معرفت کلامی، سال 1404، جلد شانزدهم، شماره دوم، پیاپی 35، پاییز و زمستان, صفحه‌ها 153-172

    ابعاد حجیت روایات طینت از دیدگاه علامه مصباح یزدی رحمه‌الله

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ مراد علی شورگشتی / استادیار گروه تفسیر و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / Shourgashti@iki.ac.ir
    dor 20.1001.1.20088876.1404.16.2.8.9
    doi Registering DOI...
    چکیده: 
    «روایات طینت» بخشی مهم از منابع نقلی انسان‌شناسی اسلامی است که از ابعاد گوناگون، کانون توجه و اختلاف پژوهشگران بوده است. ارتباط مستحکم مفاد روایات یادشده با مسائل متعدد سرشت انسان، پژوهش درباره «ابعاد حجیت» آن روایات را ضروری می‌کند. هدف پژوهش حاضر این است که با روش توصیفی ـ تحلیلی، دیدگاه علامه مصباح‌ یزدی ـ یکی از مهم‌ترین ‌پیشگامان در اسلامی‌سازی علوم انسانی ـ را نسبت به «ابعاد حجیت روایات طینت» به ‌دست آورد. بر اساس این پژوهش، از نگاه علامه مصباح‌ یزدی، روایات طینت از نظر صدور بسیار فراوان‌اند و از نظر جهت صدور برای بیان حقیقت هستند و از نظر موانع هیچ مانع معتبری آنها را رد نکرده است. البته ایشان روایات یادشده را از نظر «حدّ دلالت»، به‌سبب ظهور بدوی در جبر، متشابه می‌شمرند، اما با توجه به نسبی‌ بودن تشابه، تشابه موجود در آن روایات، قابل برطرف‌ساختن است و به حجیت آنها ضرری وارد نمی‌کند. با توجه به ابعاد یادشده، در مجموع، می‌توان نتیجه گرفت که بر اساس دیدگاه علامه مصباح‌ یزدی، رویات طینت، فی‌الجمله ـ قطع نظر از بررسی‌های تفصیلی رجالی و دلالی نسبت به هر روایت ـ معتبر و حجت‌اند و باید مفاد مطابقی، تضمنی و التزامی آنها کانون توجه و تحلیل در مسائل کلامی و انسان‌شناختی قرار گیرد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Dimensions of the Authoritativeness (Ḥujjiyya) of the Ṭīnat Traditions from the Perspective of 'Allāmah Miṣbāḥ Yazdī
    Abstract: 
    The "Ṭīnat traditions" (narrations concerning the primordial clay/nature) constitute an important part of the transmitted sources of Islamic anthropology, having been a focal point of attention and disagreement among scholars from various dimensions. The strong connection between the content of these traditions and numerous issues concerning human nature necessitates research into the "dimensions of their authoritativeness (ḥujjiyya)." The aim of this study is to ascertain, through a descriptive-analytical method, the perspective of 'Allāmah Miṣbāḥ Yazdī—one of the foremost pioneers in the Islamization of the humanities—regarding the "dimensions of the authoritativeness of the Ṭīnat traditions." Based on this research, from the viewpoint of 'Allāmah Miṣbāḥ Yazdī, the Ṭīnat traditions are abundant in terms of transmission (ṣudūr), are intended to express reality (jihāt al-ṣudūr), and no valid impediment has rejected them. However, he considers these traditions as ambiguous (mutashābih) in terms of "the extent of their signification" (ḥadd al-dalāla) due to their prima facie implication of determinism (jabr); nevertheless, given the relativity of ambiguity, the ambiguity present in these traditions is resolvable and does not impair their authoritativeness. In view of the aforementioned dimensions, it can be concluded that, according to 'Allāmah Miṣbāḥ Yazdī's perspective, the Ṭīnat traditions are, in general—apart from detailed rijalī and dalālī examinations of each tradition—valid and authoritative (ḥujja), and their constitutive, implicative, and commitment-based contents should be the focus of attention and analysis in theological and anthropological matters.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    ابعاد حجیت روایات طینت از دیدگاه علامه مصباح یزدی
    مرادعلی شورگشتی         / استاديار گروه تفسير و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی    shourgashti@iki.ac.ir
    دريافت: 22/02/1405 ـ پذيرش: 06/05/1405
    چکيده
    «روایات طینت» بخشی مهم از منابع نقلی انسان‌شناسی اسلامی است که از ابعاد گوناگون، کانون توجه و اختلاف پژوهشگران بوده است. ارتباط مستحکم مفاد روایات یادشده با مسائل متعدد سرشت انسان، پژوهش درباره «ابعاد حجیت» آن روایات را ضروری می‌کند.
    هدف پژوهش حاضر این است که با روش توصیفی ـ تحلیلی، دیدگاه علامه مصباح‌ یزدی ـ یکی از مهم‌ترین ‌پیشگامان در اسلامی‌سازی علوم انسانی ـ را نسبت به «ابعاد حجیت روایات طینت» به ‌دست آورد. بر اساس این پژوهش، از نگاه علامه مصباح‌ یزدی، روایات طینت از نظر صدور بسیار فراوان‌اند و از نظر جهت صدور برای بیان حقیقت هستند و از نظر موانع هیچ مانع معتبری آنها را رد نکرده است. البته ایشان روایات یادشده را از نظر «حدّ دلالت»، به‌سبب ظهور بدوی در جبر، متشابه می‌شمرند، اما با توجه به نسبی‌ بودن تشابه، تشابه موجود در آن روایات، قابل برطرف‌ساختن است و به حجیت آنها ضرری وارد نمی‌کند. با توجه به ابعاد یادشده، در مجموع، می‌توان نتیجه گرفت که بر اساس دیدگاه علامه مصباح‌ یزدی، رویات طینت، فی‌الجمله ـ قطع نظر از بررسی‌های تفصیلی رجالی و دلالی نسبت به هر روایت ـ معتبر و حجت‌اند و باید مفاد مطابقی، تضمنی و التزامی آنها کانون توجه و تحلیل در مسائل کلامی و انسان‌شناختی قرار گیرد.
    کليدواژه‌ها: طینت، روایات طینت، ابعاد حجیت روایات، سرشت انسان، انسان‌شناسی اسلامی، علامه مصباح یزدی.

    مقدمه
    «روایات طینت» بخشی مهم از منابع نقلی انسان‌شناسی اسلامی است که کانون توجه پژوهشگران بوده و دیدگاه‌های گوناگونی نسبت به آنها ارائه شده است (براي اطلاع از روایات طینت، ر.ک. صفار، 1404ق، ج1، ص14ـ20؛ برقى، 1371ق، ج1، ص131ـ135 و 137و 138؛ کلینی، 1407ق، ج2، ص3ـ5؛ قمي، 1404ق، ج1، ص36ـ41؛ براي اطلاع از برخی پژوهش‌ها نسبت به روایات یادشده، ر.ک. رضوانی و ذاکری، 1395، ص47ـ73؛ فدایی اصفهانی و موسوی، 1395، ص89ـ122؛ ذاکری و غلامی، 1392، ص111ـ127؛ نقی‌زاده، 1385، ص183ـ211؛ نوروزی، 1383، ص68ـ74؛ کلینی، 1407ق، ج2، ص2 و 3، حاشيه علامه طباطبائي؛ مجلسی، 1404ق، ج5، ص162؛ ج7، ص15؛ طباطبایی بروجردی، 1374، ص30ـ32؛ خوانساری، 1359).
    ارتباط مستحکم مفاد روایات یادشده با مسائل متعدد مرتبط با «سرشت انسان»، پژوهش نسبت به ابعاد حجیت روایات یادشده را ضروری می‌کند؛ زیرا «سرشت انسان» ـ که برای اشاره به آن، از واژه‌های«طینت»، «فطرت»، «هویت»، «ماهیت»، «نهاد»، «حقیقت»، «طبیعت» و «خلقت» نیز استفاده شده (براي نمونه، ر.ک. گرامی، 1392، ص107؛ شکرکن و دیگران، 1388، ج2، ص264؛ مطهری، 1387، ص187؛ واعظی، 1387، ص63 و 69؛ سهرابی‌فر، 1394، ص127، 231 و 240) ـ از مباحث مهم انسان‌شناختی است که تأثیری مبنایی در علوم مختلف انسانی ـ همچون روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، حقوق، اخلاق و علوم تربیتی ـ دارد، به‌گونه‌ای‌که برخی اندیشمندان بزرگ مسلمان، آن را «ام المسائل» (مطهری، 1389، ج2، ص63) یا «حیاتی‌ترین معارف اسلامی» (مطهري، 1389، ج13، ص786) نامیده، و در میان اندیشمندان غربی نیز به‌عنوان نمونه، برخی فلاسفه (تریگ، 1382، ص4، 13و14) نسبت به آن گفته‌اند: «هیچ موضوعی بیشتر از طبیعت آدمی مورد بحث و جدل واقع نشده» و برخی روان‌شناسان (ر.ک. شکرکن و دیگران، 1388، ج2، ص264) نیز تصریح کرده‌اند که «در آینده‌ای نزدیک، مبارزه‌ای شدید درباره سرشت انسان بین رویکردهای مختلف روان‌شناختی درخواهد گرفت» (براي اطلاع بيشتر درباره سرشت انسان در علوم مختلف انسانی، ر.ک. نقیب‌زاده و شورگشتی، 1404، ص19ـ23).
    برای «سرشت انسان» ـ که ارتباطی مستحکم با «طینت» در روایات یادشده دارد ـ تعریف‌های مختلفی بیان شده که هیچ کدام از آنها مورد اتفاق نویسندگان یا عموم ایشان نبوده است. یکی از تعریف‌ها ـ که به نظر می‌رسد از اتقان بیشتری برخوردار است ـ عبارت است از: «مجموعه‌ای از استعدادها، اعم از جسمانی و روانی، و برخی فعلیت‌ها، که پیش از تأثیر محیط مادی و اجتماعی و به‌طور غیراکتسابی در انسان‌ها موجود است» (واعظی، 1387، ص66).
    «طینت» نیز اسم مصدر (مصباح یزدی، 1392، ج1، ص69) یا مصدر نوعی (سیدی بنایی و نیک‌نام، 1399، ص120)، هم‌ریشه با «طین» ـ خاک مخلوط با آب (مصطفوی، بی‌تا، ج7، ص158) ـ از ماده «ط‌ی‌ن» ـ سرشتن (ر.ک. ازهری، بی‌تا، ج‏14، ص20؛ ابن‌فارس، بی‌تا، ج‏3، ص437) ـ شمرده شده و به سرشت، خلقت و خمیرمایه وجود انسان (آذرنوش، 1390، ص411؛ معین، 1388، ج2، ص2247) و طبیعت او (انیس و دیگران، 1374، ص574) معنا شده است. بنابراین، مفهوم آن بسیار مرتبط با «سرشت انسان» است.
    سرشت انسان ابعاد گوناگونی دارد و روایات طینت می‌توانند به هر یک از این ابعاد (به دلالت مطابقی، تضمنی یا التزامی) نظر داشته یاشند و نسبت به آنها حکمی را اثبات یا نفی کنند. براي نمونه وجود یا عدم سرشت برای انسان، مشترک یا مختلف بودن اصل سرشت انسان‌ها، متواطی یا مشکک بودن سرشت انسان‌ها در فرض اشتراک اصل آن، مؤلفه‌های تکوینی سرشت انسان، نیکی یا بدی سرشت انسان، ثبات یا تغییرپذیری سرشت انسان (نسبت به این بُعد، ر.ک. شورگشتی و نقیب‌زاده، 1398، ص5)، تأثیر سرشت انسان بر رفتار وی، تأثیر رفتار انسان بر سرشت او در مقام حدوث سرشت و در مقام بقاء آن (نسبت به این بُعد، ر.ک. شورگشتی و نقیب‌زاده، 1403، ص84).
    از حهت دیگر، با توجه به تلاش‌های فراوان اندیشمند معاصر علامه مصباح یزدی در زمینۀ اسلامی‌سازی علوم انسانی بر اساس منابع اسلامی، جمع‌‌‌‌‌آوری نکات و دیدگاه‌های ایشان نسبت به ابعاد مختلف حجیت روایات طینت و به‌کارگیری آنها برای استفاده از آن روایات و نیز برای بهره ‌بردن از سایر روایات مرتبط با علوم انسانی، در فرایند اسلامی‌سازی علوم انسانی، بسیار ضروری و راه‌گشا است.
    با توجه به جهات یادشده، این مقاله در صدد است که:
    اولاً، ابعاد مختلف حجیت روایات طینت را کانون توجه قرار دهد؛
    ثانیاً، نکات و مطالبی که در آثار علامه مصباح یزدی نسبت به آن ابعاد مطرح شده است را جمع‌آوری، بررسی و مورد نتیجه‌گیری و استنباط قرار دهد و بر اساس آن، دیدگاه نهایی ایشان را نسبت به حجیت روایات طینت، به‌ دست آورد.
    با توجه به اهمیت مسئله و نبودن پژوهشی خاص در این زمینه، ضرورت انجام چنین پژوهشی آشکار است.
    در این پژوهش، مقصود از «ابعاد حجیت» عبارت است از: چهار بُعد «صدور»، «جهت صدور»، «حدّ دلالت»، و «عدم مانع از حجیت» که در اعتبار و حجیت روایات باید کانون توجه قرار گیرند و در صورت احراز تمام آنها نسبت به روایات طینت، می‌توان آنها را دارای حجیت (اعتبار و لزوم قبول) برشمرد.
    توجه به این نکته لازم است که «ابعاد» جمع «بُعد» و به‌معنای جهات (ر.ک. بستانی، 1375، ص188) است و علت اینکه در عنوان مقاله، به‌جای واژۀ «جهات»، از واژۀ «ابعاد» استفاده شد، این است که چون یکی از جهات حجیت روایات، «جهت صدور» آنهاست؛ اگر در عنوان مقاله، واژۀ «جهات» به کار می‌رفت، در بررسی «جهت صدور»، گرفتار تعبیر «جهت جهت صدور روایات طینت» می‌شدیم. ازاين‌رو از «ابعاد» استفاده شد تا در بررسی جهت صدور، تعبیر «بُعد جهت صدور روایات طینت» به کار رود.
    همچنین باید دقت داشت که مقصود از «حجیت روایت» در این پژوهش، عبارت است از: لزوم قبول و التزام به مفاد روایت و نه صرف اشتمال بر اقتضای حجیت؛ زیرا در تمام مباحث ـ به‌ویژه مباحث معرفتی و ازجمله انسان‌شناسی ـ یک روایت، ممکن است اقتضای حجیت ـ یعنی سه بُعد صدور، جهت صدور و حدّ دلالت ـ را دارا باشد، اما از جهت ابتلاء آن به مانع (مانند قاعده عقلی قطعی معارض و یا نقل معتبر معارض) هیچ اعتبار و ارزش معرفتی نداشته باشد و مفاد آن قابل التزام نباشد.
    سؤال اصلي پژوهش عبارت است از: دیدگاه علامه مصباح یزدی نسبت به ابعاد حجیت روایات طینت چیست؟
    سؤال‌هاي فرعي بدين قرارند: ابعاد حجیت روایات طینت کدام است؟ دیدگاه علامه مصباح یزدی، نسبت به خصوص هر بُعد از ابعاد حجیت روایات طینت چیست؟
    با توجه به دیدگاه علامه مصباح یزدی نسبت به هر یک از ابعاد یادشده، آیا در مجموع، از دیدگاه ایشان، روایات طینت دارای حجیت و اعتبارند یا خیر؟
    به‌عبارت‌دیگر، آیا ایشان، مانند برخی حدیث‌پژوهان، همۀ این روایات را به ‌دلیل نقص در حجیت، کاملاً بی‌اعتبار می‌دانند؟ یا چنین نظری ندارند و این روایات را به‌طورکلی (پیش از بررسی دقیق سند و متن هر یک) معتبر می‌شمارند؟
    در این پژوهش، برای پاسخ به پرسش‌های یادشده، به روش توصیفی ـ تحلیلی، ابتدا مفاد مجموعی روایات طینت و انواع آنها (روایات مرتبط با آفرینش معصومان و روایات مرتبط با آفرینش تمام انسان‌ها) را بررسی می‌کنیم. سپس، ابعاد مختلف حجیت روایات طینت را بر اساس دیدگاه‌های مختلف، کانون توجه قرار می‌دهیم و در بررسی هر بُعد، در پی کشف دیدگاه علامه مصباح یزدی نسبت به آن بُعد هستیم. در نهایت، با توجه به مجموع نظرات ایشان نسبت به ابعاد یادشده، دیدگاه ایشان را نسبت به حجیت و اعتبار روایات طینت، استنتاج و استنباط می‌کنیم.
    1. انواع روایات طینت بر اساس مفاد آنها
    روایات طینت، از جهات گوناگون، مانند سند، مفاد، حد دلالت، منابع، راویان، قابل گروه‌بندی هستند. این روایات از جهت مفاد (مدلول) در دو گروه کلی جای دارند:
    ـ روایات ناظر به طینت خاص و ویژه پیامبر اکرم و ائمۀ اطهار؛
    ـ روایات ناظر به طینت عموم مردم.
    گروه دوم روایات نیز از جهت مفاد، در سه گروه قابل تقسیم‌بندی هستند:
    روایاتی که در آنها تنها سخن از دو طینت مطرح است: طینت ممدوح مؤمنان و و طینت مذموم کافران.
    روایاتی که در آنها سخن از سه طینت مطرح شده است: طینت ممدوح مؤمنان، طینت مذموم کافران و طینت فاقد مدح و ذم مستضعفان.
    روایاتی که هر نژاد و هر صنف از انسان‌ها را ـ و بنا بر یک احتمال، هر فرد از انسان‌ها را ـ دارای طینتی ویژه و خاص معرفی کرده است.
    بنابراین، روایات یادشده، در مجموع، در چهار گروه قابل دسته‌بندی هستند:
    1. روایات طینت خاص پیامبر و معصومان؛ 2. روایات طینت مؤمنان و طینت کافران؛ 3. روایات طینت مؤمنان، طینت کافران و طینت مستضعفان؛ 4. روایات طینت هر نژاد یا هر فرد از انسان‌ها.
    نمونه‌ای از روایات گروه اول
    «عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عِتْرَتَهُ مِنْ طِينَةِ الْعَرْشِ فَلَا يَنْقُصُ مِنْهُمْ وَاحِدٌ وَ لَا يَزِيدُ مِنْهُمْ وَاحِدٌ» (صفار، 1404ق‏، ج‏1، ص17)؛ از امام صادق نقل شده است که فرمود: همانا خداوند متعال پیامبر اکرم و اهل‌بیتش را از طینت عرش آفرید، پس از ایشان، هیچ فردی کم نمی‌گردد و از ایشان، هیچ‌کس افزون نمی‌شود.
    ـ «أَشْهَدُ أَنَّ... طِينَتَكُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ... خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً... (ر.ک. صدوق، 1413ق، ج2، ص613. بخشی از زیارت جامعۀ کبیره)؛ گواهی می‌دهم که همانا... طینت شما یکی است، طیب است و طاهر... خداوند شما را به صورت نورهایی آفرید... .
    ـ «عَنْ نَوْفِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْبِكَالِيِّ، قَالَ: قَالَ لِي عَلِيٌّ: يَا نَوْفُ، خُلِقْنَا مِنْ طِينَةِ طَيِّبَةٍ...» (طوسی، 1414ق، ص576)؛ از نوف بن عبدالله بکالی نقل شده که گفت: امیرالمؤمنین فرمود: ای نوف! ما (اهل‌بیت) از طینتی طیب ـ پاک ـ آفریده شده‌ایم... .
    نمونه‌ای از روایات گروه دوم
    «عَنْ أَبِي‌جَعْفَرٍ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ الْخَلْقَ فَخَلَقَ مَنْ أَحَبَّ مِمَّاأَحَبَّ وَ كَانَ مَا أَحَبَّ أَنْ‌خَلَقَهُ مِنْ طِينَةِ الْجَنَّةِ وَ خَلَقَ مَنْ أَبْغَضَ مِمَّا أَبْغَضَ‌وَ كَانَ مَا أَبْغَضَ أَنْ خَلَقَهُ مِنْ طِينَةِ النَّارِ» (کلینی، 1407ق، ج2، ص10)؛ از امام صادق نقل شده است که فرمود: همانا خداوند متعال، مخلوقات را آفرید؛ پس افرادی را که دوست داشت از آنچه محبوبش بود آفرید و محبوبش عبارت بود از اینکه او را از طینت بهشت آفرید و افرادی را که بر ایشان غضب داشت، از آنچه مبغوضش بود آفرید و مبغوضش عبارت بود از اینکه او را از طینت آتش آفرید.
    نمونه‌ای از روایات گروه سوم
    «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ طِينَةِ الْجَنَّةِ وَ خَلَقَ الْكَافِرَ مِنْ طِينَةِ النَّارِ... قَالَ وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الطِّينَاتُ ثَلَاثٌ طِينَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُؤْمِنُ مِنْ تِلْكَ الطِّينَةِ... وَ قَالَ طِينَةُ النَّاصِبِ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَ أَمَّا الْمُسْتَضْعَفُونَ فَمِنْ تُرابٍ...» (کلینی، 1407ق، ص3)؛ از امام صادق روایت است که فرمود: خداوند متعال مؤمن را از طینت بهشت و کافر را از طینت آتش آفرید... او نقل کرده است که از امام شنیدم که می‌فرمود: طینت‌ها سه گونه‌اند: طینت پیامبران، که مؤمنان از آن طینتند... و فرمود: طینت ناصبی از «حَمَإ مَسْنُون» ـ گلی بدبو ـ است و اما مستضعفان پس از خاکند... .
    نمونه‌ای از روایات گروه چهارم
    «... عَنْ مَالِكِ بْنِ دِحْيَةَ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمنِيِنَ وَ قَدْ ذُكِرَ عِنْدَهُ اخْتِلَافُ النَّاسِ فَقَالَ إِنَّمَا فَرَّقَ بَيْنَهُمْ مَبَادِئُ طِينِهِمْ‏ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ كَانُوا فِلْقَةً مِنْ سَبَخِ‏ أَرْضٍ وَ عَذْبِهَا وَ حَزْنِ تُرْبَةٍ وَ سَهْلِهَا فَهُمْ عَلَى حَسَبِ قُرْبِ أَرْضِهِمْ يَتَقَارَبُونَ وَ عَلَى قَدْرِ اخْتِلَافِهَا يَتَفَاوَتُونَ فَتَامُّ الرُّوَاءِ نَاقِصُ الْعَقْلِ وَ مَادُّ الْقَامَةِ قَصِيرُ الْهِمَّةِ وَ زَاكِي الْعَمَلِ قَبِيحُ الْمَنْظَرِ وَ قَرِيبُ الْقَعْرِ بَعِيدُ السَّبْرِ وَ مَعْرُوفُ الضَّرِيبَةِ مُنْكَرُ الْجَلِيبَةِ وَ تَائِهُ الْقَلْبِ مُتَفَرِّقُ اللُّبِّ وَ طَلِيقُ اللِّسَانِ حَدِيدُ الْجَنَان» (نهج البلاغه، 1414ق، ص354)؛ از مالك ابن دحيه روايت كرده كه او گفت: ما نزد اميرالمؤمنين بوديم كه سخن از اختلاف مردم ـ نيكى و بدى اندام و اخلاق و رفتارشان ـ پيش آمد، آن بزرگوار فرمود: مبدأ طينت‌ها و سرشت‌هايشان بين آنها جدايى انداخته و اين براى آن است كه ايشان قطعه و تكه‏اى بودند از زمين شور و شيرين و خاك درشت و نرم، پس ايشان به اندازه نزديك‌ بودن زمينشان با هم نزديك هستند، و به قدر اختلاف و جدايى آن زمين، با هم فرق دارند. پس گاهى مي‌شود كه نيكومنظر كم‌عقل، و بلندقد كوتاه‌همت، و نيكوكردار زشت‌رو، و كوتاه‌قامت دورانديش، و نيكوطبيعت خصلت‌بد برخودبسته، و حيران و سرگشته‌دل پراكنده و پريشان‌عقل، و خوش‌زبان تيزدل ـ دانا و بينا ـ است (فیض الاسلام، 1379، ج4، ص731).
    2. ابعاد حجیت روایات طینت
    حجیت روایات طینت، از چهار بُعد، باید کانون توجه و دقت قرار گیرد:
    ـ صدور (سند)؛
    ـ جهت صدور؛
    ـ حدّ دلالت؛
    ـ عدم مانع.
    1ـ2. بُعد صدور روایات طینت
    مقصود از بررسی «بُعد صدور روایات طینت»، بررسی سندی آنها است.
    نسبت به سند روایات طینت دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد.
    برخی حدیث‌پژوهان، روایات طینت را از بُعد سندی، مردود و یا ضعیف شمرده‌اند.
    براي نمونه، سيد مرتضي علم‌الهدي روایات طینت را در حد خبر واحد و بنا بر دیدگاه خود نسبت به روایات آحاد ـ مبنی‌بر عدم حجیت هر گونه خبر واحد (ر.ک. علم‌الهدی، 1405ق؛ ج1، ص24؛ ج3، ص309) ـ آنها را فاقد حجیت و غیرقابل استدلال می‌شمرد (ر.ک. موسوی جزایری، بی‌تا، ج1، ص293).
    روشن است که این دیدگاه نسبت به روایات طینت، در فرض خبر واحد شمردن آنها، مقتضای مبنای تمام اندیشمندانی است که خبر واحد را حجت نمی‌دانند (ر.ک. تونی، 1415ق، ص159). ایشان، اختلاف علمای اصول فقه نسبت به حجیت خبر واحدِ عاری از قرائن قطعیه را نقل می‌کند و مدعی است که بیشتر علمای اصول فقه (مثل سيد مرتضى، ابن‌زهره، ابن‌براج، ابن‌ادريس، ابن‌بابويه در ظاهر كتاب الغيبة، ظاهر كلام محقق و ظاهر کلام شیخ طوسی) آن را حجت نمی‌دانند. سپس ادعا می‌کند که «بل نحن لم‌ نجد قائلا صريحا بحجّيّة خبر الواحد ممّن تقدّم على العلاّمة» و از سید مرتضی هم نقل می‌کند که علمای شیعه، بالاجماع، خبر واحد را همچون قیاس ـ بدون هیچ فرقی میان آن دو ـ حجت نمی‌دانند).
    علامه شعرانی نیز نسبت به روایات باب اول، جلد دوم کافی با عنوان «باب طينة المؤمن و الكافر» تصریح کرده‌اند که در باب اول این کتاب، حدیثی که بر سند آن اعتماد شود، وجود ندارد، بلکه همۀ احادیث آن، به‌گونه‌ای ضعیف‌اند (ر.ک. مازندرانى، 1382ق، ج8، ص4. البته ایشان، در ادامه بیان کرده است که در دو باب بعدی، روایات حسنه یا موثقه وجود دارد، اما آنها مخالفت با اصول مذهب همچون عدل و لطف هستند).
    در مقابل، برخی حدیث‌شناسان، صریحاً روایات طینت را متواتر و یا بالاتر از حدّ تواتر شمرده‌اند. براي نمونه، شیخ حر عاملی تصریح کرده است که از دیدگاه ایشان، احادیث درباره مفاد باب طینت، بسیار زیاد است و به تحقیق که از حد تواتر فراتر رفته است (ر.ک. حر عاملى، 1418ق، ج1، ص419 و420).
    سیدنعمت الله جزائری نیز در مقام رد حدیث‌پژوهانی همچون سید مرتضی ـ که روایات طینت را خبر واحد و غیرحجت شمرده‌اند ـ تصریح می‌کند که راویان شیعه، این روایات را با سندهای فراوان در کتاب‌های اصول و غیر آنها نقل کرده‌اند و جایی برای رد آن روایات و حکم به خبر واحد بودن آنها باقی نمی‌ماند، بلکه آن روایات، مستفیض و بلکه متواتر‌اند (ر.ک. موسوی جزایری، بی‌تا، ج1، ص293).
    آقا جمال‌الدین خوانساری نیز بعد از اینکه سند برخی روایات طینت را ضعیف و سند برخی دیگر را معتبر و در حد حسن، موثق یا صحیح شمرده، مفاد مشترک آنها را قریب به متواتر معنوی شمرده و می‌نویسد: کثرت آنها به مرتبه‌ای است که قدر مشترک آنها قریب به تواتر شده است (خوانساری، 1359، ص63).
    گروه سومی از اندیشمندان، روایات یادشده را از بُعد صدور، مستفیض یا متظافر دانسته‌‌‌‌اند. براي نمونه، علامه طباطبائی فرموده‌اند: «الأخبار في هذه المعاني كثيرة، متظافرة» (طباطبائی، 1390ق، ج1، ص121) و «الروايات في هذا المعنى كثيرة جدا» (طباطبائي، 1390ق، ج8، ص98).
    دیدگاه علامه مصباح یزدی
    در آثار علامه مصباح یزدی مشاهده نمی‌شود که ایشان به صورت مستقل و جامع، به بررسی صدور احادیث طینت پرداخته باشند، اما در مواردی، ایشان، روایات یادشده را با تعبیر «روایات فراوان» (مصباح یزدی، 1392، ج1، ص69) یا «روایات بسیار» (مصباح یزدی، بی‌تا، ص1) یاد کرده‌اند. این تعبیر ممکن است اشاره به همان تواتر و یا ـ حداقل و قدر متیقن ـ استفاضه‌ای باشد که در کلام حدیث‌پژوهان وجود دارد.
    به‌علاوه، در سخنان و آثار ایشان، قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد روایات طینت، فی‌الجمله ـ قطع نظر از بررسی رجالی نسبت به‌خصوص هر روایت ـ از جهت صدور، معتبر است.
    قرینۀ اول: تصریح به اختلاف طینت معصومان با طینت سایر انسان‌ها بر اساس مفاد برخی روایات طینت
    علامه مصباح یزدی، بر اساس روایات، نسبت به پیامبر اکرم و ائمه چنین معتقدند که انعقاد نطفه و طینت ایشان، با بقیه مردم متفاوت و ممتاز بوده و دارای کمالاتی هستند که در فرشتگان و سایر پیامبران، وجود ندارد و چنین تصریح فرموده‌اند:
    اصولاً رسول اکرم و ائمه، طبق روایاتى که داریم، قبل از این عالم، در ظل عرش، انوارى بوده‌اند. [ایشان] در انعقاد نطفه و طینت از بقیه مردم امتیاز داشته‌اند و مقاماتى دارند الى ما شاءَالله؛... چنان‌که به‌حسب روایات، این مقامات معنوى براى حضرت زهرا هم هست (مصباح یزدی، 1397، ص211).
    قرینۀ دوم: قبول و شرح مفاد روایت بکالی (یکی از روایات طینت) و تشبیه مفاد آن به مفاد خطبه متقین در نهج‌البلاغه
    ایشان نسبت به روایت بکالی، که یکی از مهم‌ترین روایات طینت است، شرحی مبسوط ارائه داده‌ و از آن روایت با تجلیل یاد، و نکات معارفی ویژه‌ای از آن استفاده کرده‌اند. روشن است که چنین تجلیل و استفاده‌ای از روایت، فرع بر قبول اصل سند آن روایت و یا حداقل عدم وجود مانعی سندی از حجیت آن است.
    برخی نکات مهم که ایشان نسبت به روایت یادشده، فرموده‌اند، چنین است:
    نوف‌ بن‌ عبدالله بکالی، یکی از اصحاب خاص و غلام و دربان امیر مؤمنان بوده است. ... وی آن‌قدر به حضرت علی نزدیک بوده و با ایشان حشرونشر داشته که برخی شب‌ها در کنار بستر آن حضرت می‌خوابیده است. وی روایات پرشماری را از آن حضرت نقل کرده است که از مضامین متعالی و معارفی ارزشمند برخوردارند. در یکی از آن روایت‌ها نوف می‌گوید: قَالَ لِی عَلِی، يَا نَوْف خُلِقْنَا مِنْ طِینَةٍ طَيِّبَةٍ وَخُلِقَ شِیعَتُنَا مِنْ طِینَتِنَا فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أُلْحِقُوا بِنَا... پس از آنکه نوف به طهارت سرشت شیعه و اشتراک آن با سرشت ائمه اطهار پی می‌برد، علاقه‌مند می‌شود که از زبان نورانی و دُرافشان امیر مؤمنان درباره ویژگی‌های شیعیان بشنود... (مصباح یزدی، 1392، ج1، ص68-70).
    علامه مصباح یزدی، در جایی دیگر، مفاد روایت یادشده را شبیه خطبۀ متقین نهج ‌البلاغه می‌شمرند و در شرح آن، چنین تصریح می‌کنند:
    روايتي را نوف بِكالي نقل کرده که مضمونش شبيه خطبه متقين است كه حضرت علي در نهج‌البلاغه براي همام بيان فرموده است. نوف بكالي يكي از اصحاب خاص و حاجب اميرالمؤمنين است... . وي نقل مي‌کند... حضرت فرمودند: يَا نَوْفُ، خُلِقْنَا مِنْ طِينَةٍ طَيِّبَةٍ؛ ما اهل‌بيت از يك گل و سرشت پاك آفريده شده‏ايم. وَ خُلِقَ شِيعَتُنَا مِنْ طِينَتِنَا؛ شيعيان ما هم از همان گل آفريده شده‏اند... پس، بر اساس اين روايت که مي‏فرمايد: شيعيان ما از طينت خود ما خلق شده‏اند؛ يعني آنان با ما سنخيتي دارند و نورانيتي در وجود آنها هست. فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أُلْحِقُوا بِنَا؛ روز قيامت آنها به ما ملحق مي‏شوند. حضرت به گونه‌اي مباحث را مطرح مي‌کند که براي نوف سؤال ايجاد شود. قَالَ نَوْفٌ فَقُلْتُ: صِفْ لِي شِيعَتَكَ يَا أَمِيرَالْمُومِنِينَ؛ وي مي‌پرسد: اوصاف
    اين شيعياني كه مي‏گويي از طينت شما هستند و به شما ملحق مي‏شوند چيست؟ فَبَكَي لِذِكْرِي شِيعَتَهُ... (مصباح یزدی، بی‌تا، ص1).
    بنابراین، با توجه به تعابیر علامه مصباح يزدي نسبت به بُعد صدور روایات طینت و با توجه به دو قرینۀ یادشده، می‌توان ادعا کرد که از دیدگاه ایشان، روایات طینت از بُعد صدور، فی‌الجمله ـ قطع نظر از بررسی تفصیلی هر روایت ـ دارای حجیت و اعتبارند.
    2ـ2. بُعد جهت صدور روایات طینت
    گروهی از حدیث‌پژوهان، همۀ روایات طینت یا برخی از آنها را به جهت هماهنگی ظهور ـ بدوی ـ آنها با
    مذهب اشاعره مبنی‌بر جبر، حمل بر تقیه کرده‌اند. گروهی نیز‌، تقیه‌ای بودن صدور آن روایات را ممکن و
    محتمل شمرده‌اند.
    براي نمونه، علامه مجلسی، یکی از دیدگاه‌ها نسبت به روایات طینت را، حمل بر تقیه شمرده و در تعلیل آن می‌گوید: «... یکی از دیدگاه‌ها نسبت به روایات طینت این است که آنها حمل بر تقیه می‌‌شوند؛ زیرا که این روایات موافق با روایات عامه و نیز مذهب اشاعره [دیدگاه جبر] که بیشتر عامه‌اند می‌باشند و نیز به جهت مخالفت ظاهر این روایات با روایات اختیار و قدرت» (مجلسی، 1403ق، ج5، ص260).
    آقا جمال‌الدین خوانساری نیز در شرح روایات طینت، نسبت به احتمال و امکان حمل آنها بر تقیه، چنین می‌نویسد: «... و در طرق اهل‌سنت نیز احادیث بر وفق آنها [روایات طینت] وارد شده، نهایت، بسا باشد که به اعتبار این معنی، بعضی از آنها بر تقیه محمول تواند شد» (خوانساری، 1359، ص63).
    آیت‌الله بروجردی نیز، هرچند که روایات طینت را حمل بر جهت تقیه نکرده‌اند، اما در بیانی همسو با آن، ظهور آن روایات در جبر را نتیجۀ نقل غیردقیق معنا توسط راویان، و استفاده ایشان از الفاظ و اصطلاحاتِ رایج میان اکثریتِ معتقد به جبر در جامعۀ آن‌روز، و به‌کارگیری الفاظ هماهنگ با فضای فکری ایشان می‌دانند (طباطبائی بروجردی، 1374، ص31 و32).
    دیدگاه علامه مصباح یزدی
    در آثار علامه مصباح یزدی مشاهده نمی‌شود که ایشان روایات طینت یا برخی از آنها را از بُعد جهت صدور، تقیه‌ای یا محتمل در تقیه ‌بودن شمرده باشند.
    این امر که ایشان، با وجود اینکه در مواردی، در مقام شرح برخی روایات طینت ـ مانند روایت بکالی که در بررسی بُعد صدور، اشاره شد ـ بوده‌اند و درعین‌حال، هیچ اشاره‌ای به نظریه و احتمال تقیه‌ای بودن آن روایات نکرده‌اند، قرینه اطمینان‌بخشی است بر اینکه ایشان، احتمال یادشده را منتفی و آن روایات را در صدد تبیین واقع می‌دانسته‌اند.
    به‌علاوه، ایشان در مواردی دیگر ـ که در ادامه، در بررسی بُعد «عدم مانع» خواهد آمد ـ نسبت به ظهور بدوی روایات طینت در جبر، در مقام توجیه و تأویل آن روایات برآمده و برای اثبات سازگاری آنها با اختیار انسان، سه جواب و راه‌حل را تبیین فرموده‌اند (ر.ک. مصباح یزدی، 1393، ص375ـ380). این امر نیز قرینه دیگری است بر اینکه ایشان نسبت به آن روایات، احتمال صدور به جهت تقیه را منتفی می‌دانسته‌اند و الا با وجود چنین احتمالی، اساساً نیازی به آن توجیه و تأویل‌های سه‌گانه نبوده است؛ زیرا با وجود این احتمال و عدم نفی آن نسبت به یک روایت، با توجه به قواعدی همچون «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» (ر.ک. وحید بهبهانی، 1415ق، ص198؛ مظفر، 1430ق، ج‏3، ص141) و «الشک فی الحجیه مساوق للقطع بعدم الحجیه» (ر.ک. خوئی،1422ق، ج1، ص128) آن روایت از اساس فاقد حجیت و اعتبار است و نیازی به توجیه و تأویل آن نیست.
    3ـ2. بُعد حدّ دلالت روایات طینت
    یکی از ابعاد مهم در حجیت روایات، بُعد حدّ دلالت آنهاست. به‌این‌معنا که بررسی شود آیا دلالت روایت، در حد نص و تصریح است یا در حد ظهور، یا در حد احتمال یا حد تشابه و...؟
    روایتی که دلالت آن در حد نص ـ و تصریح ـ باشد، از بُعد حدّ دلالت ـ و با فرض اعتبار صدور و وجود سایر شرایط حجیت ـ به جهت قطعیت دلالت و ذاتی بودن حجیت قطع، حجت است، اما روایتی که دلالت آن در حدّ ظهور، باشد، حجیت آن نیازمند اثبات است و ادله متعددی بر حجیت ظهور اقامه شده است. روایتی هم که دلالت آن در حد احتمال، یا دارای اجمال و تشابه باشد، به دلیل روشن نبودن آن، قابلیت استدلال ندارد (ر.ک. مظفر، 1430ق، ج‏3، ص18، المناط في إثبات حجّية الأمارة).
    دیدگاه علامه مصباح یزدی
    نسبت به حدّ دلالت روایات طینت، دیدگاه‌هایی مبتنی‌بر تشابه آنها وجود دارد (ر.ک. مجلسی، 1403ق، ج5، ص260) که علامه مصباح يزدي قائل به همین دیدگاه بوده و چنین تصریح فرموده‌اند: «در هر حال، روایات طینت از شمار روایات متشابه است که هر کسی نباید به آنها وارد شود» (مصباح ‌یزدی، 1392، ج1، ص70).
     شبهه عدم اعتبار متشابه
    متشابه شمرده شدن روایات طینت در سخنان علامه مصباح يزدي ممکن است این شبهه را به ذهن متبادر کند که در صورت تشابه دلالت روایات یادشده، آن روایات، از دیدگاه ایشان، غیرقابل استدلال است. همان‌گونه که علامه مجلسی بعد از نقل 67 روایت از روایات طینت و روایات همسو با آنها (مجلسی، 1403ق، ج5، ص225ـ260)، نسبت به مفاد آنها فرموده‌اند: «اعلم أن أخبار هذا الباب من متشابهات الأخبار و معضلات الآثار و لأصحابنا رضي الله عنهم فيها مسالك...» (بدان که روایات این باب ـ طینت و میثاق ـ جزء روایات متشابه و نقل‌های مشکل است و اندیشمندان ما نسبت به ـ توجیه مفاد ـ آنها راه‌هایی دارند.)، و بعد از اشاره به چند دیدگاه در تفسیر و توجیه آن روایات و وجود اشکال در آن دیدگاه‌ها، تصریح کرده‌اند: «ترك الخوض في أمثال تلك المسائل الغامضة التي تعجز عقولنا عن الإحاطة بكنهها أولى...»؛ وارد نشدن در چنان مسئله‌های مشکلی که عقل‌های ما عاجز از احاطه به کنه آنهاست، بهتر است.... (ر.ک. مجلسي، 1403ق، ج5، ص260 و261).
    بنابراین، جای این پرسش هست که چرا ایشان با وجود متشابه ‌شمردن روایات یادشده، در مقام توجیه (ر.ک. مصباح یزدی، 1393، ص375ـ380) یا تفسیر و استدلال به مفاد آنها (ر.ک. مصباح یزدی، 1397، ص211؛ مصباح یزدی، 1392، ج1، ص68-70) برآمده‌اند؟
    پاسخ
    پاسخ شبهه یادشده این است که محکم و متشابه بودن یک متن، از جهات مختلف، نسبی است. مثلاً:
    نسبیت از جهت اشخاص. به‌این‌معنا که یک متن، نسبت به فرد آگاه به قرائن، محکم و همان متن نسبت به فرد جاهل به قرائن، متشابه است.
    نسبیت از جهت حالات. به‌این‌معنا که یک متن، نسبت به یک فرد، در حالت جهل او به قرائن، متشابه است و همان متن، نسبت به همان فرد، در صورت عالم شدن او به قرائن، محکم می‌گردد.
    نسبیت از جهت بخش‌های مختلف یک متن. به‌این‌معنا که یک متن، ممکن است صدر آن به جهت وجود قرائن، محکم باشد و ذیل همان متن، به جهت خفاء قرائن، متشابه باشد.
    علامه مصباح يزدي در مورد نسبیت در احکام و تشابه آیات قرآن کریم ـ که قابل تعمیم به تمام متون است ـ معتقدند که برخی آیات قرآن، جهات و ابعاد گوناگونی دارند و ممکن است در برخی جهات و ابعاد، صریح و محکم و در برخی دیگر، دارای چند احتمال مختلف و به‌عبارتی، «متشابه» باشند. از جهت دیگر، آیات متشابه با ارجاع به آیات محکم، از تشابه خارج و به محکم تبدیل می‌شوند و ازاين‌رو تشابه آیات قرآن، نسبی است. در برخی روایات مرتبط با مسئلۀ محکم و متشابه نیز دلالت بر نسبی بودن متشابه، وجود دارد. مثل اخباری که پیامبر را برترین راسخان در علم و ایشان و ائمه را عالم به تفسیر و تأویلِ همه آیات معرفی می‌کند
    (ر.ک. مجلسی، 1403ق، ج17، ص130) و روایاتی که عنوان «متشابه» را بر آیاتی تطبیق می‌د‌هد که بر بعضی افراد که به آنها آگاهی ندارند، متشابه شده است (ر.ک. عیاشی،1380ق، ج1، ص162؛ مجلسی، 1403ق، ج93، ص11و12). پس بنا بر دیدگاه ایشان، امکان دارد که یک آیه، قبل از ارجاع آن به آیه‌ای محکم، دارای تشابه باشد، ولی بعد از ارجاع، تشابه آن مرتفع گردد. یا ممکن است یک آیه برای شخص عالم به تفسیر و تأویل آن، محکم باشد و همان آیه، برای شخص جاهل به تفسیر و تأویل، دارای تشابه باشد. ایشان، آیات و روایاتی که فهم و تفسیر آیات را بر اساس درجه‌های کمال انسان‌ها، دارای مراتب می‌شمرند، مؤيد این ادعا می‌شمرند (ر.ک. مصباح یزدی، 1394، ج2، ص193 و194).
    با توجه به نسبیت احکام و تشابه در متون، بنا بر دیدگاه علامه مصباح یزدی، نسبت به متشابه شمرده شدن روایات طینت نیز می‌توان گفت که:
    اولاً، با کسب علوم مورد نیاز برای فهم روایات و نیز توجه به قرائن، می‌توان تشابه روایات را رفع و دلالت آنها را روشن ساخت. بر همین اساس علامه مصباح يزدي، بعد از متشابه شمردن روایات طینت، تصریح فرموده‌اند که «بحث درباره آنها [روایات طینت]، به دانش و اطلاعات کافی و دقت و تعمق فراوان نیازمند است» (مصباح یزدی، 1392، ج1، ص70) و درجای دیگر، بیان کرده‌اند که «در روايات اخلاقی ـ مانند بخشی از روایات طینت، که اخلاقی است و خود علامه مصباح، در صدد تبیین آنها بوده‌اند ـ هم مانند روايات فقهي عام و خاص، حاکم و محکوم و وارد و مورود وجود دارد» (مصباح یزدی، بی‌تا، ص1). بنابراین، از دیدگاه ایشان، برای فهم روایات طینت و رفع تشابه آنها، قرائن و علوم بسیاری، به‌ویژه دانش اصول فقه باید کانون توجه قرار گیرند.
    ثانیاً، متشابه ‌خواندن روایات طینت در سخنان علامه مصباح یزدی، از جهت دلالت بدوی آنها بر جبر است و بر همین اساس، ایشان ـ همان‌گونه که در ادامه بیان خواهد شد ـ در صدد برآمده‌اند که مفاد آنها را به صورتی تفسیر و تبیین کنند که قابل جمع با اختیار انسان باشد (ر.ک. مصباح یزدی، 1393، ص375ـ380). پس ممکن است از دیدگاه ایشان، مفاد آنها از جهت دلالت بر جبر متشابه، نیازمند تأمل و جمع‌آوری قرائن باشد؛ ولی تشابه از این جهت، منافات ندارد که مدلول روایات یادشده، از جهات دیگر، (مانند دلالت بر اختلاف سرشت انسان‌ها، تبعیت تکوینی (صدور) رفتار انسان‌ها از سرشت ایشان، تبعیت ارزشی (نیکی و بدی) رفتار انسان‌ها از نیکی و بدی سرشت ایشان، ثبات یا تغییرپذیری سرشت انسان‌ها و...) غیر متشابه باشد.
    بنابراین، نسبت به حد دلالت روایات طینت، باید توجه داشت که در یک روایت، ممکن است بخش‌های مختلف آن، حدّ دلالت‌های مختلف داشته باشند؛ به‌این‌معنا که مثلاً صدر روایت، صریح، وسط آن متشابه و ذیل آن، در حدّ ظاهر باشد و همان بخش متشابه نیز، با جمع‌آوری قرائن و توجه به آنها، از تشابه خارج و تبدیل به ظاهر یا صریح گردد.
    4ـ2. بُعد عدم مانع از التزام به روایات طینت
    برای حجیت یک روایت، علاوه بر احراز ابعاد «صدور»، «جهت صدور» و «حدّ دلالت»، باید موانع از حجیت روایت نیز منتفی باشند.
    نسبت به روایات طینت، اموری، مانع از حجیت آنها تلقی شده یا ممکن است به‌عنوان مانع تلقی گردد. براي نمونه:
    1. وجود تعارض میان خود روایات طینت (مثلاً، بر اساس آنچه که در بخش «انواع روایات طینت بر اساس مفاد آنها» گذشت، ادعا شود که برخی روایات طینت، دلالت بر وجود دو نوع طینت، برخی دیگر دلالت بر وجود سه نوع طینت و گروه سومی دلالت بر تعدد طینت‌ها به تعداد افراد انسان دارد. بنابراین، این سه گروه متعارض‌اند و در صورت عدم مرجح، هیچ‌کدام حجت نیستند).
    2. وجود آیات یا روایات مخالف با مفاد روایات طینت (ر.ک. مازندرانى، 1382ق، ج8، ص4، حاشیه علامه شعرانی).
    3. دلالت آن روایات بر جبر (ر.ک. مازندرانی، 1382ق، ج8، ص4؛ موسوی جزایری، بی‌تا، ج1، ص290).
    4. مخالفت مفاد آنها با عدالت الهی در مقام آفرینش (ر.ک. مازندرانی، 1382ق، ج8، ص4؛ سیدی بنایی و نیک‌نام، 1399، ص143).
    5. مخالفت مفاد آنها با عدالت الهی در مقام جزاء (ر.ک. خوانساری، 1359، ص13و14؛ حر عاملى، ‏1418ق، ج1، ص419 و420).
    دیدگاه علامه مصباح يزدی
    علامه مصباح یزدی، از میان موانع حجیت روایات طینت، تنها به شبهۀ جبر پرداخته و در حلّ آن، سه راه را ارائه داده‌اند. ایشان در تبیین شبهه جبر در روایات طینت فرموده‌اند که در میان اخبار، برخی بر اساس ظاهر ابتدایی خود، هماهنگ با جبر و موهم عدم اختیار انسان است، مثل روایات مربوط به طینت انسان با این محتوا که خداوند متعال، انسان‌ها را از دو طینت بد و خوب خلق کرده و این شبهه را ایجاد می‌کند که انسان‌های دارای طینت بد، مجبورند کار بد انجام دهند و انسان‌های دارای طینت خوب، بالاجبار کار خوب از ایشان صادر می‌گردد. ایشان در مقام پاسخ به این شبهه، سه پاسخ را مطرح می‌کنند (ر.ک. مصباح یزدی، 1393، ص375ـ380).
    پاسخ اول
    این روایات، در مقام بیان مقتضی رفتار نیک و بد است و نه بیان علت تامه صدور رفتار نیک و بد. به‌این‌معنا که افرادی که از طینت نیک خلق شده‌اند، آن طینت، مقتضی این است که جهت خیر را در او تقویت کند و افرادی که از طینت بد آفریده شده‌اند، اقتضای رفتار بد در آنها بیشتر است و نه اینکه طینت بد آنها، ایشان را ملزم و مجبور به رفتار بد کند. مثل تولد فرزند از راه مشروع و از پدری صالح، در برابر فرزند حاصل از زنا، که در دومی، اقتضای صدور گناه بیشتر است، ولی مجبور بر آن نیست (مصباح یزدی، 1393، ص375).
    پاسخ دوم
    طینت و طبیعت انسان‌ها، دخالتى در خوب و بد شدن ندارد، بلکه خداوند متعال، از قبل علم داشته است که چه افرادی بر اساس اختیار خود، راه نیک و چه افرادی، راه بد را انتخاب می‌کنند. بر اساس آن علم سابق، گروه اول را از طینت خوب و گروه دوم را از طینت بد خلق کرده است. مثل باغبانى که هر گُل را متناسب با طبیعت و رشد و نموّ آن، در گلدان مناسب آن قرار مى‌دهد. گلدان تأثیرى بر خوب یا بد شدن آن گل ندارد. طینت هم فقط ظرفى ‌است که متناسب است با روحى که بناست با اختیار خودش، خوب یا بد گردد و ظرفِ طینت، نقشی در خوب و بد شدن افراد ندارد (مصباح یزدی، 1393، ص376).
    پاسخ سوم
    اینکه طینت را به‌معناى متعارف این‌‌جهانی که به ذهن ما مى‌آید، نگیریم، بلکه مقصود از طینت (و یا ماء عذب و مالح که در برخى روایات وارد شده است)، طینت این‌جهانى نباشد، چنان‌که علّیّین در آیۀ «إِنَّ كِتابَ الأَْبْرارِ لَفِی عِلِّیِّین» (مطففین: 18) و سجیّن در آیۀ «إِنَّ كِتابَ الفُجّارِ لَفِی سِجِّین» (مطففین: 7) حقايقی در این عالم دنیوی نیستند، بلکه حقایقی مربوط به عالمى دیگر و دارای نظامی دیگر است.
    علامه مصباح یزدی، در پاسخ سوم، براى تقریب به ذهن، از مباحثى که در معقول، مطرح می‌شود کمک می‌گیرند و می‌فرمایند که وجود، داراى مراتب ‌است و مرتبۀ پایین وجود، معلول مرتبۀ بالاتر خود است. آنچه در این عالم دنیوی هست، بر حسب طبیعت این عالم، داراى شئون گوناگون، و وجود آن در پهنۀ زمان و مکان گسترده است، اما در عالم بالاتر با یک وجود جمع‌تر، موجود است؛ یعنی همان تعبیر «المتفرّقات فى وِعاء الزّمان مجتمعات فى وعاء الدّهر». ایشان در ادامه فرموده‌اند که شاید بتوان این مطلب را تطبیق کرد بر آنچه که در قرآن با تعبیر «خزائن» آمده است: «وَإِنْ مِنْ شَیْء إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَر مَعْلُوم» (حجر: 21)، که در تفسیر آن، بیان شده که خزائن الهى، بسیار وسیع‌تر از این جهان، و از جهت مرتبۀ وجود، کامل‌تر از مرتبۀ این عالم است و ویژگى کمال آن، مرتبۀ «جمعیت و بساطت» آن است.
    ایشان در تکمیل پاسخ سوم فرموده‌اند که اگر موجودى را در نظر بگیریم که در طول چندین سال در عالم ما بوده است و در هر لحظه، برای او اتفاقاتی افتاده است و نسبت آن اتفاقات، فعل و انفعالات داشته؛ حال اگر همین موجود، در وجود جمعى موجود گردد، هرچه از شئون وجودى او که در پهنۀ زمان و مکان گسترده است، در آنجا با یک وجود جمعى موجود مى‌گردد. پس اگر در این عالم، موجودی مجبور است، آن وجودى هم که در آن جهان تحقق مى‌یابد، موجودی مجبور است و اگر در این عالم، موجودی مختار است، در عالم بالاتر نیز، به صورت موجودی مختار وجود دارد، لکن وجودی واحد و بسیط. بنابراین مى‌توان گفت: «تمام شئون انسان بى‌آنکه برخى را به طینت نسبت دهیم و برخى را به اختیار؛ همه، یکجا، در آنجا موجود است... لازمۀ طینتى که انسان از آن آفریده شده، این نیست که چون از علیّین یا سجّین است، باید بى‌اختیار باشد؛ اصولاً در طینت، اختیار هم وجود دارد... همان‌طور که آفرینش خدا نسبت به وجود این‌جهانىِ ما، موجب مجبور شدنِ ما در کارهاى اختیارى نمى‌شود، آفرینش آن مرتبۀ وجود ما نیز که در عالم خزائن الهی است و از آنجا وجود این‌جهانى ما نزول و تقدر یافته، موجب جبرى بودن این موجود نمى‌گردد. وجود این‌جهانى ما، جلوه‌اى از آن موجود است، وجود اختیار در این عالم، حاکى ‌است از اینکه در آن هم، اختیار هست؛ نه اینکه چون آن وجود، وجودى کامل و مثلاً از علیّین است، پس ما در این جهان ناگزیر باید خوب باشیم؛ بلکه در خودِ آن وجود، کمالِ «اختیار» وجود دارد منتها نه به‌گونه‌اى این‌جهانى، که تدریجاً تحقق مى‌یابد» (ر.ک. مصباح یزدی، 1393، ص376ـ379).
    باید توجه داشت که علامه مصباح يزدي نسبت به این سه پاسخ، ابتدا، تعبیر «سه جواب» به کار برده‌ و چنین فرموده‌اند: «... به‌طور فشرده و كُلى، دو جوابِ ساده به این موارد مى‌توان داد و یک جواب دقیق‌تر...» (ر.ک. مصباح يزدي، 1393، ص375) و بعد از تببین جواب سوم، آن را با عنوان «وجه»، «احتمال» و «تحلیل» یاد کرده‌اند: «نزدیک شدن به فضاى این وجه، نیاز به لطف قریحه دارد. به‌هرحال، به‌عنوان احتمال مى‌گوییم: اگر روایات طینت به جهانى فراسوى این‌‌ جهان، نظر داشته باشد، مى‌توان براى آن چنین تحلیلى قائل شد، بى‌آنکه موجب جبر شود» (مصباح يزدي، 1393، ص380).
    همچنین، ایشان، دو جواب اول را «جواب سطحی» شمرده‌اند و تبیین ایشان نسبت به آن دو، در همان حدی است که گذشت (مصباح يزدي، 1393، ص376)، اما نسبت به جواب سوم، آن را به صورت مفصل، مطرح و براى توضیح آن ـ همان‌گونه که بیان شد ـ از مباحث مطرح در معقول، کمک گرفته‌ و شواهدی از آیات نیز آورده‌اند (مصباح يزدي، 1393، ص376ـ380).
    قدر مسلم از تبیین سه جواب، این است که بر خلاف دیدگاه برخی حدیث‌پژوهان (ر.ک. مازندرانی، 1382ق، ج8، ص4؛ موسوی جزایری، بی‌تا، ج1، ص290)، از دیدگاه علامه مصباح يزدي، روایات طینت، مبتلابه مانعی با عنوان «دلالت بر جبر» نیستند و این شبهه، کافی برای سلب کلی حجیت از مجموع آنها نیست.
    با توجه به این بیان و با توجه به اینکه ایشان، مانع دیگری برای التزام به این روایات بیان نکرده‌اند و همچنین با نظر داشتن دو قرینۀ سابق در بررسی بُعد صدور روایات طینت (قرینۀ اول: تصریح به اختلاف طینت معصومان با طینت سایر انسان‌ها بر اساس مفاد برخی روایات طینت؛ قرینۀ دوم: قبول و شرح مفاد برخی روایات طینت)، می‌توان نتیجه گرفت که از دیدگاه علامه مصباح يزدي، موانع یادشده، موجب ضعف استناد به این روایات و ایجاد خلل در حجیت آنها نیستتند.
    نتیجۀ نهایی بررسی ابعاد حجیت روایات طینت
    همان‌گونه که در مقدمه بیان شد، حجیت و اعتبار روایات، مبتنی‌بر احراز چهار بُعد صدور، جهت صدور، حدّ دلالت و عدم مانع است و با توجه به اینکه بر اساس این پژوهش، علامه مصباح یزدی ارکان مقتضی حجیت، یعنی سه بُعد «صدور»، «جهت صدور» و «حدّ دلالت» را در روایات طینت تمام می‌دانستند و در بُعد چهارم حجیت (عدم مانع) نیز، قائل به وجود مانعی در برابر حجیت این احادیث نبودند. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که از دیدگاه ایشان، روایات طینت، فی‌الجمله ـ قطع‌نظر از بررسی تفصیلی رجالی و دلالی نسبت به خصوص هر کدام آن روایات‌ ـ دارای حجیت و اعتبارند و دیدگاه «سلب کلی حجیت، از آن روایات»، فاقد وجاهت است. بنابراین، باید مفاد مطابقی، تضمنی و التزامی آن روایات، کانون توجه و تحلیل در مسائل کلامی و انسان‌شناختی قرار گیرد.
    نتيجه‌گيري
    نتایج حاصل از این پژوهش را می‌توان چنین برشمرد:
    «روایات طینت» بخشی از منابع نقلی مهم انسان‌شناسی اسلامی است که کانون توجه پژوهشگران بوده، دیدگاه‌های گوناگونی نسبت به برخی ابعاد آنها ارائه شده است.
    ارتباط مستحکم مفاد روایات یادشده، با مسائل متعدد «سرشت انسان» ـ مانند وجود یا عدم، اشتراک یا اختلاف، تواطی یا تشکیک و نیکی یا بدی سرشت انسان ـ پژوهش نسبت به «ابعاد حجیت» آن روایات را ضروری می‌کند.
    در پژوهش حاضر، با روش توصیفی ـ تحلیلی دیدگاه علامه مصباح‌ یزدی ـ یکی از مهم‌ترین ‌پیشگامان در اسلامی‌سازی علوم انسانی ـ نسبت به «ابعاد حجیت» روایات طینت، مورد استنباط و پژوهش قرار گرفت.
    نسبت به بُعد صدور روایات طینت، دیدگاه‌های گوناگونی ـ تواتر، استفاضه، خبر واحد حجت و خبر واحد غیرحجت ـ ارائه شده است. بر اساس پژوهش حاضر، علامه مصباح یزدی، روایات طینت را از بُعد «صدور»، با تعبیرهای «روایات فراوان» و «روایات بسیار» یاد کرده‌اند و در آثار ایشان، قرائنی نیز بر حجیت برخی از آن روایات، از بُعد صدور، وجود دارد.
    نسبت به بُعد «جهت صدور» روایات یادشده نیز، برخی حدیث‌پژوهان، صدور آن روایات را به جهت تقیه‌ شمرده‌اند. اما بر اساس بررسی آثار علامه مصباح یزدی، از دیدگاه ایشان، این احتمال منتفی است و روایات یادشده، به جهت بیان واقعیت، صادر شده‌اند.
    ایشان روایات یادشده را از بُعد «حدّ دلالت»، به‌سبب ظهور بدوی در جبر، متشابه می‌شمرند، اما با توجه به نسبیت تشابه در دیدگاه ایشان، تشابه مذکور، قابل رفع و غیرمضر به حجیت آنهاست.
    روایات طینت، از بُعد «مانع حجیت» نیز مورد توجه حدیث‌پژوهان قرار گرفته و موانعی برای حجیت آنها شمرده شده است. علامه مصباح یزدی، از بین موانع یادشده، تنها شبهه دلالت آنها بر جبر را مطرح و سه راه را برای حلّ آن، ارائه داده‌اند.
    با توجه به بررسی تمام ابعاد یادشده، در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که بر اساس دیدگاه علامه مصباح یزدی، رویات طینت فی‌الجمله ـ قطع‌نظر از بررسی تفصیلی رجالی و دلالی نسبت به هر کدام از آنها ـ دارای حجیت و اعتبارند. بر این اساس، باید مفاد مطابقی، تضمنی و التزامی آنها کانون توجه و تحلیل‌های کلامی و انسان‌شناختی قرار گیرد.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • نهج البلاغه (1414ق). تصحیح صبحی صالح. قم: هجرت.
    • آذرنوش، آذرتاش (1390). فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی. تهران: نشر نی.
    • ابن‌فارس، احمد بن زکریا (بی‌تا). معجم مقاییس اللغۀ. قم: مکتب الاعلام الاسلامی‏.
    • ازهری، محمد بن احمد (بی‌تا). تهذیب اللغۀ. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    • انیس، ابراهیم و دیگران (1374). المعجم الوسیط. قم: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
    • برقى، احمد بن محمد (1371ق). المحاسن. قم: ‏دار الکتب الاسلامیه.
    • بستانى، فؤاد افرام (1375). فرهنگ ابجدی. تهران: اسلامى‏.
    • تریگ، راجر (1382). دیدگاه‌هایی درباره سرشت آدمی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
    • تونی، عبدالله بن محمد (1415ق). الوافیة فی اصول الفقه‏. قم: مجمع الفکر الاسلامی.
    • حر عاملی، محمد بن حسن (1418ق). الفصول المهمة فی أصول‌ الأئمة (تکملة ‌الوسائل). قم: مؤسسۀ معارف‌ اسلامى امام ‌رضا(ع).
    • خوانساری، آقا جمال‌‌الدین (1359). شرح احادیث طینت. تهران: نهضت زنان مسلمان.
    • خوئی، سیدابوالقاسم (1422ق). مصباح الأصول. قم: مؤسسۀ احیاء آثار الامام الخوئی‏.
    • ذاکری، مهدی و غلامی، اصغر (1392). طینت و عدل الهی. تحقیقات کلامی، 3، 111ـ127.
    • رضوانی، معصومه و ذاکری، مهدی (1395). روایات طینت و اختیار انسان. پژوهش‌های فلسفی ـ کلامی، 69. 47ـ73.
    • سهرابی‌فر، محمدتقی (1394). چیستی انسان در اسلام. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
    • سیدی بنایی، سیدباقر و نیک‌‌نام، عبدالله (1399). بررسی رابطۀ مفاد احادیث طینت با اختیار انسان و عدل الهی. پژوهش‌های اعتقادی-کلامی، 37 (10)، 119ـ152.
    • شکرکن، حسین و دیگران (1388). مکتب‌های روان‌شناسی و نقد آن. تهران: سمت.
    • شورگشتی، مرادعلی و نقیب‌زاده، محمد (1398)، بازتأملی در دلالت آیۀ 30 سورۀ روم بر تغییرناپذیری فطرت. قرآن‌شناخت، 10 (12)، 5ـ30.
    • شورگشتی، مرادعلی و نقیب‌زاده، محمد (1403)، تأثیر رفتار انسان بر سرشت وی از دیدگاه قرآن کریم. قرآن‌شناخت، 2 (17)، 83ـ101.
    • صدوق، محمد بن علی (1413ق). من ‌لا یحضره ‌الفقیه. قم: جامعۀ مدرسین.
    • صفار، محمد بن‌حسن‏ (1404ق). بصائر الدرجات ‌فی ‌فضائل آل‌ محمّد(ص). قم: کتابخانۀ آیت‌الله مرعشی نجفی.
    • طباطبایی بروجردی، سیدحسین (1374). الاحادیث المقلوبه و جواباتها. قم: دارالحدیث.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1390ق). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏.
    • طوسى، محمد بن حسن‏ (1414ق). الأمالی. قم: دار الثقافة.
    • علم‌الهدی، سید مرتضی (1405ق). رسائل الشریف المرتضى‏. قم: دار القرآن الکریم‏.
    • عیاشی، محمد بن مسعود (1380ق). تفسیر العیاشی. تهران: مکتبة العلمیة الاسلامیه.
    • فدایی اصفهانی، مرتضی و موسوی، سیدمجتبی (1395). تحلیل احادیث طینت و رابطه آن با اختیار انسان. پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی، 5، 89ـ122.
    • فیض‌الاسلام، علی‌نقی (1379). ترجمه و شرح نهج البلاغه. تهران: فیض‌الاسلام‏.
    • قمی، علی بن ابراهیم (1404ق). تفسیر القمی. قم: دارالکتاب.
    • کلینی، محمد بن ‌‌یعقوب (1407ق). الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • گرامی، غلامحسین (1392). انسان در اسلام. قم: دفتر نشر معارف.
    • مازندرانى، محمدصالح (1382ق). شرح الکافی / الأصول و الروضه. تهران: المکتبة الاسلامیه.
    • مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحارالانوار. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    • مجلسی، محمدباقر (1404ق). مرآة العقول. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1392). سیمای سرافرازان. قم: مؤسسۀ آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1393). معارف قرآن 1ـ3 (خداشناسى، کیهان‌‌شناسى، انسان‌شناسى). قم: مؤسسۀ آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1394). قرآن‌شناسی. قم: مؤسسۀ آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1397). جامی از زلال کوثر. قم: مؤسسۀ آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (بی‌تا). سیمای شیعیان در کلام امیر مؤمنان؛ درس‌ اخلاق سال‌های 1387 و 1388 در دفتر مقام معظم رهبری. نرم‌افزار مشکات2، مجموعه آثار علامه مصباح یزدی.
    • مصطفوی، حسن (بی‌تا). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. بیروت: دارالکتب ‌العلمیه.
    • مطهری، مرتضی (1387). فلسفه اخلاق. تهران: صدرا.
    • مطهری، مرتضی (1389). مجموعه آثار. تهران: صدرا.
    • مظفر، محمدرضا (1430ق). اصول الفقه. قم: جامعۀ مدرسین.
    • معین، محمد (1388). فرهنگ فارسی معین. تهران: امیرکبیر.
    • موسوی جزایری، سیدنعمت‌الله (بی‌تا). الانوار النعمانیه. تبریز: مطبعه شرکت چاپ.
    • نقیب‌زاده، محمد و شورگشتی، مرادعلی (1404). سرشت مشترک انسان در قرآن. قم: مؤسسۀ آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
    • نقی‌‌زاده، حسن (1385). اخبار طینت. مطالعات اسلامی، 72، 183ـ211.
    • نوروزی، حمید (1383). سرشت انسان، خیر یا شر. معرفت، 78، 68ـ74.
    • واعظی، احمد (1387). انسان از دیدگاه اسلام. تهران: سمت.
    • وحید بهبهانى، محمدباقر (1415ق). ‏الفوائد الحائریه. قم: مجمع الفکر الاسلامی‏.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شورگشتی، مراد علی. (1404) ابعاد حجیت روایات طینت از دیدگاه علامه مصباح یزدی رحمه‌الله. دو فصلنامه معرفت کلامی، 16(2)، 153-172 https://doi.org/10.22034/kalami.2026.5003742.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مراد علی شورگشتی."ابعاد حجیت روایات طینت از دیدگاه علامه مصباح یزدی رحمه‌الله". دو فصلنامه معرفت کلامی، 16، 2، 1404، 153-172

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شورگشتی، مراد علی.(1404) 'ابعاد حجیت روایات طینت از دیدگاه علامه مصباح یزدی رحمه‌الله'، دو فصلنامه معرفت کلامی، 16(2), pp. 153-172

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شورگشتی، مراد علی. ابعاد حجیت روایات طینت از دیدگاه علامه مصباح یزدی رحمه‌الله. معرفت کلامی، 16, 1404؛ 16(2): 153-172