان می‌دهند. از نگاه آیت‌الله مصباح یزدی، تنها یک دین حق وجود دارد و آن اسلام ناب است (مصباح یزدی، 1395الف‌‌، ص105). 
    حال، ایشان در توضیح نسبت بین این دو بر اين باورند كه توصیف و تبیین روابط بین پدیده‌ها و روابط انسانی و قوانین اجتماعی ـ که البته جبری نیستند ـ بین مسلمان و غیرمسلمان یکسان است و اساساً علم دینی و غیردینی در اینجا مطرح نیست؛ اما ارزش‌گذاری شامل هنجارها و دستورالعمل‌ها در عرصه‌هایی مثل اقتصاد، سیاست، حقوق، تربیت و سایر حیطه‌های مشابه، حیطة دین است و در اینجا اعتقادات، اخلاق و احکام دینی می‌تواند اصول موضوعة پاسخ‌ها و دستورالعمل‌ها (مثل اصالت آزادی، اصالت فرد و اصالت سود) را در یک حیطه تحت تأثیر قرار دهد. لذا در این موارد، علم دینی از علم غیردینی متمایز می‌شود (مصباح یزدی، 1394ب‌، ص262؛ مصباح یزدی، 1395الف‌، ص205ـ206). ایشان مبنای دیگر غربی‌ها در مورد علم را نقد می‌کنند و می‌گویند: برخلاف ما، از نظر غربی‌ها علم تنها توصیفی است و اگر هنجاری و توصیه‌ای باشد، دیگر علم نیست؛ بلکه متأثر از ارزش‌های هر جامعه است و ارزش‌ها اموری اعتباری (ریشه‌دار در فرهنگ و آداب و رسوم) و غیرواقعی‌اند که حقیقتی جز پسند و خواست اکثریت ندارند (مصباح یزدی، 1395الف‌، ص53ـ54).
    ریشة چنین اشکالی در دیدگاه ایشان، در مسئلة قلمرو دین است؛ زیرا ایشان، نه دیدگاه حداکثری را می‌پذیرند و نه دیدگاه حداقلی را؛ بلکه با پذیرش دیدگاه میانه‌ای، حیطة ضروری برای اظهار نظر دین را صرفاً جنبه‌هایی از زندگی انسان‌ها می‌دانند که مؤثر بر سعادت و شقاوت ابدی فرد باشد. لذا دین می‌تواند هم به امور فردی راه یابد و هم به امور اجتماعی؛ هم به مصالح و مفاسد دنیوی بپردازد و هم به مصالح و مفاسد اخروی؛ البته دین با قرائت سنتی حوزه‌ها، نه با تحمیل‌های روشنفکران متجدِد (مصباح یزدی، 1394هـ، ص302).
    پيشينه
    موضوع تعارض علم و دین در پژوهش‌های متعددی بررسی شده است. برخي از اين نگاشتهها كه پيشينة عام موضوع این تحقيق شمرده ميشوند، از اين قرارند: «تعارض علم و دین»، نوشتة نصرالله حکمت؛ «جستاری پیرامون ادعای تعارض علم و دین»، نوشتة محمود اصغری؛ «بازاندیشی پیرامون تعارض علم و دین»، نوشتة کالین راسل؛ «اسباب و زمینه‌های توهم تعارض علم و دین»، نوشتة عبدالقاسم کریمی؛ «نقش مواضع معرفت‌شناختی در تعارض و حل تعارض علم و دین»، نوشتة حسین بستان‌نجفی؛ «بررسی اصالت و کارایی شیوه‌های رفع تعارض علم و دین از نظرگاه آیت‌الله مصباح یزدی»، «بررسی اصالت و کارایی دیدگاه جوادی آملی دربارة رفع تعارض علم و دین» و «شیوه‌های رفع تعارض علم و دین از دیدگاه علامه طباطبایی»، نوشتة جواد گلی؛ و «روش‌های حل تعارض علم و دین»، نوشتة ابوالفضل ساجدی. برخی از این آثار به تبیین مسئلة تعارض پرداخته‌اند و برخی دیگر به بررسی اصالت و کارایی شیوه‌های رفع تعارض ـ که توسط سه اندیشمند اسلامی ارائه شده است ـ توجه داشته‌اند و در مقالة اخیر، صرفاً به روش‌های حل تعارض اشاره شده است.
    پژوهش حاضر علاوه بر تحلیل تعارض علم و دین، به ارزشیابی دقیق راهکارهای حل تعارض بر اساس دیدگاه‌های آیت‌الله مصباح یزدی می‌پردازد. این پژوهش به‌صورت نقادانه و جامع به بررسی راهکارهای ارائه‌شده می‌پردازد و به توسعة درک از رابطة علم و دین کمک می‌کند. درحالی‌که پژوهش‌های پیشین عمدتاً به توصیف و تبیین روش‌ها پرداخته‌اند، این پژوهش بر تحلیل و نقد دقیق‌ آنها بر اساس مبانی فکری آیت‌الله مصباح یزدی تمرکز دارد.
    دربارة پيشينة مسئله و متغيرهاي دخيل در پژوهش، چند اثر در منشورات كشور انتشار یافته است كه مهم‌ترين آنها را با گزارش توصيفي دربارة آنها ذکر کرده، در نهايت به تفاوت كار حاضر با آنها اشاره ميكنيم.
    در مقالهاي با عنوان «رابطة علم و دين، بررسي ديدگاه آيتالله مصباح يزدي»، نوشتة آقای محمدحسین احمدی و دیگران، نويسندگان به ترسيم ديدگاه استاد مصباح دربارة رابطة علم و دین پرداخته و اين رابطه را از نوع عموم و خصوص من وجه دانسته‌اند. در این مقاله، تلقي تعارض میان علم و دین از نظر استاد، تلقی نامعقولی بيان ميشود. وجه و تعليل اين امر، از جمله تمايزات اساسي مقالة يادشده با پژوهش حاضر است. در مقالة ديگري با عنوان «رابطة علم و دین از دیدگاه حضرت آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی»، نوشتة آقای علی مصباح، بيشتر به تبيين علم ديني از ديدگاه استاد مصباح اشاره شده است. در مقالة «رابطة علم و دین، مقایسة دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله مصباح یزدی»، نوشتة آقای محمدحسین احمدی و دیگران، و مقالة «بررسی تطبیقی رابطة علم و دین از دیدگاه آیت‌الله مصباح و ایان باربور»، نوشتة آقای محمد اسماعیلی و دیگران، به تحليل و بررسي تطبيقي ديدگاه استاد مصباح با استاد جوادي و آقاي باربور پرداخته شده است كه با پژوهش حاضر تفاوت اساسي دارند. فرزند آیت‌الله مصباح در کتابی به مرور دیدگاه‌های ایشان دربارة علم و دین پرداخته که در مقالة حاضر نیز از آن استفاده شده است؛ اما تبيين و سنجش دیدگاه آیت‌الله مصباح دربارة تعارض علم و دين و راهكارهاي صورت‌گرفته در مغرب‌زمين، به‌شكلي كه در اين مقاله ارائه ميشود، در اثر يادشده ملاحظه نشده است و به‌صورت اصطيادي و استنباطي با توجه به آثار استاد بيان ميشود.
    بنابراين، این پژوهش در پی نقد راهکارهای رفع تعارض علم و دین از منظر آیت‌الله مصباح یزدی است و در این زمینه به این مسائل پاسخ خواهد داد: «تعارض علم و دین»؛ «دیدگاه منتخب آیت‌الله مصباح یزدی دربارة رابطة علم و دین»؛ «نقد راهکار تفکیک حوزه‌های علم و دین»؛ «نقد راهکار تعدد قرائت‌ها»؛ «نقد راهکار تفکیک زبانی میان علم و دین»؛ «نقد راهکار دین حداقلی در مقابل دین حداکثری» و «نقد راهکار تفسیر علمی دین» از دیدگاه آیت‌الله مصباح یزدی. 
    1. تعارض علم و دین
    در مورد ریشه‌ها و علل تعارض علم و دین در غرب، سه عامل مهم قابل ذکر است: 1. نگاه تحقیرآمیز کتاب مقدس به علم؛ مانند معرفی علم به‌عنوان میوة ممنوعه، که باعث اخراج آدم و همسرش از بهشت شد ‌(مصباح یزدی، 1395الف‌، ص138)؛ 2. آموزه‌های تحریف‌شده‌ای مثل تثلیث و نظریة زمین‌مرکزی ‌(مصباح یزدی، 1401الف‌، ج1، ص43) و بخشش گناه توسط کشیش، که آموزه‌هایی ضدعقلانی و مخالف فطرت بشری بودند ‌(مصباح یزدی، 1395الف‌، ص138ـ139)؛ 3. گسترش گرایش‌های ماتریالیستی و سکولار در دورة رنسانس، که با پیشرفت علوم طبیعی توهم بی‌نیازی از دین را تقویت کرد ‌(مصباح یزدی، 1401ج‌، ص8). این عوامل موجب شد که تعارض علم و دین به‌عنوان یک اصل بدیهی در میان متفکران غربی مطرح شود و گفتمان غالبی در جوامع علمی و فلسفی ایجاد کند. بنابراین، تبیین دقیق انواع روابط میان علم و دین، به‌ویژه رابطة تعارض و پیشینة آن و نقد آیت‌الله مصباح یزدی بر آن‌، ضروری است.
    در حوزة رابطة علم و دین، چهار دیدگاه اصلی وجود دارد ‌(باربور، 1392، ص191): 
    1. تداخل علم و دین: برخی دانشمندان اسلامی و مسیحیان قرون وسطی دین را منبع همة علوم می‌دانستند و علم را جزئی از دین به‌شمار می‌آوردند (خسروپناه، 1397‌، ص368). 
    2. تمایز علم و دین: این دیدگاه بر این باور است که علم و دین به دو حوزة مستقل با موضوع، روش و اهداف جداگانه تعلق دارند ‌(باربور، 1392، ص63). «علم» به توصیف ساختار جهان می‌پردازد و در قبال ارزش‌ها بی‌طرف است و «دین» به ارزش‌ها و امور ماورایی می‌پردازد. این دیدگاه در میان پیروان نوارتدکسی و اگزیستانسیالیست‌ها، پوزیتیویست‌ها و فلاسفة تحلیلی بسیار رایج است. 
    3. توافق علم و دین: این دیدگاه تأکید می‌کند که علم و دین مکمل یکدیگرند و هر دو تصویری جامع‌تر از جهان ارائه می‌دهند. در این رویکرد، علم و دین هم‌افزا و تعامل‌گرایند (پترسون و دیگران، 1379‌، ص365ـ370؛ خسروپناه، 1397، ص368ـ370). این نکته حائز اهمیت است که در دیدگاه توافق، علم و دین دو قلمرو مستقل، اما همسو و مکمل یکدیگر تلقی می‌شوند؛ درحالی‌که در دیدگاه تداخل، علم به‌عنوان بخشی ذیل یک نظام جامع دینی تعریف می‌شود و استقلال معرفتی ندارد. 
    4. تعارض علم و دین: این دیدگاه بر تضاد ذاتی بین برخی گزاره‌های دینی و علمی تأکید دارد و ادعا می‌کند که در مسائل خاص، علم و دین یکدیگر را نفی می‌کنند ‌‌(خسروپناه، 1397‌، ص368ـ370). 
    بنابراین، چهار دیدگاه اصلی دربارة رابطة علم و دین وجود دارد، شامل تداخل، تمایز، توافق و تعارض، که هر کدام رویکردهای مختلفی به این موضوع ارائه می‌دهند.
    «تعارض» یکی از انواع ارتباط میان علم و دین است. این دیدگاه بر این اساس است که برخی آموزه‌های دینی با یافته‌های علمی جدید به‌طور اجتناب‌ناپذیری در تضاد قرار می‌گیرند. این فرضیه بر دو پیش‌فرض استوار است: اول، قلمرو دین و علم در برخی موارد با یکدیگر تداخل دارند و موضوعات مشترکی را بررسی می‌کنند؛ دوم، دیدگاه‌های دین و علم در این موارد، الزاماً متفاوت و گاه متعارض‌اند. در این موارد، تفسیرها و نتایج حاصل از دین و علم، نه‌تنها هماهنگ نیستند، بلکه گاهی به‌طور مستقیم با یکدیگر در تضاد قرار می‌گیرند ‌(مصباح یزدی، 1395الف‌، ص137). این دیدگاه، تعارض را یک اصل بدیهی در زمینة رابطة میان علم و دین معرفی کرده، تأکید می‌کند که همیشه نمی‌توان این دو حوزه را هماهنگ و سازگار دانست.
    نزاع بر سر تعارض علم و دین، در ابتدا میان متفکران اسلامی مطرح نبود و تحت تأثیر چالش‌های مسیحیت به میان مسلمانان راه یافت. روشنفکرانی که تحت تأثیر مباحثات میان متکلمان مسیحی و دانشمندان غربی بودند، در قرآن و روایات به‌دنبال شواهدی برای اثبات فرضیة تعارض علم و دین گشتند. آنها به آیاتی برخوردند که به‌نظر می‌رسید با نظریه‌های تجربی در تعارض‌اند؛ مانند «فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ * یَخْرُجُ مِن بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ» ‌(طارق: 5ـ7)؛ انسان باید بنگرد که از چه خلق شده است * از آبی جهنده آفریده شده است * آبی كه از میان استخوان‌های سینه و پشت خارج می‌شود. همچنین، نظریة تکامل در زیست‌شناسی با بیان قرآن دربارة خلقت حضرت آدم و حوا؟ع؟ ناسازگار دانسته شد (مصباح یزدی، 1376، ص9ـ13). اینها موارد معدودی بودند که برخی آنها را دلیلی بر تعارض آموزه‌های اسلام با نظریات علمی و فلسفی می‌دانستند. این توهم باعث شد که برخی افراد به‌دنبال راه‌حل‌هایی مشابه آنچه در مسیحیت پیشنهاد شده بود، بگردند و همان راه‌حل‌ها را تجویز کنند (مصباح یزدی، 1395الف‌، ص140ـ141).
    آیت‌الله مصباح یزدی دیدگاه تعارض علم و دین را نمی‌پذیرند و این نظر را با چند نکته نقد می‌کنند: اول، اختلاف معنای واژة «دین» در اسلام و مسیحیت (و یهودیت) که باعث شده است ویژگی‌های یکی به دیگری نسبت داده شود؛ درحالی‌که قرآن از تحریف مصون مانده است و آموزه‌هایش با حقایق علمی تعارضی ندارند؛ دوم، در معرفت‌شناسی، اگر مطلبی به‌صورت قطعی و یقینی از هر راهی به‌دست آید، با روش معرفتی دیگری قابل نفی نیست و تعارض آنها نشان‌دهندة نقص در یکی از روش‌هاست؛ سوم، فهم از متون دینی غالباً ظنی است و ممکن است برخی از متون بد فهمیده شوند؛ بنابراین نمی‌توان به صحت یکی و بطلان دیگری حکم کرد؛ چهارم، علوم تجربی قادر به کشف علل غیرمحسوس نیستند و یافته‌های آنها یقینی و ابطال‌ناپذیر نیست؛ لذا در تعارض با آموزه‌های دینی، احتمال خطا در معرفت تجربی وجود دارد ‌(مصباح یزدی، 1395الف‌، ص141ـ149)؛ بنابراین، آیت‌الله مصباح یزدی این دیدگاه را نمی‌پذیرند و آن را نقد می‌کنند.
    2. دیدگاه منتخب آیت‌الله مصباح یزدی دربارة رابطة علم و دین
    انتخاب هر دیدگاهی دربارة رابطة علم و دین می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر فهم نصوص دینی و تولید علم دینی داشته باشد؛ زیرا این مباحث پایة بسیاری از تفکرات علمی و دینی را شکل می‌دهند. آیت‌الله مصباح یزدی، به‌عنوان یکی از متفکران برجسته در ایران، دیدگاه‌های مهمی در این زمینه ارائه کرده‌اند که تأثیرات عمیقی بر مبانی فکری و فلسفی و همچنین گسترش مباحث دینی و علمی داشته است. برای درک بهتر دستاوردهای ایشان در این حوزه، باید میان آموزه‌های دینی که به دستورالعمل‌های رفتاری می‌پردازند و آموزه‌هایی که بیانگر حقایق‌اند، تمایز قائل شد و دیدگاه ایشان دربارة هر یک بررسی شود.
    در زمینة دستورالعمل‌های رفتاری و علوم کاربردی مرتبط با رفتار اختیاری انسان، اگر دین تکلیف ما را مشخص کرده باشد، به جست‌وجوی منبع دیگری برای تعیین تکلیف نیازی نداریم. پس از اثبات حجیت دین از طریق برهان، دو منبع موازی برای شناخت ارزش‌های عملی وجود ندارد. بنابراین، در صورت تعارض میان دستورهای دینی و نظریات علمی، باید به وظیفة دینی خود عمل کنیم. باید توجه داشت که نسبت دادن حکمی به اسلام باید از طریق اصول معتبر فقهی و تأیید فقها انجام شود. اگر اصول استنباط به‌درستی رعایت شوند، در بسیاری از مسائل عملی که دین در آنها نظر داده است، به یقین می‌رسیم و تعارضی با نظریات علمی ظنی نخواهیم داشت (مصباح یزدی، 1395الف‌، ص149ـ150). البته در همة موارد، یقین ممکن نیست و گاهی با اطمینان یا ظن عمل می‌کنیم؛ که این نیز مطابق عقل و رویّة معمول انسان‌ها در زندگی است ‌(مصباح یزدی، 1395الف‌، ص150ـ151).
    آموزه‌های دینی مرتبط با شناخت حقایق به سه دسته تقسیم می‌شوند: دستة اول شامل اصول اساسی دین، مانند توحید، نبوت و معاد است که به‌عنوان بنیادهای اعتقادی دین، نیازمند یقین و استدلال منطقی و عقلی‌اند. در این اصول، هیچ شک و مسامحه‌ای جایز نیست؛ زیرا نقش مهمی در پایداری اعتقادات دینی دارند. دستة دوم شامل مسائل اعتقادی با اهمیت کمتر است که نیازی به برهان عقلی ندارند و در سعادت و شقاوت انسان چندان اثرگذار نیستند. در این مسائل، اعتقاد اجمالی کافی است؛ مانند کیفیت سؤال شب اول قبر. دستة سوم شامل گزاره‌هایی است که هدف آنها آگاهی دقیق از جزئیات نیست؛ بلکه برانگیختن انگیزه‌ها و تقویت ایمان از طریق انذار، تبشیر و شکرگزاری است. در این موارد، شناخت اجمالی کافی است (مصباح یزدی، 1395الف‌‌، ص152ـ156).
    بر اساس مبانی معرفت‌شناختی آیت‌الله مصباح یزدی، تعارض بین گزاره‌های یقینی دینی و علمی منتفی است و اگر یکی یقینی و دیگری ظنی باشد، معرفت یقینی مقدم است. در مواردی که هر دو ظنی باشند، معرفت قوی‌تر ارجحیت دارد و در صورت برابری، باید از قضاوت خودداری کرد (مصباح یزدی، 1395الف‌‌، ص157ـ158). این رویکرد نشان‌دهندة تعامل و توافق بین علم و دین است که در آن، علم و دین می‌توانند بدون تعارض به هماهنگی دست یابند.
    نتيجه اينكه بر اساس ديدگاه استاد مصباح، بسیاری از نظریه‌ها و فرضیه‌های موجود در علوم کنونی با دین و مبانی آن تعارض دارند. این مسئله اندیشة تعارض واقعی علم و دین را به اذهان متبادر می‌کند (مصباح یزدی، 1394د‌، ص23ـ24)؛ درحالیکه نظریه‌های قطعی علمی با مبانی قطعی دینی تعارض ندارند. در صورت وجود تعارض و تزاحم بین آن ‌دو، این امر، یا ناشی از ارزش‌های مورد قبول دانشمند یا به‌علت فهم نادرست متن دینی یا ناشی از اثبات ناصحیح مسئلة علمی بوده است. در حقیقت، ناشی از عدم فهم صحیح اندیشمند علمی یا دینی در تبیین و توضیح و ربط این دو به هم بوده است (مصباح یزدی، 1394ج‌، ص19ـ68). 
    دانشمندان و متفکران عرصة علم و دین می‌توانند در استدلات عقلی خویش ضمن تسلط کافی بر منابع دینی و معرفتی ‌(محیطی اردکان و مصباح، 1391، ص151ـ152) و نتیجه‌گیری صحیح از وحی ‌(مصباح یزدی، 1392، ص113)، شرایط علمی را به‌گونه‌ای لحاظ کنند که هیچ مغالطه ‌و اشتباهی رخ ندهد‌ (مصباح یزدی، ۱۳۸۹الف، ص38) و در صورت مشاهدة تعارض، منشأ آن را بررسی و به دیگران اعلام کنند که تعارض موجود، یک تعارض حقیقی نیست؛ بلکه یک تعارض غیرواقعی است که ریشه در موارد خاصی دارد. 
    3. نقد راهکارهای رفع تعارض علم و دین 
    در ادامة این پژوهش، راهکارهای رفع تعارض میان علم و دین به‌تفصیل مطرح خواهد شد و نقد آیت‌الله مصباح یزدی بر این راهکارها به‌منظور دستیابی به فهم جامع‌تری از هماهنگی میان علم و دین ارائه خواهد شد.
    1ـ3. نقد راهکار تفکیک حوزه‌های علم و دین
    پس از بروز تحولات در مسئلة رابطة علم و دین و ظهور دیدگاه‌های مختلف دربارة جایگاه دین در جوامع غربی، برخی متدینان تلاش کردند که از دین دفاع کنند و راهکارهایی برای رفع تعارض احتمالی میان علم و دین ارائه دهند. یکی از این راهکارها، تفکیک حوزه‌های علم و دین بود. این نظریه بیان می‌کرد که علم و دین، با اینکه دو حوزة مستقل‌اند، می‌توانند هم‌زمان در جامعه حضور داشته باشند. آیت‌الله مصباح یزدی برای شناخت بهتر تفکر غربی به بررسی و نقد این رویکرد پرداخته است. بنابراین، ابتدا راهکار تفکیک حوزه‌های علم و دین تشریح می‌شود؛ سپس نقدهای آیت‌الله مصباح یزدی بر آن ارائه خواهد شد.
    بر اساس این رویکرد، علم و دین حوزه‌های مستقل و خودمختاری دارند. هر کدام دارای روش‌ها و اصول خاص خود هستند که بر اساس معیارهای خاصشان قابل توجیه‌اند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که هر دو حوزه باید به استقلال یکدیگر احترام بگذارند (ر.ک: باربور، 1392، ص206). کانت نیز بر این باور بود که علم و دین حوزه‌های جداگانه‌ای دارند و نیازی به تعارض میان آنها نیست. حوزة دانش و معرفت، به علم تعلق دارد و دین وظیفة هدایت اخلاقی و تأمین آرامش در زندگی را دارد (Burtt, 1951, p.266‌). این نظریه در مسیحیت بسیار رایج شده است و پیروانی مانند نئوارتدکس‌ها، اگزیستانسیالیست‌ها، پوزیتیویست‌ها و فلاسفة تحلیلی دارد. این جریان‌ها به‌رغم تفاوت‌هایشان به این نتیجه می‌رسند که علم و دین موضوعات و روش‌های متمایزی دارند و بنابراین امکان تعارض بین آنها وجود ندارد (ر.ک: پترسون و دیگران، 1379، ص366).
    از دیدگاه آیت‌الله مصباح یزدی، تفکیک قلمرو دین و علم با اصول دینی سازگار نیست؛ زیرا بر اساس تعالیم اسلامی، دنیا و آخرت به‌هم پیوسته‌اند و تفکیک آنها ممکن نیست. آخرت انسان بازتاب اعمال و باورهای دنیوی اوست و دینی که هدفش رستگاری اخروی است، نمی‌تواند به اعمال دنیوی بی‌اعتنا باشد و نمی‌تواند جنبه‌های مختلف زندگی فرد را از یکدیگر جدا کند (مصباح یزدی، 1395الف‌، ص128). بنابراین، آموزه‌های دینی باید به‌صورت جامع در زندگی فردی و اجتماعی اجرا شوند تا هدایت کامل انسان را تضمین کنند.
    نگاه سکولاریستی که دین را از جامعه جدا می‌داند، نتیجة تلاش برخی متدینان برای رفع تعارض میان علم و دین است؛ اما این تفکر، با وجود نیت اولیه، به جدایی کامل دین از حوزة عمومی و اجتماعی می‌انجامد، که با اصول اسلام سازگار نیست. از نظر اسلام، دین باید در همة جوانب زندگی حضور داشته باشد. در سکولاریسم، خواست انسان بر خواست خدا اولویت دارد؛ اما در آموزه‌های اسلامی، خواست خدا برتر است و هدایت انسان به رستگاری دنیوی و اخروی، تنها با پیروی از دستورهای الهی امکان‌پذیر است (مصباح یزدى، 1401د، ج1، ص168ـ169).
    2ـ3. نقد راهکار تعدد قرائت‌ها
    در دورة رنسانس اروپا، یکی از راه‌حل‌ها برای رفع تضاد میان علم و دین، از سه مذهب بزرگ مسیحیت (ارتدکس، کاتولیک و پروتستان) برآمد. پس از ظهور مذهب پروتستان توسط مارتین لوتر و دیگر اصلاح‌طلبان، اختلافات میان مسیحیان شدت یافت و به جنگ‌هایی مانند جنگ‌های سی‌ساله انجامید. در واکنش به این نزاع‌ها، برخی با نیت خیرخواهانه و با هدف کاهش اختلافات و بازگشت وحدت میان پیروان مسیحیت، مفاهیمی مانند زبان دین، نسبیت معرفت و تعدد قرائت‌ها را مطرح کردند و به حقانیت همة مذاهب قائل شدند ‌(مصباح یزدی، 1396، ج2، ص154ـ155). آیت‌الله مصباح یزدی این رویکرد را نامناسب دانسته و آن را نقد کرده‌اند. بررسی این روش و نقدهای ایشان و بیان پیامدهای این نظریه، برای روشن شدن ابعاد موضوع ضروری است.
    نظریة تعدد قرائت‌ها بر این باور است که متون دینی، به‌ویژه متون مقدس، قابلیت تفسیرهای متنوعی دارند و هر تفسیر می‌تواند مشروعیت خود را داشته باشد. این نظریه تأکید می‌کند که فهم متون دینی به‌شدت تحت تأثیر زمینه‌های تاریخی، فرهنگی، زبانی و اجتماعی‌ای است که در آن، متون تفسیر می‌شوند. ازاین‌رو هیچ تفسیر نهایی و مطلقی وجود ندارد. این نظریه با رویکردهای هرمنوتیکی مدرن، مانند نظریات هانس ـ گئورگ گادامر، که بر اهمیت دیالوگ، پیش‌فهم‌ها و تأثیر سنت در تفسیر تأکید می‌کند، همخوانی دارد. گادامر بیان می‌کند که فهم در بستر تاریخی و زبانی خاص رخ می‌دهد و هر تفسیری نسبی و موقتی است (اعرافی، 1395، ص126ـ132). این دیدگاه‌ها، به‌ویژه در جوامع متنوع فرهنگی و دینی مهم‌اند و می‌توانند به تساهل و همزیستی مسالمت‌آمیز کمک کنند.
    از دیدگاه آیت‌الله مصباح یزدی، نظریة تعدد قرائت‌ها منجر به شکاکیت، انکار واقعیت و نادیده گرفتن عقل و منطق می‌شود و در نهایت به بازی با الفاظ می‌انجامد. ایشان معتقدند که بر اساس این نظریه، هیچ تفاهم واقعی بین افراد ممکن نیست؛ زیرا هر کس تفسیری نسبی و متفاوت از متن خواهد داشت. بهترین دلیل برای امکان فهم مشترک، وجود همین گفت‌وگوها و تبادلات نظری بین طرفداران و منتقدان نظریه است که نشان می‌دهد به‌نوعی سخنان یکدیگر را درک می‌کنند (مصباح یزدی، 1394ج‌، ص64ـ65). بنابراین وقتی شکاکیت، انکار واقعیت و نادیده گرفتن عقل لازمة پذیرش این نظریه بود، تفاهم واقعی بین افراد به‌دلیل فقدان پایه‌های مشترک و معقول برای گفت‌وگو و تفسیر، ناممکن می‌شود.
    آیت‌الله مصباح یزدی معتقد است که مفسران می‌توانند با تکیه بر ملاک‌های معتبر، از جمله بدیهیات عقلی و اصول محاورة عقلایی، متون دینی را تفسیر کرده، از پیش‌داوری‌ها و ذهنیت‌های شخصی دوری کنند (مصباح یزدی، 1394ج‌، ص65). «بدیهیات عقلی» به‌عنوان قراین متصل به کلام، در فهم صحیح متن نقش مهمی دارند و «اصول محاوره» قواعدی هستند که عُقلا برای انتقال مفاهیم از آنها استفاده می‌کنند. با استفاده از این دو معیار می‌توان به تفسیر صحیح متون دست یافت و از تأثیر پیش‌داوری‌ها و ذهنیت‌های فردی پرهیز کرد.
    آیت‌الله مصباح یزدی بیان می‌کنند که وجود برخی مسائل اختلافی در هر علم، دلیلی برای مشکوک بودن همة مطالب آن علم نیست. او به‌طور خاص به علوم ریاضی اشاره می‌کنند و می‌گویند که مسائل یقین‌پذیر در ریاضیات بسیارند و اختلاف نظرهای موجود در برخی مسائل، موجب نمی‌شود که همة مطالب آن علم اختلافی باشد. بنابراین در هر علم، مسائل ظنی و غیریقینی باید بر اساس روش تحقیق و پژوهش آن علم بررسی شوند و مسائلی که با برهان یقینی اثبات شده‌اند، قرائت‌پذیر نخواهند بود (مصباح یزدی، 1394ج‌، ص67ـ68).
    پذیرش نظریة تعدد قرائت‌ها می‌تواند پیامدهای جدی به‌همراه داشته باشد: 
    نخست، این نظریه ممکن است به احیای بدعت‌ها و کنار گذاشتن سنت‌های اسلامی منجر شود؛ زیرا با پذیرش تفاسیر متعدد از دین، هیچ قرائت مشخص و قطعی باقی نمی‌ماند و در نتیجه سنت‌های دینی به‌تدریج نادیده گرفته می‌شوند و هر کس می‌تواند تفسیر دلخواه خود را به‌عنوان قرائت معتبر مطرح کند (مصباح یزدی، 1394ج‌، ص85ـ86). 
    دوم، این نظریه می‌تواند به بی‌معنا شدن دین منجر شود. اگر دین قابلیت ارائة معانی متضاد و گوناگون داشته باشد و هر کس بتواند تفسیر شخصی خود را بر آن تحمیل کند، تفاوتی بین وجود دین و عدم آن باقی نمی‌ماند. در این صورت، فداکاری‌ها و پیام‌های پیامبران نیز بی‌اعتبار می‌شوند؛ زیرا اگر همة عقاید، از جمله توحید، شرک و حتی بت‌پرستی صحیح تلقی شوند، ضرورتی برای ارسال پیامبران نخواهد بود. به این ترتیب، فهم مقدس از دین و الزامات دینی نیز از میان می‌رود و دین به‌عنوان کلام خدا، که نیازمند تسلیم و اطاعت است، بی‌اثر خواهد شد (مصباح یزدی، 1394ج‌، ص86). 
    3ـ3. نقد راهکار تفکیک زبانی میان علم و دین 
    انگیزة طرح دیدگاه تفکیک زبانی میان علم و دین، پس از انقلاب علمی و صنعتی اروپا و کشفیات دانشمندانی مانند کپلر، کپرنیک و گالیله به‌وجود آمد. این دانشمندان نشان دادند که برخی از گزاره‌های علمی با کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان همخوانی ندارد. پذیرش این نظریات علمی جدید باعث می‌شد که برخی از گزاره‌های دینی، نادرست یا ناسازگار با واقعیت به‌نظر برسند، که می‌توانست به فروپاشی یهودیت و مسیحیت منجر شود (مصباح یزدی، 1394الف‌، ص331). به همین دلیل پس از رنسانس، برای حفظ اعتبار کتاب مقدس و جلوگیری از تزلزل در این ادیان، مرزی زبانی میان علم و دین قائل شدند؛ اما آیت‌الله مصباح یزدی این تفکیک زبانی را نادرست می‌داند و نقدهایی به آن وارد می‌کند. در ادامه، دیدگاه تفکیک زبانی به‌تفصیل توضیح داده می‌شود؛ سپس نقدهای آیت‌الله مصباح یزدی ارائه خواهد شد تا درک جامع‌تری از این موضوع فراهم آید.
    تفکیک زبانی میان علم و دین دیدگاهی است که برای رفع تعارض بین این دو حوزه مطرح شده است. این دیدگاه، تحت تأثیر فلسفة تحلیل زبانی، زبان علم را واقع‌نما و عینی و زبان دین را نمادین می‌داند. در این رویکرد، گزاره‌های دینی نمادهایی برای برانگیختن احساسات، تشویق به عمل و تقویت همبستگی در نظر گرفته می‌شوند و بیشتر به اهداف اخلاقی و معنوی اشاره دارند (ساجدی، 1383، ص175). پل تیلیش و دیگر متفکران مسلمان و غربی بر این باورند که نمادهای دینی به‌خودی‌خود مقدس نیستند؛ بلکه آنچه به آن اشاره می‌کنند، مقدس است (گیسلر، 1384، ص345)؛ ازاین‌رو داستان‌هایی مانند طوفان نوح، به‌جای یک واقعة تاریخی، نمادی برای بیان مفاهیم اخلاقی، مانند تنبیه بی‌ایمانان، تلقی می‌شوند (آلستون و دیگران، 1380، ص53). بنابراین، با این نگرش تلاش کرده‌اند که به حل تعارض میان علم و دین کمک کنند.
    آیت‌الله مصباح یزدی راهکار تفکیک زبانی میان علم و دین را از دو جهت نقد می‌کند: 
    نخست اینکه، هدف اصلی دین، هدایت انسان به سعادت است، نه سرگرمی یا فعالیت‌های ادبی. اگر قرآن کریم به‌عنوان کتابی نمادین و قابل تفسیر دل‌بخواهی مشابه دیوان حافظ در نظر گرفته شود، نقش هدایتگری خود را از دست می‌دهد. این امر با هدف دین که بیان حقایق ثابت و مطلق است، منافات دارد (مصباح یزدی، 1394ج‌، ص54). زبان نمادین منجر به تفسیرهای دل‌بخواهی و وابسته به شرایط می‌شود و از بیان حقایق ناتوان است. اساساً پیامبر؟ص؟ و امامان معصوم؟عهم؟ برای ترویج کتابی که هر کس بتواند تفسیری متفاوت از آن داشته باشد، جان خود را فدا نکردند. هشدارها دربارة پرهیز از تفسیربه‌رأی و تأکید بر تفسیر صحیح قرآن، نشان می‌دهد که قرآن باید به‌درستی و با درک حقیقی تفسیر شود (مصباح یزدی، 1394الف‌، ص337).
    دوم اینکه، مسائل و ارزش‌های اخلاقی باید بازتاب روابط واقعی میان رفتارها و نتایج حقیقی آنها باشند. توصیه‌های اخلاقی بدون پشتوانة واقعی ارزشی ندارند (حسینی و محیطی اردکان، 1401؛ مصباح یزدی، 1395الف‌‌، ص129). بنابراین، اخلاقیات دینی باید بر واقعیت‌ها و روابط حقیقی مبتنی باشند تا بتوانند به‌درستی هدایتگر انسان باشند. بنابراین، این نوع نگاه به متون دینی نگاه درستی نخواهد بود و این راهکار، راهکار مناسبی برای رفع تعارض میان علم و دین نیست.
    دیدگاه تفکیک زبانی میان علم و دین با تمایز نهادن میان زبان واقع‌نمای علم و زبان نمادین دین، سعی در رفع تعارضات دارد و معتقد است که گزاره‌های دینی به اهداف اخلاقی و معنوی اشاره دارند. آیت‌الله مصباح یزدی این رویکرد را نقد می‌کند و معتقد است که دین باید هدایتگر انسان به‌سوی سعادت باشد و نباید صرفاً نمادین یا قابل تفسیر دل‌بخواهی باشد؛ زیرا چنین رویکردی نقش هدایتگری دین را تضعیف می‌کند. او تأکید دارد که اخلاقیات دینی باید بازتاب روابط واقعی میان رفتارها و نتایج آنها باشند. بنابراین ایشان این راهکار را برای رفع تعارض میان علم و دین مناسب نمی‌دانند.
    4ـ3. نقد راهکار دین حداقلی در مقابل دین حداکثری
    برخی روشنفکران داخلی برای حل تعارض میان علم و دین، نظریة دین حداقلی را در مقابل دین حداکثری مطرح کرده‌اند. این نظریه که در سکولاریسم مسیحیت ریشه دارد، به‌دلیل عملکرد کلیسا، فساد کشیشان و ناتوانی در پاسخ به شبهات کلامی و هم‌زمان با رشد علم و صنعت در غرب، شکل گرفت (خسروپناه، 1394، ج3، ص72ـ73). این دیدگاه می‌خواهد مشخص کند که آیا دین تنها به بخشی از زندگی بشر محدود است یا باید در همة ابعاد فردی و اجتماعی، از آن راهکار و جواب خواست. آیت‌الله مصباح یزدی به‌طور جدی این نظریه را نقد کرده است. برای بررسی، ابتدا دیدگاه دین حداکثری مطرح می‌شود؛ سپس راهکار دین حداقلی برای رفع تعارض با علم تبیین می‌گردد. در نهایت، با استناد به دیدگاه آیت‌الله مصباح یزدی، نسبت میان گزاره‌های علمی و دینی روشن می‌شود.
    دیدگاه دین حداکثری بر این باور است که وحی الهی تمام معارف بشری، از جمله علوم تجربی، اخلاقی و مابعدالطبیعی را دربرمی‌گیرد و خداوند همة نیازهای انسان را در کتاب مقدس آورده است. بر اساس این دیدگاه، انسان باید تنها به شریعت و آموزه‌های دینی رجوع کند و به فراگیری سایر علوم و معارف، حتی فلسفه، نیاز ندارد (ژیلسون، 1393، ص5). این نگرش معتقد است که دین می‌تواند راهکارهای لازم را برای تمام جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی، از جمله غذا خوردن، لباس پوشیدن و حتی حکمرانی، ارائه دهد. طرفداران این دیدگاه بر این باورند که دین بدون نیاز به پژوهش‌های پیچیده، بهترین راه‌ها را برای انسان فراهم می‌کند و در نتیجه، استفاده از عقل و توانایی‌های خدادادی انسان ضروری نخواهد بود. در این نگرش، وحی جایگزین تمامی معارف بشری است (مصباح یزدی، 1389ب‌، ص204ـ205).
    اگر دیدگاه دین حداکثری پذیرفته شود، در بسیاری از موارد، گزاره‌های دینی با یافته‌های علمی در تعارض قرار می‌گیرند. برای رفع این تعارض، پذیرش دیدگاه دین حداقلی پیشنهاد می‌شود. بر اساس این دیدگاه، دین باید به حوزه‌های خاصی محدود شود و نباید انتظار داشت که تمامی مسائل علمی و دنیوی را حل کند. این نظریه معتقد است که متون دینی به تمامی جزئیات و پرسش‌های علمی نپرداخته‌اند؛ بنابراین به‌جای جست‌وجوی همة پاسخ‌ها در آیات و روایات، دین باید نقش راهنمایی معنوی و اخلاقی را بر عهده گیرد و مسائل علمی به دانش و تجربیات بشری واگذار شوند (مصباح یزدی، 1395الف‌، ص130). این رویکرد موجب می‌شود که علم و دین بدون تعارض در حوزه‌های مختص به خود فعالیت کنند.
    آیت‌الله مصباح یزدی دیدگاهی اعتدالی و واقع‌بینانه دربارة قلمرو دین دارد و معتقد است که نه دیدگاه حداکثری و نه دیدگاه حداقلی، هیچ کدام به‌تنهایی نمی‌توانند تمامی ابعاد دین را پوشش دهند. وی بر این باور است که دین در تمام شئون زندگی انسان نقش دارد و ارزشیابی اعمال و رفتار را از نظر تأثیرات اخروی آنها بر عهده دارد؛ اما به‌طور مستقیم وارد جزئیات و کیفیت اعمال نمی‌شود. دین قواعد کلی را ارائه می‌دهد و تطبیق این قواعد بر مسائل خاص را به اجتهاد در احکام الهی واگذار می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، دینْ سعادت یا شقاوت اعمال را مشخص می‌کند؛ بدون اینکه به جزئیات آن بپردازد (مصباح یزدی، 1395الف‌‌، ص131ـ132؛ معلم و الهی راد، 1401). بنابراین به‌جای پایبندی مطلق به دیدگاه‌های حداکثری یا حداقلی، باید رویکردی متعادل و جامع را در نظر گرفت که دین را در تمام عرصه‌های زندگی مدنظر قرار دهد.
    با توجه به اینکه وظایف اصلی دین در حوزة مسائل ارزشی قرار دارد، امور علمی تا زمانی که بار ارزشی نداشته باشند و مستقیماً بر سعادت یا شقاوت انسان تأثیر نگذارند، با دین ارتباط مستقیم پیدا نمی‌کنند. علم به بررسی و تحلیل پدیده‌های طبیعی و روابط آنها می‌پردازد؛ اما دین تنها در مواردی که این پدیده‌ها بر سعادت یا شقاوت انسان تأثیرگذار باشند، وارد موضوعات علمی می‌شود. بنابراین، دین به جنبه‌های علمی که مستقیماً مرتبط با سعادت اخروی نیستند، نمی‌پردازد و هدف اصلی آن ارائة راهنمایی‌های ارزشی و معنوی برای بهبود وضعیت روحی و اخروی انسان است. همچنین دین نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از دانش علمی برای رسیدن به سعادت ابدی استفاده کرد، که این موضوع از حوزة علم خارج است (مصباح یزدى، 1401د، ج1، ص59ـ60).
    بنابراین، دیدگاه دین حداقلی به‌معنای محدود کردن دین به حوزه‌های خاص و واگذاری امور علمی به دانش بشری است. این رویکرد، تعارض میان علم و دین را کاهش می‌دهد و هر یک را در حوزة خود فعال می‌سازد. آیت‌الله مصباح یزدی این دیدگاه را نقد می‌کند و معتقد است که دین باید به‌طور متعادل و جامع در همة جوانب زندگی حضور داشته باشد؛ به‌ویژه دین باید ارتباط پدیده‌ها با سعادت و شقاوت انسان را روشن سازد؛ اما جزئیات علمی را به دانش بشری واگذار کند. بنابراین، رویکرد حداقلی از نظر ایشان ناکافی است. 
    در پایان این بخش، بیان این نکته حائز اهمیت است که «دین حداقلی» قرائتی خاص و افراطی از «تفکیک حوزه‌ها» محسوب می‌شود که در آن، دین داوطلبانه دامنة شمول خود را به حوزه‌ای محدود تقلیل می‌دهد. بنابراین، نقدهای بنیادینی که بر مبانی معرفت‌شناختی تفکیک قلمروها وارد شد (ارتباط شدید دنیا و آخرت و لزوم حضور دین در همة عرصه‌های زندگی انسان)، بر دین حداقلی نیز وارد است.
    5ـ3. نقد راهکار تفسیر علمی دین
    آیا تفسیر علمی متون دینی می‌تواند به‌مثابة پلی میان علم و دین عمل کند و تعارضات را کاهش دهد یا ممکن است به تحریف مفاهیم دینی منجر شود؟ دکتر ذهبی در کتاب التفسیر والمفسرون از این روش به‌عنوان «تفسیر علمی» یاد کرده است ‌(ذهبی، 1396، ج2، ص474) و علامه طباطبایی در المیزان آن را «تطبیق» می‌نامد ‌(طباطبایی، 1394، ج1، ص6ـ18) و بسيارى از مفسران ديگر از آن به «تأويل» ياد مى‌كنند. در تاریخ اسلام، معتزله، فلسفة ارسطویی و افلاطونی و اسماعیلیه و عرفا، معانی باطنی را بر قرآن تطبیق می‌دادند. در دوران معاصر نیز روشنفکرانی مانند بازرگان و شریعتی نظریه‌های علوم طبیعی و اجتماعی را در تفسیر قرآن به‌کار می‌گرفتند و قرائتی مارکسیستی و مکانیکی از اسلام ارائه می‌دادند (خسروپناه، 1397‌، ص382). ازاین‌رو برخی از مفسران و متفکران اسلامی از طریق تفسیر علمی تلاش کرده‌اند که تعارض میان علم و دین را برطرف کنند. در ادامه برای فهم عمیق‌تر از مبانی دینی، ابتدا راهکار تفسیر علمی دین تبیین می‌گردد؛ سپس به نقد آیت‌الله مصباح یزدی به این راهکار پرداخته می‌شود.
    تفسیر علمی دین به روشی اطلاق می‌شود که می‌کوشد آیات قرآن را با یافته‌های جدید علمی تطبیق دهد و علوم را بر معانی ظاهری قرآن تحمیل کند (خسروپناه، 1397‌، ص382). این روش به‌دنبال آن است که اصطلاحات و نظریات علمی را بر عبارات قرآن حاکم سازد و می‌کوشد علوم مختلف و نظریات فلسفی را از قرآن استخراج کند (ذهبی، 1396، ج2، ص474). به‌عبارت‌دیگر، تفسیر علمی به‌جای تمرکز بر معانی ظاهری قرآن، به انطباق و هم‌راستایی آموزه‌های قرآنی با پیشرفت‌های علمی معاصر می‌پردازد.
    آیت‌الله مصباح یزدی با دو رویکرد «تفسیر علمی» مخالفت می‌کند: نخست، کوشش برای استخراج تمام علوم تجربی از قرآن را انحرافی می‌داند؛ چراکه قرآن کتاب هدایت است، نه دایرةالمعارف علوم؛ دوم، ادعای انحصار روش قرآن در «روش تجربی» را ناشی از سلطۀ فرهنگی غرب می‌داند و استناد به سوره‌هایی را که به‌نام موجودات یا پدیده‌های طبیعی‌اند، برای اثبات این ادعا سست و غیرمنطقی ارزیابی می‌کند. به‌باور وی، این نگرش‌ها با پیش‌فرض گرفتن مبانی غربی، ماهیت هدایتی و متعالی قرآن را نادیده می‌گیرند (مصباح یزدى، 1395ب، ص35ـ39).
    آیت‌الله مصباح یزدی تأکید دارد که تفسیر علمی قرآن باید با رعایت دقیق قواعد محاوره و ادبیات عرب انجام شود و نباید صرفاً بر مبنای دیدگاه‌های شخصی یا غیرمستند صورت گیرد. وی هشدار می‌دهد که تحمیل دیدگاه خاص بر آیات قرآن، بدون توجه به اصول تفسیری، به تفسیربه‌رأی منجر می‌شود و از اعتبار علمی برخوردار نخواهد بود (مصباح یزدی، 1394هـ، ج2، ص81). به‌ویژه در تفسیرهای علمی، باید از مطالب علمی معتبر و قطعی‌ای استفاده کرد که با محتوای آیات قرآنی در تضاد نباشند (مصباح یزدی، 1394هـ‌، ج2، ص156). وی در زمینة تحمیل مطلبی بر قرآن چنین می‌گوید: 
    برخی فیلسوفان در مقام شرح و تفسیر آیات، افزون بر معلومات فلسفی بدیهی و نزدیك به بدیهی، مطالب فراوانی از مباحث فلسفی نظری و حتی مباحث فلسفی به‌معنای اعم (طبیعیات) را در ذیل آیات قرآن مطرح كرده و به‌جای تلاش برای فهم مفاد آیات، به تحمیل نتایج مباحث یادشده بر آیات پرداخته‌اند و آیاتِ به‌ظاهر مخالف با اصول علمیِ خود (در باب برزخ، معاد، حدوث آسمان‌ها و زمین و...) را تأویل كرده‌اند؛ و این شیوة نادرستی است كه خطر تفسیربه‌رأی را به‌دنبال دارد ‌(مصباح یزدی، 1394هـ، ج2، ص157).
    بنابراین، تفسیر علمی قرآن باید به‌طور دقیق و بر مبنای اصول علمی و دینی انجام گیرد تا از تحریف معانی آیات و سوءبرداشت‌ها جلوگیری شود. در غیر این صورت، تحمیل مطلبی بر قرآن صحیح نیست و آن تفسیر فاقد اعتبار خواهد بود.
    نتیجه‌گیری
    این مقاله با هدف بررسی راهکارهای رفع تعارض میان علم و دین از منظر آیت‌الله مصباح یزدی، به تحلیل و نقد دقیق رویکردهای مختلف در این زمینه پرداخته است. آیت‌الله مصباح یزدی با تأکید بر نیاز به رویکردی جامع و منطقی، راهکارهایی مانند تفکیک حوزه‌های علم و دین، تعدد قرائت‌ها و تفکیک زبانی میان علم و دین را ناکافی و ناپایدار می‌داند. به‌اعتقاد وی، این رویکردها نقش هدایتگری دین را تضعیف می‌کنند و باعث می‌شوند که دین نتواند به‌طور جامع و مؤثر در همة ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان حضور داشته باشد. وی بر این باور است که دین باید همواره نقش هدایتگری خود را حفظ کند و در تمامی جنبه‌های زندگی انسان دخیل باشد. ایشان با نقد رویکردهای سکولار معتقد است که دین و علم می‌توانند در هماهنگی با یکدیگر عمل کنند؛ اما این تعامل باید بر اساس اصول دقیق عقلی و دینی انجام شود. ایشان همچنین تفسیر علمی قرآن را زمانی معتبر می‌داند که بر اساس قواعد محاوره‌ای و ادبیات عرب و بدون تحمیل دیدگاه‌های شخصی صورت گیرد. در نهایت، آیت‌الله مصباح یزدی بر این نکته تأکید دارد که هر گونه تلاش برای رفع تعارض میان علم و دین باید با دقت در اصول معرفتی و با حفظ اولویت اصول دینی انجام گیرد تا از تحریفات احتمالی جلوگیری شود و ارتباط علم و دین به‌شکلی هم‌گرا و همسو حفظ گردد.

    منابع
    قرآن کریم.
    آلستون، ویلیام؛ یینگر، میلتون و لگنهاوزن، محمد‌ (1380). دين و چشم‌اندازهاى نو.‌ ترجمة غلامحسین توکلی. قم: بوستان کتاب.
    اعرافی، علیرضا‌ (1395). هرمونوتیک. تحقیق:‌ علی بخشی. قم: مؤسسة اشراق و عرفان.
    باربور، ایان‌ (1392). دین و علم. ترجمة‌ پیروز فطورچی. تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی.
    پترسون، مایکل؛ هاسکر، ویلیام؛ رایشنباخ، بروس و بازینجر، دیوید‌ (1379‌). عقل و اعتقاد دینی‌. ترجمة احمد نراقی و ابراهیم سلطانی. تهران: طرح نو.
    حسینی، ‌سیدحسین و محیطی اردکان، ‌محمد‌علی‌ (1401). بررسی چالش‌های ارزش‌شناختی امکان علوم انسانی اسلامی بر اساس دیدگاه‌ آیت‌الله مصباح یزدی‌. معرفت، 31(10)، 39ـ47.
    خسروپناه، عبدالحسین‌ (1394). کلام نوین اسلامی. قم: تعلیم و تربیت اسلامی.
    خسروپناه، عبدالحسین‌ (1397‌). کلام جدید با رویکرد اسلامی. قم: نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، دفتر نشر معارف.
    ذهبی، محمدحسین‌ (1396). التفسیر و المفسرون. بیروت: دار احياء التراث العربي.
    ژیلسون، اتین‌ (1393). عقل و وحی در قرون وسطی‌. ترجمة شهرام پازوکی. تهران: حقیقت.
    ساجدی، ابوالفضل‌ (1383). زبان دین و قرآن. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
    طباطبایی، سیدمحمدحسین‌ (1394). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: مؤسسة اسماعیلیان.
    گیسلر، نرمن‌ (1384). فلسفة دین.‌ ترجمة حمیدرضا آیت اللّهی. تهران: حکمت.
    محیطی اردکان، محمد علی و مصباح، علی‌ (1391). بایدها و نبایدهای اسلامی‌سازی علوم انسانی از دیدگاه علامه مصباح‌. معرفت فلسفی، 10(1)، 137ـ166.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1376). سلسله درس‌هایی دربارة معرفت دینی (2)‌. مصباح، 21(6)، 5ـ16.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1384). آموزش عقاید. تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1386). تماشای فرزانگی و فروزندگی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1389الف‌). چکیده‌ای از اندیشه‌های بنیادین اسلامی. تحقیق: قاسم شبان‌نیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1389ب‌). دربارة پژوهش. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1391). پرسش‌ها و پاسخ‌ها. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1392). انسان‌سازی در قرآن. تحقیق: محمود فتحعلی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394الف‌). پاسخ استاد به جوانان پرسشگر. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394ب‌). پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394ج‌). تعدد قرائت‌ها. تحقیق: غلامعلی عزیزی‌کیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394د‌). حکیمانه‌ترین حکومت: کاوشی در نظریة ولایت فقیه. تحقیق: قاسم شبان‌نیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394هـ‌). قرآن‌شناسى (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن 6). تحقیق: غلامعلی عزیزی‌کیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1395الف‌). رابطة علم و دین از منظر آیت‌الله مصباح یزدی. تحقیق: علی مصباح. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1395ب). جهان‌شناسی (مجموعة کتب آموزشی معارف قرآن 2). قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1396). نظریة حقوقى اسلام. تحقیق: محمدمهدی کریمی‌نیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1401الف‌). آموزش فلسفه. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1401ب‌). آیین پرواز. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1401ج‌). نگاهى گذرا به نظریة ولایت فقیه. تحقیق: محمدمهدی نادری قمی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى.
    مصباح یزدى، محمدتقى‌ (1401د). نظریة سیاسى اسلام. تحقیق: کریم سبحانی. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى.
    معلم، ‌عیسی و الهی راد، ‌صفدر‌ (1401). بررسی ابهامات دیدگاه آیت‌الله مصباح یزدی در باب قلمرو دین‌. معرفت کلامی، 13(2)، 107ـ120.
    Burtt, Edwin Arthur (1951). Types of Religious Philosophy. New York: Harper and Brothers.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • آلستون، ویلیام؛ یینگر، میلتون و لگنهاوزن، محمد‌ (1380). دین و چشم‌اندازهاى نو.‌ ترجمة غلامحسین توکلی. قم: بوستان کتاب.
    • اعرافی، علیرضا‌ (1395). هرمونوتیک. تحقیق:‌ علی بخشی. قم: مؤسسة اشراق و عرفان.
    • باربور، ایان‌ (1392). دین و علم. ترجمة‌ پیروز فطورچی. تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی.
    • پترسون، مایکل؛ هاسکر، ویلیام؛ رایشنباخ، بروس و بازینجر، دیوید‌ (1379‌). عقل و اعتقاد دینی‌. ترجمة احمد نراقی و ابراهیم سلطانی. تهران: طرح نو.
    • حسینی، ‌سیدحسین و محیطی اردکان، ‌محمد‌علی‌ (1401). بررسی چالش‌های ارزش‌شناختی امکان علوم انسانی اسلامی بر اساس دیدگاه‌ آیت‌الله مصباح یزدی‌. معرفت، 31(10)، 39ـ47.
    • خسروپناه، عبدالحسین‌ (1394). کلام نوین اسلامی. قم: تعلیم و تربیت اسلامی.
    • خسروپناه، عبدالحسین‌ (1397‌). کلام جدید با رویکرد اسلامی. قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، دفتر نشر معارف.
    • ذهبی، محمدحسین‌ (1396). التفسیر و المفسرون. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    • ژیلسون، اتین‌ (1393). عقل و وحی در قرون وسطی‌. ترجمة شهرام پازوکی. تهران: حقیقت.
    • ساجدی، ابوالفضل‌ (1383). زبان دین و قرآن. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • طباطبایی، سیدمحمدحسین‌ (1394). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: مؤسسة اسماعیلیان.
    • گیسلر، نرمن‌ (1384). فلسفة دین.‌ ترجمة حمیدرضا آیت اللّهی. تهران: حکمت.
    • محیطی اردکان، محمد علی و مصباح، علی‌ (1391). بایدها و نبایدهای اسلامی‌سازی علوم انسانی از دیدگاه علامه مصباح‌. معرفت فلسفی، 10(1)، 137ـ166.
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1376). سلسله درس‌هایی دربارة معرفت دینی (2)‌. مصباح، 21(6)، 5ـ16.
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1384). آموزش عقاید. تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1386). تماشای فرزانگی و فروزندگی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1389الف‌). چکیده‌ای از اندیشه‌های بنیادین اسلامی. تحقیق: قاسم شبان‌نیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1389ب‌). دربارة پژوهش. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1391). پرسش‌ها و پاسخ‌ها. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1392). انسان‌سازی در قرآن. تحقیق: محمود فتحعلی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394الف‌). پاسخ استاد به جوانان پرسشگر. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394ب‌). پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394ج‌). تعدد قرائت‌ها. تحقیق: غلامعلی عزیزی‌کیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394د‌). حکیمانه‌ترین حکومت: کاوشی در نظریة ولایت فقیه. تحقیق: قاسم شبان‌نیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1394هـ‌). قرآن‌شناسى (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن 6). تحقیق: غلامعلی عزیزی‌کیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1395الف‌). رابطة علم و دین از منظر آیت‌الله مصباح یزدی. تحقیق: علی مصباح. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1395ب). جهان‌شناسی (مجموعة کتب آموزشی معارف قرآن 2). قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1396). نظریة حقوقى اسلام. تحقیق: محمدمهدی کریمی‌نیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1401الف‌). آموزش فلسفه. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1401ب‌). آیین پرواز. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی‌ (1401ج‌). نگاهى گذرا به نظریة ولایت فقیه. تحقیق: محمدمهدی نادری قمی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدى، محمدتقى‌ (1401د). نظریة سیاسى اسلام. تحقیق: کریم سبحانی. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
    • معلم، ‌عیسی و الهی راد، ‌صفدر‌ (1401). بررسی ابهامات دیدگاه آیت‌الله مصباح یزدی در باب قلمرو دین‌. معرفت کلامی، 13(2)، 107ـ120.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    زارعی جلال آبادی، محمدحسین، رجبی، ابوذر. (1404) سنجش راهکارهای ارائه‌شده توسط اندیشمندان مختلف در رفع تعارض علم و دین، از منظر آیت‌الله مصباح یزدی. دو فصلنامه معرفت کلامی، 16(1)، 187-205 https://doi.org/10.22034/kalami.2025.5002439.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمدحسین زارعی جلال آبادی؛ ابوذر رجبی."سنجش راهکارهای ارائه‌شده توسط اندیشمندان مختلف در رفع تعارض علم و دین، از منظر آیت‌الله مصباح یزدی". دو فصلنامه معرفت کلامی، 16، 1، 1404، 187-205

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    زارعی جلال آبادی، محمدحسین، رجبی، ابوذر.(1404) 'سنجش راهکارهای ارائه‌شده توسط اندیشمندان مختلف در رفع تعارض علم و دین، از منظر آیت‌الله مصباح یزدی'، دو فصلنامه معرفت کلامی، 16(1), pp. 187-205

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    زارعی جلال آبادی، محمدحسین، رجبی، ابوذر. سنجش راهکارهای ارائه‌شده توسط اندیشمندان مختلف در رفع تعارض علم و دین، از منظر آیت‌الله مصباح یزدی. معرفت کلامی، 16, 1404؛ 16(1): 187-205