معرفت کلامی، سال 1404، جلد شانزدهم، شماره اول، پیاپی 34، بهار و تابستان، صفحات 107-121

    تحلیل انتقادی مسأله ایمان به محال در مسیحیت

    نوع مقاله: 
    ترویجی
    نویسندگان:
    ✍️ بهزاد حمیدیه / استادیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکدة الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران / hamidieh@ut.ac.ir
    محمد انصاری اصل / استادیار گروه ادیان و عرفان، دانشکدة ادیان و عرفان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران / m.ansariasl@urd.ac.ir
    dor 20.1001.1.20088876.1404.16.1.6.5
    doi 10.22034/kalami.2025.5001635
    چکیده: 
    مسئلة پژوهش پیش رو این است که ایمان مسیحی به محالاتِ ذاتی چگونه ممکن است؟ مسیحیت بر اعتقاد راسخ به اموری همچون تجسد خداوند، رنج بردن او، مردن و سپس برخاستن او از میان مردگان بنا شده است و بر این باورهای جزم‌‌اندیشانه که بی‌‌چون‌وچرا باید پذیرفته شوند، «دگما» اطلاق می‌‌شود؛ اما این امور، محالات ذاتی و ممتنعات بالذات محسوب می‌‌شوند. روش پژوهشی این نوشتار، توصیفی ـ تحلیلی از نوع تحلیل انتقادی و با استناد به قواعد گوناگون منطقی است که بدین وسیله به تحلیل مفهوم‌‌داریِ «محالات ذاتی» پرداخته است. مهم‌ترین یافتة این نوشتار این است که ممتنعات ذاتی فاقد مفهومی محصَّل در ذهن‌اند و باید آنها را «مفهوم‌‌نما» دانست. پس از اثبات منطقی این امر، آشکار می‌‌شود که ایمان به یک ممتنع بالذات، در واقع ایمانی است بی‌‌متعلَق. در نتیجه، ازآنجاکه نمی‌‌توان به «هیچ» ایمان آورد، به‌ناگزیر باید چنین فرض کرد که یک فرد مسیحی تصویری از یک مفهوم ممکن‌‌الوجود (مفهومی موهوم و مبهم) را به ذهن آورده، بدان ایمان می‌‌آورد و به‌نادرست عنوانی ممتنع‌‌الوجود (مثلاً تجسد خدا) را بر آن مفهوم ذهنی منطبق می‌‌کند و آن‌گاه ادعا می‌‌کند که به یک محال مؤمن شده است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A critical analysis of the issue of belief in the impossible in Christianity
    Abstract: 
    Our question in this essay is how is the Christian faith possible intrinsically impossible affairs? Christianity is based on a firm belief in such things as the incarnation of God, His suffering, His death, and then His resurrection from the dead. And these dogmatic beliefs, which must be unequivocally accepted, are called "dogmas." But these are intrinsically impossible affairs. The research method of this paper is based on "formal logic" and citing various rules, which have hereby been analyzed to have the meaning of "intrinsically impossible affairs ". The most important finding of this paper is that intrinsic abstinences lack a product concept in the mind and should be considered "concept of the facade". After logically proving this, it becomes clear that belief in an inherently abstinent is, in fact, an unbelievable faith. Consequently, since one cannot believe in anything, it must inevitably be assumed that a Christian person imagines an image of a possible concept (an imaginary and vague concept), believes in it, and incorrectly refrains from it. He adapts existence (for example, the incarnation of God) to that mental concept and then claims that he has become a believer in the impossible.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حمیدیه، بهزاد، انصاری اصل، محمد. (1404) تحلیل انتقادی مسأله ایمان به محال در مسیحیت. دو فصلنامه معرفت کلامی، 16(1)، 107-121 https://doi.org/10.22034/kalami.2025.5001635.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    بهزاد حمیدیه؛ محمد انصاری اصل."تحلیل انتقادی مسأله ایمان به محال در مسیحیت". دو فصلنامه معرفت کلامی، 16، 1، 1404، 107-121

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حمیدیه، بهزاد، انصاری اصل، محمد.(1404) 'تحلیل انتقادی مسأله ایمان به محال در مسیحیت'، دو فصلنامه معرفت کلامی، 16(1), pp. 107-121

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حمیدیه، بهزاد، انصاری اصل، محمد. تحلیل انتقادی مسأله ایمان به محال در مسیحیت. معرفت کلامی، 16, 1404؛ 16(1): 107-121